* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری ( 4/2) *

** از دید شما سقف موفقیت یک مجری چیه ؟
- یعنی آخرین پله ی موفقیت یک مجری تلویزیونی ؟
** بله ....
- من واا... اسمی براش نمی ذارم , ولی فکر می کنم آرامش آخر هر کار خوبی باشه . یعنی
اون لحظه که تو از خودت راضی باشی . من مثلا بعضی وقت ها از خدا یا از خودم می خوام
جوری باشم که وقتی مردم , بخندم . یعنی لبخند بزنم . اون لبخندی که خدام از اون لبخنده
راضی باشه , از سر لذت نباشه . تو اجرا هام یک خاطره ی خوبی ازم مونده باشه . اینکه
وقتی از آدم صحبت می شه , به عنوان یک آدمی که دوست داشتنی بوده , بدی به کسی
نکرده , دروغ به کسی نگفته و یک سری از این مسائل یاد بشه . من فکر می کنم اگر از آدم
اینجوری یاد بشه خیلی خوبه .

** تو اجرا از کسی هم الگوبرداری می کنید ؟
- الگو .... آره . از همه مجری های خوب . البته الگو نه به این معنی که مقلد کسی باشم ! از
کارهای خوب همه ی آدم ها , نه تنها همه ی مجری ها , الگو می گیرم .
** برخوردتون با نظرات مردم چگونه است ؟
- مردم خیلی بهم لطف دارن . بعضی وقت ها منو بیشتر از اونی که هستم بیان می کنند و
مسئولیت منو خیلی سنگین تر از آنچه که فکر می کردم می کنند .
** آقای روا یکم از خودتون بگید ....
- من متولد ۱۳۶۴ هستم . در شهری به نام " بروجن " به دنیا اومدم . مشخصه ی " بروجن "
از نظر علمی اینه که بلندترین شهر ایرانه . پدرم رو تو ۱۱ ماهگی تو جنگ تحمیلی دفاع مقدس
از دست دادم . بعد از اون , مادرم با یکی از هم رزمی های پدرم ازدواج کرد . فرزند اولم , چهار
خواهر و برادر دارم که از پدر خوندم هستن . نوجوانی و برخی از جوانی ام رو به واسطه ی
تحصیل , در اصفهان بودم . بعد از اون یک مدت به همدان رفتم . بعد به واسطه ی ادامه ی
تحصیلاتم به تهران آمدم و از اون موقع در تهران هستم .

** بالاخره فوق لیسانستون به کجا کشید ؟ تمومش کردین ؟
- من تو مرحله ی پایان نامه ی ارشد هستم .
** موضوع پایان نامتون چیه ؟؟
- " حباب در شعر مولوی , صائب و خاقانی "
** سرودن شعر را از چند سالگی آغاز کردید ؟
- من از سوم ابتدایی شروع کردم . بعد یه فاصله داشتم تا اول راهنمایی که شعر گفتم . بعد
از اون اول دبیرستان شعر گفتم و حدودا از سال 81 به بعد به طور مستمر ادامه دادم .
** تا حالا شمردین که چند تا شعر سرودین ؟
- نه ... واقعا هیچ وقت فکر نمی کردم که انقدر فراموششون کنم و شعری که قبلا گفتم برام
مهم باشه . ولی اعتراف می کنم که هیچ دفتر شعری هم ندارم و آدم پر کاری هم نیستم .
شعر گفتن , جزء اولویت های چندمم هست . فکر کنم از این به بعد این کارو باید بکنم .

** برای برنامه ی " با کی بریم سیزده بدر " شما خودتون پیشنهاد دادین که شعرتون به عنوان
تیتراژ پایانی برنامه باشه ؟
- " حامد جواد زاده " مثله برنامه های قبلی که با هم کار کرده بودیم , به من لطف داشت و
بهم اعتماد کرد و پیشنهاد داد که برای تیتراژ شعر بگم . تیتراژ اول رو هم به خواهش من قبول
کردند که یکی از دوستانم آقای " کامران بهرامی " شعرش رو بگن و اون شعرو " رسول پویان "
خوند . تیتراژ پایانی رو من خودم گفتم و آقای " سینا بهداد " که خواننده ی خیلی خوش صدایی
هستن و حتما حتما حتما یکی از شعرام رو می دم ایشون بخونن , خوندن . خدا رو شکر مورد
توجه مردم و خیلی از سایت ها هم قرار گرفته و یکی از بهترین آهنگ های نوروز بود و متوجه
هم شدم که خیلیا درخواست دادن که تو برنامه های زنده هم پخش کنن .
** از کدام یک از برنامه هایی که خودتون اجرا کردین بیشتر خوشتون میاد ؟
- فکر کنم " شیش تاییا " برنامه ی خوبی بود . همین " با کی بریم سیزده بدر " هم با این که تو
تایم خوبی نبود , ولی خیلی مورد توجه و استقبال قرار گرفت . ولی " شیش تاییا " اتفاق جالب
و باحالی بود .

** " با کی بریم سیزده بدر " قرار نیست دوباره پخش بشه ؟
- چرااااا ... یه سری صحبت ها با تهیه کننده های این برنامه کردند که من نمی تونم اسم اون
شبکه ها رو بگم .
ادامه دارد ....
** مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری ( 4/1 ) :
http://khaharanedarya.blogfa.com/post-29099.aspx
سلام به بازدیدکنندگان محترم :