** از دید شما سقف موفقیت یک مجری چیه ؟

 

- یعنی آخرین پله ی موفقیت یک مجری تلویزیونی ؟

 

** بله ....

 

- من واا... اسمی براش نمی ذارم , ولی فکر می کنم آرامش آخر هر کار خوبی باشه . یعنی

اون لحظه که تو از خودت راضی باشی . من مثلا بعضی وقت ها از خدا یا از خودم می خوام

جوری باشم که وقتی مردم , بخندم . یعنی لبخند بزنم . اون لبخندی که خدام از اون لبخنده

راضی باشه , از سر لذت نباشه . تو اجرا هام یک خاطره ی خوبی ازم مونده باشه . اینکه

وقتی از آدم صحبت می شه , به عنوان یک آدمی که دوست داشتنی بوده , بدی به کسی

نکرده , دروغ به کسی نگفته و یک سری از این مسائل یاد بشه . من فکر می کنم اگر از آدم

اینجوری یاد بشه خیلی خوبه .

 

           

 

** تو اجرا از کسی هم الگوبرداری می کنید ؟

 

- الگو .... آره . از همه مجری های خوب . البته الگو نه به این معنی که مقلد کسی باشم ! از

کارهای خوب همه ی آدم ها , نه تنها همه ی مجری ها , الگو می گیرم .

 

** برخوردتون با نظرات مردم چگونه است ؟

 

- مردم خیلی بهم لطف دارن . بعضی وقت ها منو بیشتر از اونی که هستم بیان می کنند و

مسئولیت منو خیلی سنگین تر از آنچه که فکر می کردم می کنند .

 

** آقای روا یکم از خودتون بگید ....

 

- من متولد ۱۳۶۴ هستم . در شهری به نام " بروجن " به دنیا اومدم . مشخصه ی " بروجن "

از نظر علمی اینه که بلندترین شهر ایرانه . پدرم رو تو ۱۱ ماهگی تو جنگ تحمیلی دفاع مقدس

از دست دادم . بعد از اون , مادرم با یکی از هم رزمی های پدرم ازدواج کرد . فرزند اولم , چهار

خواهر و برادر دارم که از پدر خوندم هستن . نوجوانی و برخی از جوانی ام رو به واسطه ی

تحصیل , در اصفهان بودم . بعد از اون یک مدت به همدان رفتم . بعد به واسطه ی ادامه ی

تحصیلاتم به تهران آمدم و از اون موقع در تهران هستم .

 

        

 

** بالاخره فوق لیسانستون به کجا کشید ؟ تمومش کردین ؟

 

- من تو مرحله ی پایان نامه ی ارشد هستم .

 

** موضوع پایان نامتون چیه ؟؟

 

- " حباب در شعر مولوی , صائب و خاقانی "

 

** سرودن شعر را از چند سالگی آغاز کردید ؟

 

- من از سوم ابتدایی شروع کردم . بعد یه فاصله داشتم تا اول راهنمایی که شعر گفتم . بعد

از اون اول دبیرستان شعر گفتم و حدودا از سال 81 به بعد به طور مستمر ادامه دادم .

 

** تا حالا شمردین که چند تا شعر سرودین ؟

 

- نه ... واقعا هیچ وقت فکر نمی کردم که انقدر فراموششون کنم و شعری که قبلا گفتم برام

مهم باشه . ولی اعتراف می کنم که هیچ دفتر شعری هم ندارم و آدم پر کاری هم نیستم .

شعر گفتن , جزء اولویت های چندمم هست . فکر کنم از این به بعد این کارو باید بکنم .

 

 

** برای برنامه ی " با کی بریم سیزده بدر " شما خودتون پیشنهاد دادین که شعرتون به عنوان

تیتراژ پایانی برنامه باشه ؟

 

- " حامد جواد زاده " مثله برنامه های قبلی که با هم کار کرده بودیم , به من لطف داشت و 

بهم اعتماد کرد و پیشنهاد داد که برای تیتراژ شعر بگم . تیتراژ اول رو هم به خواهش من قبول 

کردند که یکی از دوستانم آقای " کامران بهرامی " شعرش رو بگن و اون شعرو " رسول پویان "

خوند . تیتراژ پایانی رو من خودم گفتم و آقای " سینا بهداد " که خواننده ی خیلی خوش صدایی

هستن و حتما حتما حتما یکی از شعرام رو می دم ایشون بخونن , خوندن . خدا رو شکر مورد 

توجه مردم و خیلی از سایت ها هم قرار گرفته و یکی از بهترین آهنگ های نوروز بود و متوجه

هم شدم که خیلیا درخواست دادن که تو برنامه های زنده هم پخش کنن . 

 

** از کدام یک از برنامه هایی که خودتون اجرا کردین بیشتر خوشتون میاد ؟

 

- فکر کنم " شیش تاییا " برنامه ی خوبی بود . همین " با کی بریم سیزده بدر " هم با این که تو

تایم خوبی نبود , ولی خیلی مورد توجه و استقبال قرار گرفت . ولی " شیش تاییا " اتفاق جالب

و باحالی بود . 

 

    

 

** " با کی بریم سیزده بدر " قرار نیست دوباره پخش بشه ؟

 

- چرااااا ... یه سری صحبت ها با تهیه کننده های این برنامه کردند که من نمی تونم اسم اون 

شبکه ها رو بگم . 

 

                                                                          ادامه دارد ....


** مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری ( 4/1 ) :

 

http://khaharanedarya.blogfa.com/post-29099.aspx