« دلنوشته " خواهران دریا " برای حسن ختام مصاحبه ها و دست نوشته های نوروزی »

 

سلام ...   

 

 

اول از همه آرزوی سلامتی داریم برای همه شما همیشه همراهان و دوستان تازه نفس که  

برای اولین بار است که به این جا آمده اند و یا از طریق سایت های دیگر و یا صفحات مجازی  

با این خبرگزاری آشنا شده اند .   

 

 

برای نکته دوم هم می خواهیم مجددا سال نو رو بهتون تبریک بگیم و براتون آرزوی سالی  

خوب , پربار و پر از اتفاقات خوب را بکنیم .    

 

 

به عنوان سومین نکته هم می خواهیم برای بار چندم , اما از سر تواضع , از شما بخواهیم  

که تا جایی که براتون مقدور است از ما که به صورت مستقل و بدون دریافت هیچ گونه  

دستمزدی داریم از فرهنگ و هنر حمایت می کنیم و تمامی رویدادهای فرهنگی و هنری  

کشور را در جهت بهره برداری شما دوستان پوشش می دهیم , حمایت کنین و از

دوستانتون و کسانی که می دونین به هنرهای سینما , تئاتر , موسیقی , رادیو , تلویزیون  

و مطالب و گزارشات تصویری پیرامون این موضوعات علاقه مندند , دعوت کنین که از سایت  

و صفحه اینستاگرام ما که به همین نام ، " خواهران دریا " ، است , دیدن کنند و در کانال

تلگرام ما با همین نام عضو شوند تا در کنار هم بتوانیم اتفاقات خوبی را رقم بزنیم .    

  

 

** طبق رسم هرساله , در پایان پست های نوروزی اختصاصی خودمان , چه مصاحبه ها و  

چه دست نوشته ها , لازم می دانیم که در جهت شفاف سازی دوستان همیشه همراه گله  

خود را از رفتار ناشایست و یا بدقولی های برخی از هنرمندان ابراز داریم :  

 

1 - " اندیشه فولادوند " عزیز که به ما لطف داشتند و دست نوشته نوروزی شان تقدیم  

چشمان زیبایتان شد , به ما قول مصاحبه نوروزی داده بودند که متاسفانه علی رغم پیگیری  

های ما , پاسخگو نبودند .  

 

2 - " آزاده آل ایوب " عزیز که متاسفانه سرکار بودند و از ما خواستند روز بعد باهاشون  

تماس بگیریم که این بار موفق به پاسخگویی نشدند . البته ما از ایشان زیاد به دل نگرفتیم .  

چون به شدت درگیر کار بودند .  

 

3 - " بهنوش بختیاری " عزیز که علی رغم تماس های مکرر ما و پیام های زیاد بابت هماهنگی  

زمان مصاحبه جوابگوی ما نبودند ...  

  

4 - " مریم معصومی " عزیز که به ما گفتند به شدت درگیرند و فرصت گفت و گوی هرچند  

کوتاه ما را هم ندارند !!! 

 

5 - " رویا میرعلمی " , " آزاده صمدی " , " امین مومنی پور " و " هومن خیاط " عزیز که به ما  

قول فرستادن " دست نوشته نوروزی " را داده بودند و این امر میسر نشد !! 

 

6 - " علی اوجی " عزیز که به ما سرسختانه قول مصاحبه داده بودند , اما چندین بار قرار را  

به زمان دیگری موکول کردند و در نهایت هم هیچ دست ما را نگرفت ... 

 

7 -  " مجید واشقانی " عزیز که برای چندمین سال متوالی بدترین برخورد ممکن را با ما  

داشتند و در نهایت هم شماره ما را مسدود کردند ...   

 

8 - " محمدرضا غفاری " عزیز که به ما قول مصاحبه داده بودند , اما وقتی باهاشون تماس  

گرفتیم گفتند مایل به این مصاحبه نیستند .  

 

9 - " محمد نادری " که پاسخگوی تماس ما نبودند ... 

 

10 - " " علی رند وکیلی " عزیز که در حقیقت مقصر مدیر برنامه ایشان , آقای " شبیری "  

بودند که چندین بار به ما قول هماهنگی مصاحبه را دادند و در نهایت این مهم محقق نشد .  

 

11 - " نریمان " عزیز هم از طریق مدیر برنامه شان , به گوش ما رساندند که فعلا فرصت این  

مصاحبه را ندارند و آن را به زمان دیگری موکول کردند .  

 

12 - " میلاد کی مرام " عزیز که به ما قول مصاحبه داد و چندین بار زمان مصاحبه را به زمان  

دیگری موکول کرد و سرانجام تماس های ما را بی پاسخ گذاشت . حتی یک بار " ایلیا کیوان  

از طرف ایشان به ما قول تماس داد . ولی ظاهرا ایشان بیشتر تمایل داشتند که دست ما  

را در پوست گردو بگذارند ... ما از ایشان چنین سابقه ای نداشتیم و بدجور دل شکسته  

شدیم ... 

 

*** ممنونیم از :  

 

1 - " لیلا زارع " عزیز که جوابگوی پیام های ما نبود و پس از تماس , عذرخواهی کرد و از ما  

خواست که مصاحبه را به زمان دیگری موکول کنیم که باید دید این اتفاق خواهد افتاد یا  

خیر ؟!   

 

2 - " نیما رئیسی " عزیز که تا میانه مصاحبه رفتیم , اما گفتند که ترجیح می دهند در زمان  

دیگری گفت و گوی تخصصی با ما داشته باشند که به هرحال از ایشان ممنونیم که حداقل  

توانایی گفتن " نه " را داشتند .      

 

3 - " احسان کرمی " عزیز که با کمال احترام از ما به دلیل سفرشان عذرخواهی کردند . 

 

4 - " امین ایمانی " عزیز که علی رغم این که چندین بار زمان مصاحبه را تعیین کرد و این  

امر میسر شد , در نهایت دلیل آن را مشغله کاری عنوان کرد و ضمن عذرخواهی , " دست  

نوشته عیدانه " خود را در اختیار ما قرار داد .  

 

5 - " یاحا کاشانی " عزیز که به دلیل مشغله کاری از ما عذرخواهی کرد .   

 

***** در پایان از تمامی هنرمندان عزیزی که به ما اعتماد کردند و ما را قابل دانستند تا با  

هم مصاحبتی داشته باشیم و یا این افتخار نصیبمان شود که دست نوشته های  

ارزشمندشان را برای این ایام مبارک در سایتمان قرار بدهیم , صمیمانه سپاسگزاریم .  

 

" التماس دعا "    

 " خبرگزاری فرهنگی و هنری خواهران دریا "  

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

15 - " امیرعلی نبویان " ( نویسنده ، مجری و بازیگر ) : دارم خواننده می شم !

                          

 

    

 

1 -  سالی که گذشت براتون چه طور بود ؟

2 -  آخرین بار کی از روی آتش چهارشنبه سوری پریدید ؟

3 -  اهل خونه تکونی هستید ؟

4 -  اولین تبریک عید رو به کی می گید ؟ 

5 -  بهترین عیدی که تا امروز گرفتید ؟

6 -  اولین کسی که دلتون می خواد بعد از سال تحویل بیاد خونتون کیه ؟

7 -  بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

8 - خاطره انگیزترین نوروزی که سپری کردید ، چه سالی بود ؟

9 -  بهترین سین هفت سین از دید شما چیه ؟

10 - اگر قرار بود یک سین به هفت سین اضافه کنید ، چه چیزی اضافه می کردید ؟  

11 - فکر می کنید خودتون شبیه کدوم یک از سین های هفت سین هستید ؟

12 - آخرین کار مهمی که دلتون می خواد امسال انجام بدید ؟ 

13 - دوست دارید کجا رو برای سفر انتخاب کنید ؟ برنامه ای برای نوروز دارید ؟

14 - دلتون می خواد نوروز کجا باشید که نمی تونید ؟

15 -  جای چه کسی امسال در خانوادتون خالیه ؟

16 -  بهترین دوستی که در سال 94 پیدا کردید ؟

17 -  دوست دارید سال 95 چه چیزی رو نو کنید ؟

18 -  بهترین اتفاقی که دلتون می خواد در سال 95 براتون بیفتد ، چیه ؟

19 -  برای سال جدید چه قراری با خودتون گذاشتید ؟

20 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 95 از نظر شما چیه ؟ 

21 -  بهترین کاری که در سال 94 بازی کردید ؟  

22 -  شخصیت هنری سال 94 به نظر شما چه کسی بود ؟

23 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - خوب بود ... سال خیلی خوبی بود . بیشتر مشغول کاشتن یک چیزهایی بودم که سال  

95 درو کنم .

  

2 - 5 دقیقه پیش

 

3 - نه . 

 

4 - به پدر و مادرم .  

 

5 - امسال منتظرشم ... از مردم می گیرم

 

6 - دوستان نزدیکم . 

 

7 - اگه بگم از 94 خیلی چیزی یادم نمیاد باور می کنید ؟!

 

8 - احتمالا امسال ( سال 95 ) .

 

9 - سکه .

 

10 - ( فکر می کند ) ... سوراخ کلید ( با خنده ) .   

  

11 - ( فکر می کند ) سیب .

 

12 - فعلا نمی خوام بهش اشاره ای بکنم ... ( البته منظورشون اجرا در بخش " لباهنگ "  

برنامه " خندوانه " بود . )

  

13 - می رم خونم ... می رم شمال .  

   

14 - آبادان . 

 

 

15 - والله اونایی رو که باید از دست می دادیم رو دادیم دیگه ... الان یک پدر و مادر داریم ،  

بذارید این ها بمونن دیگه .

 

16 - رفقای زیادی دارم . بهترین دوست در سال 94 ( فکر می کند ) ... نمی دونم . آخه هر  

کدومشون یه جورند .

 

17 - سال 95 هم مثل سال 94 هست دیگه ... چیز خاصی نو نمی شه . زمین یه دور چرخیده  

... خیلی اتفاقی نمی افته . ما داریم زور می زنیم که وانمود کنیم که اتفاقی میفته ( با خنده  

) . مثلا یک شلوار نو ... شلوار رو نو می کنم ( با خنده ) ...

    

18 - همین که سلامت باشیم خوبه دیگه .

 

19 - واالله خیلی به خودم اعتماد ندارم که قراری بزارم ( با خنده ) ... ولی یک سری کارها  

سال 94 کردم ، یک سری چیزهایی کاشتم که امسال باید درو بشه

 

20 - ( فکر می کند ) ... به نظرم از بین سریال ها " پایتخت 4 " ، با اینکه از سه تای قبلیش  

کمتر دوست داشتم ، ولی بازم به نظرم بهتر بود . متاسفانه فرصت نکردم در جشنواره فیلم  

ببینم ... از " کوچه بی نام " بدم نیومد . موسیقی هم ... من به طور کلی طرفدار " محسن  

چاوشی " هستم و موسیقی سریال " شهرزاد " ، " کجایی " ، که با توجه به ترجیع بند بسیار  

ساده ای که داشت , بسیار فراگیر شد رو دوست داشتم

 

21 - صد برگ .

 

22 - ( فکر می کند ) ... " سعید روستایی " . به خاطر سن کمش ، موفقیت چشم گیر و بسیار  

غافلگیرکننده اش . متاسفانه هنوز فیلم رو ندیدم . ولی به هر حال فکر می کنم فیلم خوبیه .  

امیدوارم همین مسیر رو موفق تر و پر شکوه تر ادامه بده .

 

23 - ( فکر می کند ) ... دارم خواننده می شم .

 

24  - سال نوشون مبارک باشه . انشاالله که سلامت باشند

  

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

14 - " رویا میرعلمی " ( بازیگر ) : همیشه جای پدرم خالیه 

 

 

                          

 

 

     

 

 

 

 

1 -  سالی که گذشت براتون چه طور بود ؟

2 -  آخرین بار کی از روی آتش چهارشنبه سوری پریدید ؟

3 -  اهل خونه تکونی هستید ؟

4 -  اولین تبریک عید رو به کی می گید ؟ 

5 -  بهترین عیدی که تا امروز گرفتید ؟

6 -  اولین کسی که دلتون می خواد بعد از سال تحویل بیاد خونتون کیه ؟

7 -  بهترین و بدترین سالی که داشتید ؟

8 - خاطره انگیزترین نوروزی که سپری کردید ، چه سالی بود ؟

9 -  بهترین سین هفت سین از دید شما چیه ؟

10 - اگر قرار بود یک سین به هفت سین اضافه کنید ، چه چیزی اضافه می کردید ؟  

11 - فکر می کنید خودتون شبیه کدوم یک از سین های هفت سین هستید ؟

12 - آخرین کار مهمی که دلتون می خواد امسال انجام بدید ؟ 

13 - دوست دارید کجا رو برای سفر انتخاب کنید ؟ برنامه ای برای نوروز دارید ؟

14 - دلتون می خواد نوروز کجا باشید که نمی تونید ؟

15 -  جای چه کسی امسال در خانوادتون خالیه ؟

16 -  بهترین دوستی که در سال 94 پیدا کردید ؟

17 -  دوست دارید سال 95 چه چیزی رو نو کنید ؟

18 -  بهترین اتفاقی که دلتون می خواد در سال 95 براتون بیفتد ، چیه ؟

19 -  برای سال جدید چه قراری با خودتون گذاشتید ؟

20 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 95 از نظر شما چیه ؟ 

21 -  بهترین کاری که در سال 94 بازی کردید ؟  

22 -  شخصیت هنری سال 94 به نظر شما چه کسی بود ؟

23 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - یک سال کاملا تئاتری بود . چون همش روی صحنه بودم .

  

2 - دیشب

 

3 - بله . 

 

4 - قطعا به همسر و پسرم که پیشم هستند .  

 

5 - نقاشی که از پسرم گرفتم  .

 

6 - مادرم . 

 

7 - اصولا من همیشه نگاهم خوبه . یعنی هر سال رو بهترین نگاه می کنم . ولی سال بدی که  

داشتم ، سالی بود که جراحی پا کرده بودم . خیلی سال بدی بود .

 

8 - فکر می کنم سالی بود که ازدواج کردم . چون من در نوروز و 4 فروردین ازدواج کردم .

 

9 - سیب .

 

10 - ( فکر می کند ) ... سرمه .   

  

11 - ( فکر می کند ) فکر می کنم شبیه سمنو هستم ( با خنده ) .

 

12 - اینکه سه تا اجرای باقی مونده رو به بهترین نحو روی صحنه انجام بدم .

 

13 - برنامه نوروزی دارم . دوست دارم یکی از شهرهای ایران برم ... هنوز تصمیمی نگرفتم .   

 

   

14 - دوست داشتم یک جزیره خیلی دور خالی از سکنه خوش آب و هوای خیلی فوق العاده  

که خیلی هم از ایران دور باشه ، باشم که نمی شه ( با خنده ) .

 

15 - همیشه جای پدرم خالیه .

 

16 - من اصولا در دوستیابی ضعیف هستم . ولی رابطم رو با دوست هایی که از قبل داشتم  

، محکم تر کردم . ولی زیاد اهل رفیق بازی نیستم . چند تا دوست خوب دارم که همیشه با  

اون ها دوستم .

  

17 - دوست دارم ذهنم ، قلبم و همه چیم نو بشه .

    

18 - دوست دارم یک کار خیلی خیلی خوب و یک نقش خیلی خیلی خوب برای تلویزیون یا  

سینما بهم بخوره .

 

19 - قرار گذاشتم که به یه سری چیزها که اصلا مهم نیستند ، اهمیت ندم 

 

20 - سریال ، چون خودم در " شمعدونی " بودم ، سریال " شمعدونی " رو انتخاب می کنم .  

سال 94 چند تا آلبوم خوب بیرون اومد ... یکیش مال " همایون شجریان " بود ، یکیش مال  

" علیرضا قربانی " بود ... این ها رو خیلی دوست دارم

 

21 - یک تئاتری داشتم به اسم " مضحکه شبیه قتل " ، اون رو خیلی دوست داشتم .

 

22 - به نظر من تنها نباید در هنر ، هنرمند بود . می شه در حیطه های دیگه هم هنرمندانه  

کارهایی رو کرد که اتفاق های خوب بیفته . من خودم " محمدجواد ظریف " رو به عنوان  

هنرمندترین شخص سال که هنرمندانه و با سیاست جلوی خیلی چیزها ایستادند و برای  

مردم مملکتشون یک کار بزرگ انجام دادند ، انتخاب می کنم .

 

23 - من به زودی هالیوود می رم ( با خنده ) .

 

24  - امیدوارم که یک سال پر از سلامتی داشته باشند . سلامتی خیلی نعمت بزرگیه که  

خداوند به ما بی شائبه می ده و ما هیچ وقت قدرش رو نمی دونیم .  

 

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

13 - " حامد آهنگی " ( بازیگر ) : با خودم قرار گذاشتم که خوش اخلاق تر باشم

                          

     

 

 

1 -  سالی که گذشت براتون چه طور بود ؟

2 -  آخرین بار کی از روی آتش چهارشنبه سوری پریدید ؟

3 -  اهل خونه تکونی هستید ؟

4 -  اولین تبریک عید رو به کی می گید ؟ 

5 -  بهترین عیدی که تا امروز گرفتید ؟

6 -  اولین کسی که دلتون می خواد بعد از سال تحویل بیاد خونتون کیه ؟

7 -  بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

8 - خاطره انگیزترین نوروزی که سپری کردید ، چه سالی بود ؟

9 -  بهترین سین هفت سین از دید شما چیه ؟

10 - اگر قرار بود یک سین به هفت سین اضافه کنید ، چه چیزی اضافه می کردید ؟  

11 - فکر می کنید خودتون شبیه کدوم یک از سین های هفت سین هستید ؟

12 - آخرین کار مهمی که دلتون می خواد امسال انجام بدید ؟ 

13 - دلتون می خواد نوروز کجا باشید که نمی تونید ؟

14 -  جای چه کسی امسال در خانوادتون خالیه ؟

15 -  بهترین دوستی که در سال 94 پیدا کردید ؟

16 -  دوست دارید سال 95 چه چیزی رو نو کنید ؟

17 -  بهترین اتفاقی که دلتون می خواد در سال 95 براتون بیفتد ، چیه ؟

18 -  برای سال جدید چه قراری با خودتون گذاشتید ؟

19 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 95 از نظر شما چیه ؟ 

20 -  بهترین اجراتون در سال 94 کدوم اجرا بود ؟  

21 -  فکر می کنید سال 95 سال خوش شانسی براتون باشه ؟ 

22 - جای کدام هنرمند سر سفره هفت سین خالی بود ؟

23 - از کدوم هنرمند تا حالا عیدی گرفتید ؟  

24 - شخصیت هنری سال 94 از دید شما چه کسی بود ؟

25 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

26 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - هم خوب بود ، هم بد بود . کاملا 50 - 50 بود ( با خنده ) .

  

2 - 4 ، 5 سال پیش

 

3 - خیلی نه . اصلا دوست ندارم ( با خنده ) . 

 

4 - به مادرم .  

 

5 - خیلی عیدی های خوب گرفتم . سن که از دوره نوجوانی به جوانی می ره ، خیلی بهت  

عیدی نمی دهند ، تو باید عیدی بدی . بهترین عیدی ... نمی دونم به خدا ...  هر چی بگم  

دروغ گفتم . 

6 - خواهرم

 

7 - بهترین ... ( فکر می کند ) ... در سال 94 اتفاق شخصی مهمی برام نیفتاد . اما به لحاظ  

کاری اتفاق مهم این بود که من در سال 94 تونستم خودم کارم رو شروع کنم ، تیمم رو اون  

جوری که دوست دارم بچینم و کار جدیدم رو بعد از چهار سال روی صحنه ببرم . من خیلی  

نا امید شده بودم ، ولی در اوج نا امیدی اوکی شد و بهترین اتفاق سال 94 من در تاریخ 23  

دی اتفاق افتاد که تونستم بعد از چهار ماه ممنوع الکار بودن ، با کار جدیدم روی صحنه برم .  

خدا رو شکر هم مورد استقبال واقع شد . بدترینش هم این بود که ممنوع الکار شدم و چهار  

ماه روی صحنه نبودم . برای من که هر شب روی صحنه هستم ، چهار ماه روی صحنه نبودن  

یه جورایی مرگه دیگه ...

 

8 - ( فکر می کند ) ... حدود 6 ، 7 سال پیش , من لحظه سال تحویل روی صحنه بودم . یادمه  

که سال تحویل ساعت 9 ، 9:30 شب بود و من اون موقع روی صحنه بودم و برام خیلی جالب  

بود . از یک طرف ناراحت بودم که نتونستم پیش خانوادم باشم ، از یه طرف هم یه حس  

متفاوتی برام بود ... سال تحویل متفاوتی بود . لحظه ای که برای اولین بار با همسرم و پسرم  

" آراد " ، سه نفره سر سفره هفت سین نشستیم , سال تحویل جالبی بود . 

 

9 - ( خنده ) ... سیر که نیست ، چون بوش بده , ولی خیلی مفیده . من ... سرکه رو بهترین  

سین هفت سین انتخاب می کنم .

 

10 - سلامتی .   

  

11 - ( خنده ) ... من شبیه ( فکر می کند ) ... نمی دونم ... فکر کنم شبیه سیبم .

 

12 - همون که نمایش جدیدم رو دو ماه تمرین کردم و آماده اش کردم ، کار مهم برای خودم  

بود . اصولا من کارهای مهم زیاد انجام نمی دم ... همین کارهای کوچولو هم انجام بدم ، کار  

بزرگی کردم . من چون آدم مهمی نیستم ، اصولا کار مهم هم انجام نمی دم .

   

 

13 - دوست داشتم تعطیلات نوروزی روی صحنه باشم که بودم .  

   

14 - مسلما پدرم و برادرم که از دستشون دادم .

 

15 - خب زیاد بودند ... ولی فکر کنم " رضا عظیمی " بهترین دوستی بود که در سال 94 پیدا  

کردم

 

16 - دوست دارم ماشینم رو نو کنم ( با خنده ) ... چون من خیلی به ماشین علاقه دارم .

    

17 - دوست دارم که یک فیلم یا یک سریال خوب کار کنم . تا حالا دوست نداشتم . دوست  

داشتم همش روی صحنه باشم . موقعیت هایی هم پیش اومد ، منتهی باب میلم نبود .  

دوست نداشتم فقط به صرف اینکه سینما و تلویزیونه و دیده می شم حتما برم . دوست  

دارم اتفاق به موقع و درست بیفته . این شعار منه و همیشه به همه می گم که اتفاق  

درست و به موقع ، هر چند دیر بیفته .

 

18 - با خودم قرار گذاشتم که خوش اخلاق تر باشم ، خانوادم رو بیشتر ببرم بگردونم و کمتر  

ولخرجی کنم

 

19 - من سریال رو چون نمی بینم ، نمی تونم بگم بهترین سریال چی بوده . چون من شب ها  

روی صحنه هستم و سریال رو هم باید دنبال کنی ، من زیاد حوصله اش رو ندارم . معمولا  

دی وی دی می گیرم و یک سره می بینم . ولی " شهرزاد " رو پسندیدم به عنوان یک  

سریالی که حداقل می تونم بگم خیلی خوب شروع شد و امیدوارم همین جوری ادامه پیدا  

کنه . البته چند قسمتش رو هم ندیدم . فیلم ... من معمولا تو سینما می بینم ، اگر هم  

نرسم حتما دی وی دیش رو می گیرم و حتی یک بارم شده می بینم . چون ما حرفه مون  

اینه . البته فیلم های سوپرمارکتی رو اصلا نمی بینم . ولی فیلم هایی که در سینما اکران  

شده رو یک بارم شده می بینم . متاسفانه سال 94 به نظر من برای سینمای ما سال خیلی  

خوبی نبود . ولی جشنواره چند تا کار خوب داشتیم که من بهترین فیلمی که دیدم ، " ابد و  

یک روز " بود . موسیقی ... ( فکر می کند ) ... کار " همایون شجریان " ، " چرا رفتی " به  

نظرم بهترین بود . 

 

20 - من کار جدیدم رو در عید هم بدترین اجرا و هم بهترین اجرا داشتم . ما چون روی صحنه  

هستیم ، انرژیمون رو از مردم می گیریم . شاید بدترین اجرا هم از نظر مردم اجرای خوبی  

بوده ، ولی من همیشه بالاترین حد رو در نظر می گیرم . دوست دارم هر شب عالی باشه .  

شبی که عالی نباشه به نظر من بدترینه . نمی تونم بگم متوسطه ، نه ... من در کارم  

متوسط ندارم . یا عالی ، یا بدترین . 4 فروردین بدترین اجرای سال جدیدم بود . ولی بعد از  

اون همشون عالی بود ... اصلا بد نداشتم

 

21 - امیدوارم . چون سال میمون هست ، دوست دارم سال خوش شانسی باشه . 

 

22 - خیلیا ... چون سال 94 خیلیا رو از دست دادیم . ولی جای استاد " مرتضی احمدی " و  

" مرتضی پاشایی " عزیز خیلی خالیه .

 

23 - من از هنرمند عیدی نگرفتم . فقط دوران کودکیم از " رسول خادم " عیدی گرفتم . از  

ورزشکار گرفتم ... از هنرمند عیدی نگرفتم

 

24 - " همایون شجریان " .

 

25 - ( فکر می کند ) ... " ایران خودرو " و " سایپا " دیگه ماشین تولید نمی کنند .

 

26  - عاشقشونم . عید می تونه هر روز باشه ، نه فقط 13 روز . این یک المان هست ، یک  

خاطره است ، سنت پیشینیان ماست . به نظر من هر روزی که انسان به دیگران عشق  

بورزه و احساس خوبی از اون ها دریافت کنه ، عشق بگیره از اطرافیانش , اون روز برای  

همه ما عیده . من عید رو دوست دارم ، به دلیل اینکه مردم یه مقدار مهربون تر می شوند ،  

دوست دارند از لحظاتشون بیشتر استفاده کنند ، دوست دارند بیشتر همدیگه رو ببینند .  

چه اشکالی داره بعد از عید هم همین باشه ، همین رفت و آمدها و دورهمی ها باشه .  

خیلی زندگی رو قشنگ می کنه . انشاالله همیش بخندید و شاد باشید ... 

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

12 - " عباس غزالی " ( بازیگر ) : مطمئنا سال 95 سال بسیار ویژه ای خواهد بود 

                         

  

 

 

1 -  دلتون می خواد چند بهار دیگه رو ببینید ؟

2 -  بهترین و بدترین اتفاق تون در سال 94 ؟

3 -  دلتون می خواد اولین تبریک عید رو از کی بشنوید ؟ ( خارج از نزدیکان )؟

4 -  اولین آرزوتون سر سفره ی هفت سین چیه ؟ 

5 -  اهل چیدن سفره هفت سین هستید ؟

6 -  کدوم سنت عید براتون اهمیت بیشتری داره ؟

7 -  اگر قرار بود یک سین به سفره هفت سین اضافه کنین ، چی اضافه می کردید ؟

8 -  فکر می کنید خودتون شبیه کدوم سین هستید ؟

9 -  رویایی ترین سال تحویلی که سپری کردید ؟

10 - دعاتون سر سفره سال تحویل چیست ؟  

11 - بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

12 -  کدوم آرزوتون در سال 94 آورده شد و کدوم نشد ؟ 

13 - فکر می کنید سال 95 سال خوش شانسی تون باشه ؟

14 - جای کدون هنرمند سر سفره هفت سین خالیه ؟

15 -  از کدوم هنرمند تا به حال عیدی گرفتید ؟

16 -  اولین کاری که بعد از تعطیلات نوروز انجام می دهید ؟

17 -  ارزشمندترین دارایی انسان چیست ؟

18 -  بهترین موضوعی که در سال 94 اجرا کردین ؟

19 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 94 از نظر شما کدام است ؟

20 -  بهترین کنسرتی که در سال 95 رفتید ؟ 

21 -  شخصیت هنری سال از دید شما کیست ؟  

22 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

23 -  یک جمله درباره بهار بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - تا موقعی که بتونم زیبایی های بهار رو ببینم ، حس کنم و بفهمم ، تا اون موقع دوست  

دارم بهار رو ببینم .

  

2 - بدترین از دست دادن عزیزانی که سال های گذشته در کنارمون بودند ، اما سال جدید  

قراره نباشند . از هنرمندان ، ورزشکاران و عزیزان گرفته شده تا افراد دیگه . بهترین هم  

اتفاقات بین المللی و افتخارانگیز همه حرفه ها در همه مراحل ، شکست تحریم ها توسط  

گروه زحمت کشی که رفتند و به خوبی از منافع کشورمون ایران دفاع کردند .

 

3 - ( فکر می کند ) ... فرقی نمی کنه . تبریک عید ، تبریکیه که شاید یکی زودتر تبریک بگه ،  

یکی دیرتر . چیزی که خیلی مهمه اینه که همه به هم تبریک می گن و از این حال و هوای  

جدید و نو لذت می برند و حال و هوای همه بهاری می شه و با این حال و هوای قشنگ همه  

به مدت 10 ، 15 روزه و حتی یک ماهه همه سر زبون هاسون جمله تبریک عید هست ... این  

خیلی ارزشمنده .  

 

4 و 10 - مطمئنا عاقبت به خیری و در کنار خانواده بودن ، حس خانواده توسط خدا ، اینکه همه 

آدم ها همیشه در کنار خانواده هاشون سلامت باشند ، هیچ عزیزی روی تخت بیمارستان  

نباشه ، همه مریض ها لباس عافیت بپوشند ، تمام بیمارانی که در بیمارستان ها هستند شفا  

پیدا کنند , به خصوص کسانی که بیماری سخت و لا علاج دارند . آرزوی همه اتفاقات خوب در  

سال جدید ، زندگی پر از برکت ، جیب های پر از پول . یک دعای کلی هم هست ، ظهور آقامون 

امام زمان .  

 

5 - بله ... مطمئنا این هم از سنت های زیبای ما ایرانی ها هست . ما هم سعی می کنیم ازش  

تبعیت کنیم . هر چند شکل و شمایلش ممکنه خیلی مجهز و شلوغ نباشه ، ولی سعی می  

کنیم هفت سینمون ، هفت تا سینش رو داشته باشه . اگر هم مختصر هست ، حال و هوای  

خودش رو داشته باشه ... دوست داشتنی باشه .

 

6 - مطمئنا نو شدن ، فراموش کردن و کنار گذاشتن عادت های بد ، زشت ، منفی و کدورت ها  

، کینه ها ، و به سمت اتفاقات مثبت ، خوبی ها ، قشنگی ها و نو شدن و مهربونی ، عشق  

ورزیدن تکیه کنه . دید و بازدیدها ، صله رحم رو برگزار کردن , احترام گذاشتن به بزرگ تر های  

خانواده ، پدر , مادر , پدربزرگ , مادربزرگ , اقوام . این ها همه ارزشمنده و البته عیدی دادن  

هایی که مدتیه که نمی گیریم ، گذشته ، ولی ما سعی می کنیم به کوچکترها عیدی بدهیم .  

به برادرزاده های عزیزم ، خواهرزاده های عزیزم ، حتما عیدی می دهم . چون یک زمانی می  

گرفتیم ، حالا باید بدهیم .    

 

  

7 - ( فکر می کند ) ... ساعت . چون ساعت خیلی برای من همه ريال یعنی زمان و دقیقه ای  

که داره می گذره ، چقدر ارزشمنده و هیچ چیزی ارزشندتر از زمان و وقت نیست . آدم متوجه  

نمی شه و هیچ وقت اون نمی ایسته تا تو متوجه بشی . فقط در حال سپری شدنه و تو  

بایستی در این چرخش و گذر زمان ، خودت رو به روز کنی و در حال فعالیت و تکاپو باشی و  

بخوای کارت رو پیش ببری ، وگرنه اون نمی ایسته که تو انجام بدی ، بعد شروع کنه به حرکت  

کردن . پس به این دلیل خیلی ارزشمنده که این سین با ارزش در هفت سین باشه که  

همیشه نگاه کاملش به زمان باشه و این رو بفهمه که زمان داره می گذره و تو باید نهایت  

استفاده را از اون ببری .

 

8 - ( فکر می کند ) ... شبیه سبزه . چون سعی می کنم همیشه در حال رشد باشم و شاداب  

باشم ، طراوت داشته باشم و هیچ وقت سبزه و گیاهان تکراری نمی شوند .

 

9 - والله همشون عالی بودند . دو سال پیش خیلی برای من رویایی بود ، به دلیل سفرهایی  

که همیشه سال تحویل به حرم امام رضا دارم . دو سال پیش خیلی اتفاق ویژه ای برای من  

بود . به دلیل اینکه من دقیقه 90 برای بلیت اقدام کردم و اصلا نبود . خیلی پررو رفتم فرودگاه  

و تقاضای بلیت کردم و دوستان به من گفتند که بلیت ها از 10 ، 15 روز و یک ماهه پیش پر  

شده . دوستانی اونجا داشتم که به من محبت داشتند و با سختی خیلی زیاد تونستن یکی از  

بلیت های مهمانداری که نبوده رو به من دادند و من سوار شدم و یک ساعت قبل از سال  

تحویل فرودگاه مشهد رسیدم . بعد راننده تاکسی اونجا من رو تا نزدیک حرم رسوند و ایستاد .  

گفتم چرا جلوتر نمی ری ؟ گفت که اینجا مسیر بسته است . نگاه کردم ، دیدم که واقعا کیپ  

تا کیپ آدم در اون خیابون هست و باید مسافتیش رو پیاده برم . از اونجایی که شهرستان  

نسبت به پایتخت یه خرده انگار بیشتر بازیگرها رو می شناسند ، من هم همیشه در حرم و  

جاهای مقدس برای اینکه خدایی نکرده اهانتی به ساحت مقدس اماکن مقدس نشه ، ماسک  

می ذارم که هم عبادت راحت تر صورت بگیره ، هم اینکه خدایی نکرده من نقطه تمرکز نشم و  

حال و هوای قشنگ مردم رو ناخواسته بهم نزنم . من دویدم بین مردم که برسم ، دیدم که  

درها کاملا بسته و کلی متقاضی دم در ایستادند که یک جوری داخل برند و از خادم اونجا  

التماس می کردند که تو رو خدا بذارین داخل بریم و دائما بلندگو اعلام می کرد که دوستانی  

که پشت در هستند ، برن و بعد از سال تحویل بیان . چون تا اون موقع در باز نمی شه و داخل  

جای سوزن انداختن نیست . من خیلی ناراحت شدم از این بابت . چون که من نذرم این مدلیه  

که حتما باید در صحن اصلی رو به روی گنبد طلا باشم و مجبور شدم این رو به خادم اونجا بگم  

و خادم فکر کرد منم مثل اون آدم ها هستم و زیاد اهمیت نمی داد . من مجبور شدم ماسکم  

رو بردارم , تا من رو بشناسه . من وقتی این کار رو کردم ، کارم مصادف شد با 200 ، 300 تا  

عکس سلفی . اون خادم هم خیلی محبت کرد و سعی کرد یک جوری در رو باز کنه که من یه  

نفر به خاطر نذرم داخل بیام . باز شدن در هم مصادف شد با همون 200 ، 300 نفری که سلفی  

گرفتند که می خواستند داخل بیان . من داخل رفتم ، منتهی در یک صحنی در اومدم که اصلا  

هیچ اثری از گنبد نبود . یعنی یک صحن دیگه ای بود . بعد دیدم همه راه های ارتباطی به  

صحن های دیگه بسته است ... این باعث شد که من برم دست به دامن یک خادم دیگه بشم و 

ماسکم رو بردارم . باز مصادف شد با چندین عکس سلفی و بعد محبت کردند من رو به اون  

صحن بردند . من شارژ موبایلم هم رفته بود و باید با هواپیمایی هماهنگ می کردم که برای  

من یک بلیتی رو برای پرواز برگشتم فیکس کنن . از اون دوستان خواستم من رو به یک جایی  

ببرند که پریز داشته باشه تا موبایلم رو به شارژ بزنم . انقدر شلوغ بود ، نمی شد من مسیر  

رو طی کنم و به اون صحن برم . در هم کاملا بسته بود . اما محبتی که این دوستمون انجام  

داد ، آقایی بود به اسم " شایسته " ، این بود که من رو جزء گروه صالحین ( گروهی هستند  

که باید کسانی رو که کار خلاف انجام می دهند یا هر چیز دیگه ای ، ارشاد کنند ) قرار دادند .  

به من گفتند که یک راه بیشتر نداری تا شما رو از اینجا رد کنیم اون طرف ببریم . گفتم که چه  

جوری ؟ به من گفتش که من بایستی دست هات رو بپیچونم به پشت و حالت اینکه تو یه کار  

خلاف کردی و من  

تو رو گیر انداختم ، تا با این حالت من تو رو از اینجا ببرم . به من گفت که من رو ببخشید و  

ماسک روی صورتتون باشه . گفتم خواهش می کنم و ایشون شروع کرد به نقش بازی کردن  

و اون لحظه خیلی برای من جالب بود . بهم می گفت چرا این کار رو کردی فلان فلان شده ؟  

اینجا جای این کارهاست ؟ و ... گاه گداری هم در گوش من می گفت ببخشید . خلاصه این  

مسیر رو رد کردم . بقیه خادمین اومدند گفتند که چی شده ؟ این دوستمون گفت هیچی ،  

فقط می خواهیم جمعیت رو کنار بزنیم . بعد ماسک رو برداشتم و با این عزیزان هم چند تا  

سلفی گرفتم . بعد این دوستان من رو از یک راه های پشت پرده ای بردند و یک قالیچه ای  

آویزون بود . قالیچه رو زدند کنار دیدم در آسانسور هست . با آسانسور رفتم طبقات بالا و  

دیدم در یک اتاقکی ظاهر شدم که یک سری خادمین عزیز اونجا پیشکسوت و پیر نشسته  

بودند و اونجا جایگاه این عزیزان دوست داشتنی بود . من گوشیم رو به شارژ زدم . بعد این  

خادم عزیز گفتش می خوای گوشیت چند دقیقه اینجا شارژ بشه ، بعد تو صحن ببرمت . حدود  

ده دقیقه قبل از سال تحویل بود که دیدم اونجا تراسی هست و این تراس رو که باز کردم و  

داخل رفتم ، دیدم که مشرف به دقیقا رو به روی گنبد و مستقیم و هم ارتفاع خود گنبد هست  

. یعنی همه زائرین پایین بودند و من 2 ، 3 طبقه بالا در جایگاه عکاسان ویژه اومده بودم و من  

از اون دوستمون خواستم که من رو در اون تراس بذارن و بهترین جایگاه رو برای من امام رضا  

رقم زد و طلبید که به این صورت سال تحویلم شکل بگیره که خیلی ارزشمند بود . یادمه  

همون موقع هم یه فیلمی گرفتم و در اینستاگرامم گذاشتم .

   

11 - بهترین خاطره سال 94 من ازدواجم بود که زندگی مشترک تشکیل دادم و وارد برگ  

جدیدی از زندگی شدم . بدترین خاطره سال 94 برای من ... یه آسیب دیدگی در بدنم از ناحیه 

مهره های کمر صورت گرفت که باعث شد من 3 یا 4 ماه روی کمرم مراقبت ویژه انجام بدم و  

نتونم فعالیتی بکنم . حتی انقدر این مراقبت ویژه بود که دکتر رانندگی و از پله بالا و پایین  

رفتن رو منع کرده بود . خدا رو شکر الان رو به بهبودی هستم و این اتفاق رفع شد . اما من  

اصولا این ها رو هم اتفاق بد نمی دونم ... می تونست اتفاق بدتری برام بیفته . همین که در  

این حد ختم به خیر شد یعنی که اتفاق خوبی بوده . چون خدا مطمئنا بد برای هیچ کس نمی  

خواد .

 

12 - یکی از آرزوهای سال 94 که برآورده شد ، راهیابی فیلم " قیچی " به جشنواره فیلم فجر  

بود و آرزویی که برآورده نشد ، این بود که متاسفانه این فیلم فقط به دلیل نداشتن مجوز  

سینمایی نتونست در بخش هایی راه پیدا کنه که بازیگری و مسائل دیگه هم مورد ارزیابی و  

رقابت قرار بگیره . یعنی به خاطر مجوزش در بخش هنر و تجربه رفت و در این بخش فقط  

کارگردانی و بهترین فیلم رقابت می کنند . ولی به هر حال این هم جزِِئی از سرنوشته و  

خواست خداست و باید بهش احترام گذاشت .

 

13 - به نظرم هر سال برای همه سال خوش شانسی هست . فقط آدم باید شانس رو برای  

خودش اون جوری که باید تعریف کنه و بهش اعتقاد داشته باشه و با توکل به خدا قدم هاش  

رو برداره و دست از تلاش و کوشش بر نداره و مسیر درست و صحیح رو انتخاب کنه . مطمئنا  

اگر این طور باشه ، خدا خودش گفته که از تو حرکت از من برکت . پس مطمئنا سال 95 بسیار  

سال ویژه ای خواهد بود .

   

14 - همه هنرمندان ، به خصوص استاد " شکیبایی " و استاد " احمدی " .

 

15 - من خیلی سال پیش یه سریالی کار کردم به اسم سریال " خبرنگار " . ما خبرنگار دفتر  

مجله ای به اسم " نیمرخ " بودیم . کارگردان این مجموعه آقای " محمد حسن زاده " بود .  

همون موقع ضبط سریالمون مصادف شد با عید نوروز و ایشون به ما عیدی دادند .

 

16 - مطمئنا مکاشفه . چون در نظر دارم یک سفری رو انجام بدم و به کشف پردازیم . یک سفر  

داخل کشور خودمون داشته باشیم . یعنی برای اولین بار می خوام یک کوله روی دوشم باشه  

و جاهای ناشناخته جنوب کشورمون رو برم و مثل توریست ها قشنگ می خوام از طبیعت  

خالص و ناب خدا استفاده کنم و کلی خودم با طبیعت عکس سلفی بگیرم .  

 

 

17 - داشتن سلامتی جسم و روح ، داشتن پدر و مادر و عزیزان و مهم تر از همه درک این  

موضوع و قدر هم سلامتی و هم پدر و مادر رو دونستن . چون این دو اصلی که گفتم ،  

همیشگی نیست .

    

18 - بهترین گفتگو با " خواهران دریا " مربوط به گفتگوی نوروزی با سوالات متفاوت ، خاص و  

جالب .

 

19 - من فیلم هایی مثل " ابد و یک روز " و ... که همه جا ازشون تعریف بود ، متاسفانه ندیدم  

من یه فیلمی دیدم که خیلی خوب بود به اسم " در دنیای تو ساعت چند است " و من  

دوست داشتم . به نظرم فیلم با احساس و جالبی اومد . بهترین سریال ، فکر می کنم سریال  

" شهرزاد " باشه . بهترین ترانه آقای " چاوشی " ، تراک مربوط به سریال " شهرزاد " به اسم  

" کجایی " .  

 

20 - من سال 94 کنسرت نرفتم .

 

21 - ( فکر می کند ) ... آقای " پرویز پرستویی " که گرفتن سیمرغ بلورینشون ، خیلی برای من  

خوشحال کننده بود که الان رکورددار سیمرغ بلورین هستند . علاوه بر اون کارهای خیری که  

خارج از دنیای بازیگری انجام می دهند ، برای من بسیار انسان نمونه ای هستند و اصالت یک  

هنرمند رو به خوبی اجرا می کنند .  

22 - من در سیزده بدر پدر می شوم و صاحب فرزند سه قولو می شوم ، دو پسر و یک دختر .

 

23 - همه خوبی های بهار ، همه زیبایی های بهار رو ببینید ، حس کنید ، لمس کنید ، درک  

کنید و دلمون ، ذهنمون ، قلبمون و مغزمون رو بهاری کنیم برای همیشه و در تمام فصل ها و  

مراحل زندگی .

 

24  - خیلی خیلی زیاد دوستون دارم و امیدوارم بتونم لایق این همه محبت باشم و حالا حالاها  

بتونم با انرژی که از شما می گیرم ، خدمتگزاری شما رو اون جوری که باید انجام بدم ، با آثار  

و کارهایی که تلاشم رو می کنم تا روز به روز برای شما بهتر ، متفاوت تر و تاثیرگذارتر باشه .  

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

11 - " عبدالله روا " ( مجری ) : با پدر و مادرتون بیشتر از آدم ها رفت و آمد کنید   

                          

   

 

 

1 -  سالی که گذشت براتون چه طور بود ؟

2 -  آخرین بار کی از روی آتش چهارشنبه سوری پریدید ؟

3 -  اهل خونه تکونی هستید ؟

4 -  اولین تبریک عید رو به کی می گید ؟ 

5 -  بهترین عیدی که تا امروز گرفتید ؟

6 -  اولین کسی که دلتون می خواد بعد از سال تحویل بیاد خونتون کیه ؟

7 -  بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

8 - خاطره انگیزترین نوروزی که سپری کردید ، چه سالی بود ؟

9 -  بهترین سین هفت سین از دید شما چیه ؟

10 - اگر قرار بود یک سین به هفت سین اضافه کنید ، چه چیزی اضافه می کردید ؟  

11 - فکر می کنید خودتون شبیه کدوم یک از سین های هفت سین هستید ؟

12 - آخرین کار مهمی که دلتون می خواد امسال انجام بدید ؟ 

13 - دوست دارید کجا رو برای سفر انتخاب کنید ؟ برنامه ای برای نوروز دارید ؟

14 - دلتون می خواد نوروز کجا باشید که نمی تونید ؟

15 -  جای چه کسی امسال در خانوادتون خالیه ؟

16 -  بهترین دوستی که در سال 94 پیدا کردید ؟

17 -  دوست دارید سال 95 چه چیزی رو نو کنید ؟

18 -  بهترین اتفاقی که دلتون می خواد در سال 95 براتون بیفتد ، چیه ؟

19 -  برای سال جدید چه قراری با خودتون گذاشتید ؟

20 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 95 از نظر شما چیه ؟ 

21 -  بهترین کاری که در سال 94 بازی کردید ؟  

22 -  شخصیت هنری سال 94 به نظر شما چه کسی بود ؟

23 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - خیلی پر کار بود ، پر از امید بود و گاهی پر از تلخی .

  

2 - فکر می کنم 7 ، 8 سال پیش

 

3 - راستش به صورت کاملا دقیق نه . 

 

4 - به مادرم .  

 

5 - عیدی به من نمی دهند ... قدیم ها هم همش پول گرفتم . 

6 - یه چند روز نیاد . چون بهاره ... اول بهار ، تنهایی و خواب . بعد مثل همیشه از 5، 6 بیاد تا  

29 اسفند . 

 

7 - واالله بدترین خاطره سال 94 ، بدترین خاطره تمام سال هام بود . یک تغییر بزرگی در  

زندگیم به وجود اومد که توضیح دادنش خودم رو اذیت می کنه . اما بهترین خاطره هم همون  

بود .

 

8 - پارسال یا امسال بود که کرمانشاه رفتم ... 20 روز اونجا بودم . خیلی خوش گذشت ...  

کنار دوستام ، اسب ها ، کوه ها ، رودخونه ها ... قشنگ بود . چیزهایی که آدم ها می سازند  

کمتر بود . هر چی خدا مستقیم می سازه بود ، خیلی جالب بود .

 

9 - سیب .

 

10 - سکوت .   

  

11 - ( فکر می کند ) ... شبیه سنجد ... قیافه نداره ، ولی خیلی حالیش می شه .

 

12 - همه کارهام رو کردم . بیاد دیگه ..  

 

 

13 - نه ، من کاملا تهرانم .  

   

14 - من خیلی از شهرها رو رفتم ... دو تا شهر رو کم موندم . دلم می خواد بیشتر می موندم  

. اگه بخوام برم ، اون جاها می رم . یکیش " مهاباد " بود ، یکیشم " زاهدان " .

 

15 - خدا رو شکر امسال تلفات نداشتیم .

 

16 - خیلی دوست های خوب پیدا کردم . چندتاشون جزء بهترین ها هستند . اسم هاشون رو  

نمی گم , چون زیادن . هر چی هم بگم چند تاشون جا می مونه . چون خیلی دوست های  

خوب در کارهای جدید و چالش های جدید در زندگی پیدا کردم . چون امسال هم زیاد کار کردم  

، به همین دلیل دوست خوب هم زیاد پیدا کردم . 

17 - ماشین .

    

18 - بیشتر آرامش داشته باشم .

 

19 - هیچی فعلا ... قرار مدار نداریم ... خیلی راحت ... خیلی سخت نگیرید کلا 

 

20 - فیلم ها رو کم دیدم . ولی در فیلم هایی که دیدم ، " جامه دران " خوب بود . سریال که  

قطعا " شهرزاد " . ترانه هم ... تیتراژ برنامه " شب کوک " که " مهدی یغمایی " می خونه . 

 

21 - همون " نشان مهربانی " که اول سال پخش شد و الانم داره دور دومش پخش می شه ،  

مجموعا کار دوست داشتنی بود .

 

22 - " سعید روستایی " .

 

23 - ( فکر می کند ) ... من برای دور بعد مجلس شورای اسلامی ثبت نام می کنم .

 

24  - 20 روز با پدر و مادرتون بیشتر از آدم ها رفت و آمد کنید . بیشتر احترام ها کم کم جای  

خودش رو به صمیمیت می ده . مواظب باشید که جای خودش رو به بی تربیتی نده . 

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

10 - " نازنین کریمی " ( بازیگر ) : دوست دارم رشد کنم

 

              

  

 

1 -  دلتون می خواد چند بهار دیگه رو ببینید ؟

2 -  بهترین و بدترین اتفاق تون در سال 94 ؟

3 -  دلتون می خواد اولین تبریک عید رو از کی بشنوید ؟ ( خارج از نزدیکان )؟

4 -  اولین آرزوتون سر سفره ی هفت سین چیه ؟ 

5 -  اهل چیدن سفره هفت سین هستید ؟

6 -  کدوم سنت عید براتون اهمیت بیشتری داره ؟

7 -  اگر قرار بود یک سین به سفره هفت سین اضافه کنین ، چی اضافه می کردید ؟

8 -  فکر می کنید خودتون شبیه کدوم سین هستید ؟

9 -  رویایی ترین سال تحویلی که سپری کردید ؟

10 - دعاتون سر سفره سال تحویل چیست ؟  

11 - بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

12 -  کدوم آرزوتون در سال 94 آورده شد و کدوم نشد ؟ 

13 - فکر می کنید سال 95 سال خوش شانسی تون باشه ؟

14 - جای کدون هنرمند سر سفره هفت سین خالیه ؟

15 -  از کدوم هنرمند تا به حال عیدی گرفتید ؟

16 -  اولین کاری که بعد از تعطیلات نوروز انجام می دهید ؟

17 -  ارزشمندترین دارایی انسان چیست ؟

18 -  بهترین موضوعی که در سال 94 اجرا کردین ؟

19 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 94 از نظر شما کدام است ؟

20 -  بهترین کنسرتی که در سال 95 رفتید ؟ 

21 -  شخصیت هنری سال از دید شما کیست ؟  

22 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

23 -  یک جمله درباره بهار بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - تا جایی که مفید باشم . بهارهای بی خودی نبینم . تا جایی که بدونم در زندگی مفیدم .

  

2 - بدترین اتفاق این بود که عموم از ما خیلی دور شد و بهترین اتفاق هم سلامتی .

 

3 - از عموم . چون عموم الان یه جای دوره که خیلی دوست دارم از اون تبریک بشنوم .  

 

4 - سلامتی خانوادم و سال پر کار .  

 

5 - آره ... صد در صد .

 

6 - از همش مهم تر همین سفره هفت سین هست و بعد دید و بازدید .  

  

7 - به خدا سلامتی . چون دو سال پیش یک دورانی رو گذروندم ، بعدش فهمیدم هیچ چیزی  

ارزش نداره ، جز سلامتی ، برای خودم , خانوادم و همه مردم جهان .

 

8 - شبیه سبزه . دوست دارم رشد کنم .

 

9 - همش می تونه خوب باشه . چون خدا رو شکر هر سال می بینم که خانوادم دورم جمع  

هستن .

 

10 - بعد از سلامتی ، دعام اینه که دور هم باشیم و بتونم کارهایی رو که باید انجام بدم . چون 

من در سال 95 خیلی کار دارم که باید انجام بدم . پروژه فیلمنامه خوانیم هست که باید به  

انجام برسونمش . پایان نامه ام هست که خیلی یک ساله درگیرم کرده ... دوست دارم این ها  

رو انجام بدم .   

  

11 - بدترین خاطرم همون بدترین اتفاقم هست که عموم از ما دور شد . بهترینش اینکه دارم  

کار می کنم و فوق لیسانسم هم در سال 94 تموم شد .

 

12 - خیلیاش نشده ... انشاالله در سال 95 بشه .   

 

 

13 - آره ... سال میمونه ، واسه همه خوش شانسیه . دور و بریام هم همه دارن استارت  

کارهای خوب رو می زنند .

   

14 - ما سال 94 خیلی هنرمند از دست دادیم ... جای همشون .

 

15 - خیلی از هنرمندان ... سال 94 از آقای " کیمیایی " گرفتم .

 

16 - 28 فروردین استارت پروژه فیلمنامه خوانیمون هست که به خاطرش یه 8 ماهی درگیریم  

به محض اینکه تعطیلات تموم بشه باید کارمون رو شروع کنیم ، چون 28 باید اولین اجرامون  

رو بریم .   

 

17 - شرافت ... ذات خوب ، دروغ نگفتن ... صداقت .

    

18 - نشست خبری که برای همین پروژه فیلم هایی که دوست داشتیم برگزار کردیم ،  

نشست خوبی بود .

 

19 - بهترین فیلم " Revenant " رو دیدم ، دیشب هم یک فیلم خیلی خوب دیدم ، " The 

 Lobester " ، اونم خیلی فیلم خوبی بود . سریال ندیدم . بهترین کتابی که خوندم ، " آخرین  

انار دنیا " بود . موسیقی فیلم " Revenant " رو خیلی دوست داشتم .  

 

20 - به خدا نرفتم . انقدر سال 94 سر همین پروژه دوییدم ... الانم که 45 روزه سر کار عیدم .

 

21 - نمی دونم ... بهش فکر نکردم .

 

22 - ازدواج می کنم ( با خنده ) ...

 

23 - وقتی بهار می شه و همه چی نو می شه ، دلامون رو صاف کنیم ، ما هم نو بشیم .  

خیلی بد شدیم ... خیلی ما آدم ها بد شدیم . آدم ها خودشون رو نو کنند ... یه خونه تکونی  

با خودشون بکنند .

 

24  - عیدشون مبارک و همیشه سلامت و شاد باشند . 

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

9 - " سوگل طهماسبی " ( بازیگر ) : دوست دارم کل زندگیم رو نو کنم

  

                          

  

 

1 -  سالی که گذشت براتون چه طور بود ؟

2 -  آخرین بار کی از روی آتش چهارشنبه سوری پریدید ؟

3 -  اهل خونه تکونی هستید ؟

4 -  اولین تبریک عید رو به کی می گید ؟ 

5 -  بهترین عیدی که تا امروز گرفتید ؟

6 -  اولین کسی که دلتون می خواد بعد از سال تحویل بیاد خونتون کیه ؟

7 -  بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

8 - خاطره انگیزترین نوروزی که سپری کردید ، چه سالی بود ؟

9 -  بهترین سین هفت سین از دید شما چیه ؟

10 - اگر قرار بود یک سین به هفت سین اضافه کنید ، چه چیزی اضافه می کردید ؟  

11 - فکر می کنید خودتون شبیه کدوم یک از سین های هفت سین هستید ؟

12 - آخرین کار مهمی که دلتون می خواد امسال انجام بدید ؟ 

13 - دوست دارید کجا رو برای سفر انتخاب کنید ؟ برنامه ای برای نوروز دارید ؟

14 - دلتون می خواد نوروز کجا باشید که نمی تونید ؟

15 -  جای چه کسی امسال در خانوادتون خالیه ؟

16 -  بهترین دوستی که در سال 94 پیدا کردید ؟

17 -  دوست دارید سال 95 چه چیزی رو نو کنید ؟

18 -  بهترین اتفاقی که دلتون می خواد در سال 95 براتون بیفتد ، چیه ؟

19 -  برای سال جدید چه قراری با خودتون گذاشتید ؟

20 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 95 از نظر شما چیه ؟ 

21 -  بهترین کاری که در سال 94 بازی کردید ؟  

22 -  شخصیت هنری سال 94 به نظر شما چه کسی بود ؟

23 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - عالی ... پر کار و خوب . خدا رو شکر همش سر کار بودم .

  

2 - فکر می کنم 3 ، 4 ساله پیش . چون من خیلی چهارشنبه سوری رو به خاطر سر و

صداهاش دوست ندارم . 

 

3 - آره ، صد در صد ... حسابی . 

 

4 - همیشه به مامانم .  

 

5 - واالله عیدی زیاد گرفتم که خوب بوده .... بهترینش فکر کنم وقتی خیلی بچه بودم ،  

عیدی که از پدربزرگم گرفتم . بچگی همیشه اصولا پول می گیریم دیگه ... برای همینم همش 

شبیه همدیگه است .  

 

6 - خواهرم اینا . 

  

7 - بهترین اینکه سریالمون ( " کیمیا " ) دیده شد و اینکه جایزه بهترین بازیگری جشنواره عمار  

رو گرفتم . بدترینش هم فوت مادربزرگم بود .

 

8 - عید 88 بود . چون عروسی برادرم بود همه فامیل خونه ما جمع بودند و عید خیلی خوبی  

بود .

 

9 - سیب ... سیب رو خیلی دوست دارم .

 

10 - سوگل ( باخنده ) ... سلامتی .   

  

11 - شاید شبیه همون سیب باشم که انقدر دوسش دارم ... خدا کنه فقط سکه نباشم ( با  

خنده ) .

 

12 - واالله دوست داشتم یکی دو کار خیر بکنم که خدا رو شکر الان داریم می ریم به سمت  

دو تا خیریه و آرزوی دختر کوچولویی رو برآورده کنیم و از نزدیک ببینیمش   

 

 

13 - واالله نوروز مهمون داریم . ولی کلا شمال رو خیلی دوست دارم . خیلی دوست دارم  

برم سمت جاهای بکر شمال که هنوز نرفتم .  

   

14 - دوست داشتم جنوب باشم که چون سر کارم و از 4 ، 5 کارمون شروع می شه ،  

محدودیت دارم .

 

15 - جای پدرم و مادربزرگم .

 

16 - اصولا دوست هایی که من دارم دیرینه است . جدیدم پیدا می کنم ... مثلا " مهراوه "  

سال 93 بود . چون " کیمیا " ادامه دار بود و تا وسط سال 94 ادامه داشت . به خاطر همین  

همون بچه های گروه " کیمیا " در واقع بهترین دوست های من بودند . امسال هم یر سریال  

" برادر " طراح لباسمون ، " ونوس " جان ، شاید یکی از بهترین دوستانیه که امسال پیدا کردم  

و خیلی دوسش دارم .  

 

17 - دیشب تو سرویس داشتم فکر می کردم که دوست دارم کل زندگیم رو نو کنم . یعنی  

عقایدم رو ، یه سری چیزهایی که آزارم می ده رو دور بریزم و نو کنم . حالا نمی دونم موفق  

بشم یا نه ... خیلی دوست دارم این اتفاق برام بیفته .

    

18 - دوست دارم سریال" برادر " دیده بشه . چون خیلی داریم زحمت می کشیم . دوست  

دارم اگر بشه برای ماه رمضون سال 96 هم بتونم در سال 95 کاری داشته باشم .

 

19 - دوست دارم یک سری از اخلاق هایی که خودم رو آزار می ده و درست نیست رو تغییر  

بدم . یکم رو خودم کار کنم . 

 

20 - سال 94 خیلی فیلم ندیدم ، چون همش سر کار بودم . ولی " جامه دران " و " نهنگ  

عنبر رو دیدم ، خیلی دوست داشتم . سریال " شهرزاد " رو دیدم دوست داشتم . موسیقی  

سریال " کیمیا " رو خیلی دوست داشتم . ترانه های آلبوم آقای " زندوکیلی " رو هم خیلی  

دوست دارم ... چون نوستالژیه .

 

21 - من کلا دو تا کار کردم در سال 94 ، یکی " کیمیا " و یکیم " هنگامه " . " کیمیا " که جای  

خودش رو داره . ولی به نظرم " هنگامه " کار قابل احترامی بود .

 

22 - " شهاب حسینی " .

 

23 - نمی تونم دروغ بگم ( با خنده ) ...

 

24  - امیدارم همیشه تنشون سلامت باشه و اینکه انشاالله تمام فصل های زندگیشون بهار  

باشه

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

8 - " امین مومنی پور " ( بازیگر ) : قرار گذاشتم اگر خدا بخواد , ازدواج کنم

  

                          

  

 

1 -  سالی که گذشت براتون چه طور بود ؟

2 -  آخرین بار کی از روی آتش چهارشنبه سوری پریدید ؟

3 -  اهل خونه تکونی هستید ؟

4 -  اولین تبریک عید رو به کی می گید ؟ 

5 -  بهترین عیدی که تا امروز گرفتید ؟

6 -  اولین کسی که دلتون می خواد بعد از سال تحویل بیاد خونتون کیه ؟

7 -  بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

8 - خاطره انگیزترین نوروزی که سپری کردید ، چه سالی بود ؟

9 -  بهترین سین هفت سین از دید شما چیه ؟

10 - اگر قرار بود یک سین به هفت سین اضافه کنید ، چه چیزی اضافه می کردید ؟  

11 - فکر می کنید خودتون شبیه کدوم یک از سین های هفت سین هستید ؟

12 - آخرین کار مهمی که دلتون می خواد امسال انجام بدید ؟ 

13 - دوست دارید کجا رو برای سفر انتخاب کنید ؟ برنامه ای برای نوروز دارید ؟

14 - دلتون می خواد نوروز کجا باشید که نمی تونید ؟

15 -  جای چه کسی امسال در خانوادتون خالیه ؟

16 -  بهترین دوستی که در سال 94 پیدا کردید ؟

17 -  دوست دارید سال 95 چه چیزی رو نو کنید ؟

18 -  بهترین اتفاقی که دلتون می خواد در سال 95 براتون بیفتد ، چیه ؟

19 -  برای سال جدید چه قراری با خودتون گذاشتید ؟

20 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 95 از نظر شما چیه ؟ 

21 -  بهترین کاری که در سال 94 بازی کردید ؟  

22 -  شخصیت هنری سال 94 به نظر شما چه کسی بود ؟

23 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

24 -  جای کدام هنرمند در سفره هفت سین خالبه ؟ 

25 -  از کدام هنرمند تا به حال عیدی گرفتید ؟

26 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - واالله از لحاظ کاری برای هر بازیگری این مهمه که با کارگردانی کار بکنه که مد نظرش  

هست . ولی من همیشه حرفم این بوده که بازیگر باید انقدر خوب باشه که کارگردان  

بخوادش . امسال من با آقای " شورجه " یکی از بهترین روزهام رو گذروندم . در کار " تلنگر  

به تهیه کنندگی آقای " سلحشور " بود که خدا رحمتشون کنه . برای اولین بار سریال  

" هوش سیاه " , برای بار دوم و سوم , در بهترین زمان در آی فیلم پخش شد که خیلی برام  

مهم بود . حداقل مردم این سریال رو دیدند . چون سری اول که داشت پخش می شد ، در  

دوره انتخابات ریاست جمهوری بود و فکر می کنم از عوام کسی این سریال رو ندید ، چه  

برسه به کسانی که اهل فن هستند . ولی این موضوع خیلی برام خوب بود . بعد اینکه یک  

سری کارهای خیریه و فوتبال طوری رفتیم که خیلی دوست داشتم . موضوع مهم تر از  

همه اینکه از لحاظ کاری سال جذابی برام نبوده . فقط می تونم بگم که من یک کار تصویری  

انجام دادم ... متاسفانه ... حالا شاید به دلیل اینکه سر کار تئاتر بودم . امیدوارم سال 95  

این موضوع از بین بره و کارگردان ها به جوان ها اعتماد کنند .

  

2 - سال 90 بود . 

 

3 - بله ... به شدت . 

 

4 - به مادربزرگم می گم . من الان 16 ساله که قدم می برم برای مادربزرگم . یعنی هر جای  

دنیا که باشم ، این کار رو می کنم . پارسال سر کار شیراز بودم ، دو روز مونده به عید ، از  

اصفهان اومدم تهران و رفتم شمال پیش مادربزرگم . دقیقا 16 ساله که من سر سفره هفت  

سین نشستم . چون یک رسمی دارند ، می گن قدم می یاریم . در یک سینی قرآن می  

ذارند ، سبزه و سیر و یک سری برنج و ... می گن برکت هست . اولین کسی که در سال  

جدید وارد خونه می شه ، می گن قدم میاره . من الان 16 ساله که سر سفره عید نشستم  

و جلو در سال رو تحویل کردم ، زنگ زدم و داخل رفتم .  

 

5 - از اونجایی که می دونید " مجید مظفری " جای پدر منه . من بهترین عیدی هام رو  

همیشه از دایی " مجید " گرفتم . پولی بوده ... همیشه عیدی پولی جذاب تره . ولی مامانم  

یه عمه داشت که همیشه بهمون تخم مرغ می داد . یعنی تخم مرغ ها رو آب پز می کردند و  

سر سفره هفت سین می ذاشتند ، بعد تخم مرغ بازی می کردیم . یعنی سر و ته تخم مرغ  

رو نگه می داشتیم ، می انداختیم به هم دیگه . مال هر کدوم که می شکست ، تخم مرغ اون  

رو ازش می گرفتیم . تخم مرغ شکسته بازنده بود . این هم تا موقعی که یادمه عیدی جذابی  

برام بود . یعنی صبر می کردیم بریم خونه عمه خانوم و این تخم مرغ ها رو ازش بگیریم .

 

6 - خواهرهام و بچه هاشون ، خصوصا اون دو قولوها . 

  

7 - بهترین خاطرم در سال 94 این بود که با تیم هنرمندان آشنا سدم . یعنی از طریق این تیم  

وارد فوتبال شدم . چون خیلی فوتبال رو دوست دارم . بدترین خاطرم هم همون آسیبی بود  

که در بازی خیریه با تیم " ملائک " دیدم . چون پام 29 روز توی گچ رفت .

 

8 - خاطره انگیزترین نوروز ، نوروز سال 76 ، 77 بود . چون همه در خونمون در شمال جمع  

شده بودند و 13 روز عید رو چیزی حدود 90 تا مهمون داشتیم . انقدر بهمون حوش گذشت  

که نگو ... اون موقع هم مادربزرگ پدرم زنده بود ، هم پدربزرگ خدا بیامرزم زنده بود . همه  

زنده بودند . یعنی بزرگ های فامیل بودند . خوشبختانه بزرگ های فامیل ما خیلی پا هستند  

. یعنی ادای پیر طوری سر سال تحویل در نمی آورند .

 

9 - سیر .

 

10 - سوزوکی .   

  

11 - من فکر می کنم شبیه سیب باشم .

 

12 - حتما قبل از سال تحویل سر خاک پدربزرگم برم .  

 

13 - شمال ... من عاشق شمالم .   

 

   

14 - کشور خاصی مد نظرم نیست . ولی دوست دارم جایی باشم که ساحل بسیار آروم و  

هوای گرم و آفتابگیر طوری داشته باشه .

 

15 - پدربزرگم .

 

16 - آقای " هومن جوادی " ، آقای " علی فرهنگی " ، " پندار اکبری " عزیز و " علی  

عبدالمالکی " .

 

17 - خودم رو . دوست دارم اول این تغییر رو در خودم ایجاد کنم . یعنی با یک " امین " نو  

مواجه شم . به دلیل اینکه احساس می کنم در این مدت که درگیر تئاتر بودم ، خیلی از  

خودم عقب افتادم . چون از اون لحاظ که اولین کاری بود که کارگزدانی کردم , برام خیلی  

مهم بود که صدر کارهای خوب قرار بگیره و این اتفاق افتاد . یعنی ما بدون هیچ کمدی بی  

ادبی تونستیم مردم رو بخندونیم و خانواده ها می تونستند به راحتی وارد سالنمون بشن  

و کار رو ببینند و چون این برام مهم بود ، حساسیتم رو بردم بالا و هر چی حساسیتم بالا می  

رفت ، تایم بیشتری ازم می گرفت و نمی تونستم به خودم بپردازم . ولی امیدوارم امسال با  

شروعش یک امین ساخته شده رو در خودم ببینم و دوم در مورد کارم تغییر ببینم .

    

18 - امیدوارم که پر کار باشم . بیشتر به جای اینکه در خیریه و جاهای مختلف من رو ببینید  

، در قاب تلویزیون ببینیدم .

 

19 - قرار گذاشتم اگر خدا بخواد ، ازدواج کنم . 

 

20 - بهترین سریال ، " میکائیل " بود که من خیلی دوسش داشتم . از نظر فنی ... چون  

خودم بیشتر کارهای اکشن انجام دادم ، " میکائیل " رو خیلی دوست داشتم . بهترین فیلم  

" من سالوادور نیستم " کار آقای " منوچهر هادی " عزیز که بسیار کار جذابیه ... یک کمدیه 

خاص هست که بازیکن مورد علاقه ام , " ریوالدو " در اون بازی کرده . " ایران برگر " هم  

دوست داشتم . من عاشق " بابک جهانبخش " هستم و در کارهای جدیدش یک کار داره به  

اسم " برف " که من خیلی دوست دارم .

 

21 - تله فیلم " تلنگر " رو خیلی دوسش داشتم .

 

22 - استاد " پرویز پرستویی " . البته " شهاب حسینی " رو هم به شدت دوستش دارم . ولی   

از کسانی که می تونم به عنوان الگو ازش نام ببرم و دوست بسیار خوبم هست ، " بهرنگ  

علوی " است .

 

23 - من خیلی لاغرم ( با خنده ) ...

 

24  - فکر می کنم " مرتضی پاشایی " عزیز و " علی طباطبایی " گل ، چون خیلی جوان هم  

بودند , جاشون واقعا خالیه . 

 

25 - از آقای " مجید مظفری " و از آقای " ابوالفضل پورعرب " . 

 

26 - امسال اگه توجه کرده باشید سال تحویل 8 و 8 دقیقه و 8 ثانیه است . من اسمش رو  

سال امام رضا می ذارم و امیدوارم در این سال برای همه مردم عزیزمون سالی پر از آرامش  

، موفقیت و پر از سلامتی در کنار همدیگه باشه و هر روز بیشتر از دیروز قدر همدیگه رو  

بدونیم . امیدوارم در کنار همدیگه روزهای خوب و خوشی رو داشته باشیم . 

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

7 - " هومن خیاط " ( دوبلور ) : بهار ; الهی قربونت برم ... خیلی قشنگی

  

                        

  

 

1 -  دلتون می خواد چند بهار دیگه رو ببینید ؟

2 -  بهترین و بدترین اتفاق تون در سال 94 ؟

3 -  دلتون می خواد اولین تبریک عید رو از کی بشنوید ؟ ( خارج از نزدیکان )؟

4 -  اولین آرزوتون سر سفره ی هفت سین چیه ؟ 

5 -  اهل چیدن سفره هفت سین هستید ؟

6 -  کدوم سنت عید براتون اهمیت بیشتری داره ؟

7 -  اگر قرار بود یک سین به سفره هفت سین اضافه کنین ، چی اضافه می کردید ؟

8 -  فکر می کنید خودتون شبیه کدوم سین هستید ؟

9 -  رویایی ترین سال تحویلی که سپری کردید ؟

10 - دعاتون سر سفره سال تحویل چیست ؟  

11 - بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

12 -  کدوم آرزوتون در سال 94 آورده شد و کدوم نشد ؟ 

13 - فکر می کنید سال 95 سال خوش شانسی تون باشه ؟

14 - جای کدون هنرمند سر سفره هفت سین خالیه ؟

15 -  از کدوم هنرمند تا به حال عیدی گرفتید ؟

16 -  اولین کاری که بعد از تعطیلات نوروز انجام می دهید ؟

17 -  ارزشمندترین دارایی انسان چیست ؟

18 -  بهترین موضوعی که در سال 94 اجرا کردین ؟

19 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 94 از نظر شما کدام است ؟

20 -  بهترین کنسرتی که در سال 95 رفتید ؟ 

21 -  شخصیت هنری سال از دید شما کیست ؟  

22 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

23 -  یک جمله درباره بهار بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - یه عالمه بهار رو ... خیلی .

  

2 و 11 - خدا رو شکر بدترین نداشتیم . اما خیلی بهترین داشتیم ...

 

3 - ( فکر می کند ) ... کس خاصی مد نظرم نیست ... فرقی نداره .  

 

4 و 10 - امسال برای همه سال راحت تری باشه ، زندگیشون روال تر باشه . برای همه ...  

چون وقتی یک چیزی رو برای همه بخوای ، انرژی مثبت اون ها هم به خودت برمی گرده .  

 

5 - آره ... وقت کنم دوست دارم . ولی معمولا مامان انجام می ده .

 

6 - دید و بازدیدها رو خیلی دوست دارم ... بیشتر دوست دارم مهمون برامون بیاد . عیدی  

دادن رو هم دوست دارم .    

7 - ( فکر می کند ) ... نمی دونم .

 

8 - سیب ... سبزه هم هستم .

 

9 - ( فکر می کند ) ... مطمئنا امسال خواهد بود .

  

12 - همش شد . فقط یک آرزو دارم که با " جیم کری " یک فیلم یا تئاتر بازی کنم .. این نشد .  

 

 

 

13 - بنزه اصلا ... آخرشه . هر سال خدا رو شکر برای من سال خوش شانسیه .

   

14 - " منوچهر نوذری " قربونش برم .

 

15 - از هیچ کس نگرفتم .

 

16 - چون ما شب عید در تلویزیون هستیم ، بعدش هم تهران اجرا داریم ، شاید یک سفر برم .  

اصولا باید برعکس مردم عادی عمل کنیم .   

 

17 - خانواده .

    

18 - با " همشهری بچه ها " یک مصاحبه کردم که اون رو دوست داشتم .

 

19 - بهترین موسیقی ، ترانه " بغض دریا " عارف . بهترین فیلم هم فیلمی که جناب " براد  

پیت " بازی کردند و اسکار گرفت .

 

20 - ...

 

21 - " جواد ظریف " . چون خیلی هنرمندانه باعث شد دوباره مملکت ما برگرده .

 

22 - " هومن خیاط " ازدواج کرد ...

 

23 - بهار ؛ الهی قربونت برم ... خیلی قشنگی ( با خنده ) .

 

24  - امیدوارم یکی از بهترین عیدهاشون باشه . 

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

6 - " نسرین نصرتی " ( بازیگر ) : من عیدی رو به مهربونی می دونم 

  

            

  

 

1 -  سالی که گذشت براتون چه طور بود ؟

2 -  آخرین بار کی از روی آتش چهارشنبه سوری پریدید ؟

3 -  اهل خونه تکونی هستید ؟

4 -  اولین تبریک عید رو به کی می گید ؟ 

5 -  بهترین عیدی که تا امروز گرفتید ؟

6 -  اولین کسی که دلتون می خواد بعد از سال تحویل بیاد خونتون کیه ؟

7 -  بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

8 - خاطره انگیزترین نوروزی که سپری کردید ، چه سالی بود ؟

9 -  بهترین سین هفت سین از دید شما چیه ؟

10 - اگر قرار بود یک سین به هفت سین اضافه کنید ، چه چیزی اضافه می کردید ؟  

11 - فکر می کنید خودتون شبیه کدوم یک از سین های هفت سین هستید ؟

12 - آخرین کار مهمی که دلتون می خواد امسال انجام بدید ؟ 

13 - دوست دارید کجا رو برای سفر انتخاب کنید ؟ برنامه ای برای نوروز دارید ؟

14 - دلتون می خواد نوروز کجا باشید که نمی تونید ؟

15 -  جای چه کسی امسال در خانوادتون خالیه ؟

16 -  بهترین دوستی که در سال 94 پیدا کردید ؟

17 -  دوست دارید سال 95 چه چیزی رو نو کنید ؟

18 -  بهترین اتفاقی که دلتون می خواد در سال 95 براتون بیفتد ، چیه ؟

19 -  برای سال جدید چه قراری با خودتون گذاشتید ؟

20 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 95 از نظر شما چیه ؟ 

21 -  بهترین کاری که در سال 94 بازی کردید ؟  

22 -  شخصیت هنری سال 94 به نظر شما چه کسی بود ؟

23 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - خدا رو شکر هم کار بود ، هم سلامتی بود . خدا رو شکر می کنم همین که سلامتی خودم  

و خانواده ام بود و در اندازه توانم که دو تا کار کردم ، یکی " پایتخت " بود که در ماه رمضان  

پخش شد و یکی هم همین " قرعه " که الان فیلمبرداری می شه . من خدا رو خیلی شاکرم  

به خاطر اینکه به نظرم سال خوبی بود . از همه مهم تر اینکه هر روز صبح که بلند می شی ،  

می بینی که هنوز بیدار می شی و راه می ری ، این خودش نشون می ده که اون روز خوبه ،  

اون سال خوبه ... نگاه من این جوریه .

  

2 - کلا که خیلی می ترسم . هر سال بقیه بهم اصرار می کنند . چون آستیگماتم ، همیشه  

فکر می کنم نکنه معادلاتم اشتباه باشه ... معمولا نمی پرم ... یادم نمی یاد آخرین بار کی بود .  

 

3 - هستم ... منتهی سال هایی که مثل امسال سر کار باشم ، خیلی با کمک همسرم چیزها  

رو از پیش می بریم . سعی می کنیم که همه چیز تمیز باشه . ولی اصولا هر فصلی خونه  

تکونی می کنم . یعنی بهار که می شه یک جور ، تابستون شد یه جور دیگه . یعنی هم سعی  

می کنم تغییر دکوراسیون بدم ، چون خسته می شم از یکنواختی , هم سعی می کنم یک  

خونه تکونی بکنم .  

 

4 - به همسرم .  

 

5 - من عیدی رو به مهربونی می دونم . من عیدی رو مادی نمی بینم .

 

6 - قطعا پدر و مادرم . 

  

7 - بهترینش تولد برادرزاده ام " بارانا " بود که خدا رو شکر به ما اضافه شد و من عمه شدم . 

بدتریش هم جدایی یکی از بستگانم از همسرش بود .

 

8 - خیلی بچه بودم ... نوروز سال 60 بود که یک گروه بسیار بسیار گسترده از دوست ، فامیل  

و آشنا رفته بودیم مشهد در یک خونه ای که اجاره کرده بودیم . اون شلوغی و هیاهو وقتی  

که سال تحویل شد ، هیچ موقع از ذهن من نرفت .

 

9 - سایه عزیزانم .

 

10 - سلوک و آرامش .   

  

11 - ( فکر می کند ) ... واقعا شبیه هیچ کدوم نیستم .

 

12 - یک سری کارهای بانکی و عقب افتاده رو می خوام انجام بدم و یک بخشی از خونه است  

که دلم می خواد خیلی مرتب بشه .  

 

13 - من سر کارم . ولی اصولا سفر نوروزی رو دوست ندارم .   

 

   

14 - دلم می خواد در تهران باشم و آرامش داشته باشم . خلوتی و زیبایی شهرمون رو در  

بهار خیلی دوست دارم .

 

15 -خدا رو شکر جای هیچ کسی خالی نیست  .

 

16 - به واسطه کاری که ما داریم ، دوستان زیادی پیدا کردم . وقتی سر یک کار جدید می رم  

، حس کلاس اولی رو دارم که قرار هست بره کلاس بندی بشه . آدم های متفاوت می بینی  

، دوستان خوب پیدا می کنی . من در این پروژه ای که الان هستم ، چند تا دوست جدید پیدا  

کردم که قبلا شناختم ازشون در حد هنری بود . ولی الان با خانم " سحر ولدبیگی " ، با خانم  

" پرستو گلستانی " , چون از نزدیک با هم کار می کنیم ، این روزها خیلی در مغز و دل من  

هستند .   

 

17 - ( فکر می کند ) ... چیز خاصی رو نمی خوام نو کنم ... همه چیز خوبه .

    

18 - دلم می خواد لحظات و روزها و سال خوبی رو برای خودم به وجود بیارم . یعنی نمی  

گم این برای من بشه ، دلم می خواد خداوند انقدر به من توانایی بده که من بتونم سال خوب  

رو برای خودم به وجود بیارم .

 

19 - دلم می خواد اولویت رو برای انتخاب های درست بذارم . 

 

20 - بهترین فیلم " در مدت معلوم " بود . بهترین سریال ، " شهرزاد " رو من خیلی خوب می  

بینم . یعنی برام یه جایزه ای هست که هر هفته میاد ... یک سرگرمی خوب و جذابه ... در  

اون جنگ هست ، عشق هست ... این برای من خیلی خوبه . وقتی تموم می شه دلم می  

خواد یک قسمت دیگه ببینم . موسیقی هم " ماه و ماهی " حجت اشرف زاده رو خیلی  

دوست دارم . 

 

21 - " پایتخت " رو من خیلی دوست دارم .

 

22 - آقای " علی نصیریان " ... انقدر در " شهرزاد " وزین بازی کردند که فکر می کنی زمین 

زیر پاهاشون می لرزه .

 

23 - قراره دلار 100 تا تک تومانی بشه .

 

24  - آرزوم اینه که امسال یک اتفاقی بیفته که مردم ، هر ایرانی هر جای دنیا که هست ،  

غم نون نداشته باشه . یعنی از نظر اقتصادی انقدر خدا به ما مهارت بده که یک نفس راحت  

بکشیم . من فکر می کنم مسئله نداری , خیلی درد بزرگی هست . دلم می خواد همه  

خانواده های ایرانی هر جای دنیا که هستند از نظر مالی به یک مهارت خوب اقتصادی برسند  

و هیچ کسی در تنگنا نباشه ... و هیچ سرپرست خانواده ای شرمنده خانواده اش نباشه . 

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

5 - " احسان کریمی " ( بازیگر ) : انشاالله دل مردم ایران مثل بهار سبز باشه  

 

                          

  

 

1 -  دلتون می خواد چند بهار دیگه رو ببینید ؟

2 -  بهترین و بدترین اتفاق تون در سال 94 ؟

3 -  دلتون می خواد اولین تبریک عید رو از کی بشنوید ؟ ( خارج از نزدیکان )؟

4 -  اولین آرزوتون سر سفره ی هفت سین چیه ؟ 

5 -  اهل چیدن سفره هفت سین هستید ؟

6 -  کدوم سنت عید براتون اهمیت بیشتری داره ؟

7 -  اگر قرار بود یک سین به سفره هفت سین اضافه کنین ، چی اضافه می کردید ؟

8 -  فکر می کنید خودتون شبیه کدوم سین هستید ؟

9 -  رویایی ترین سال تحویلی که سپری کردید ؟

10 - دعاتون سر سفره سال تحویل چیست ؟  

11 - بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

12 -  کدوم آرزوتون در سال 94 آورده شد و کدوم نشد ؟ 

13 - فکر می کنید سال 95 سال خوش شانسی تون باشه ؟

14 - جای کدون هنرمند سر سفره هفت سین خالیه ؟

15 -  از کدوم هنرمند تا به حال عیدی گرفتید ؟

16 -  اولین کاری که بعد از تعطیلات نوروز انجام می دهید ؟

17 -  ارزشمندترین دارایی انسان چیست ؟

18 -  بهترین موضوعی که در سال 94 اجرا کردین ؟

19 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 94 از نظر شما کدام است ؟

20 -  بهترین کنسرتی که در سال 95 رفتید ؟ 

21 -  شخصیت هنری سال از دید شما کیست ؟  

22 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

23 -  یک جمله درباره بهار بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - خب خاصیت انسان ایته که تا می تونه بهارهای دیگه رو ببینه . ولی من تا وفتی که بتونم  

رو پای خودم باشم ، از پا نیفتم و سر بار کسی نباشم .

  

2 - بهترین اتفاق در سال 94 ، انتخابات اخیر بود که اصلاح طلبان پیروز شدند و بدترین اتفاق  

... ( فکر می کند ) ... خدا رو شکر اتفاق خیلی نداشتیم . سال پدر خانمم بود ... اتفاق خاصی  

که من رو تحت تاثیر قرار بده نداشتم .

 

3 - ار دوستان خوبم . بیشتر خودم دوست دارم در تبریک گفتن پیش قدم باشم تا اینکه منتظر  

باشم تا کسی بهم تبریک بگه .  

 

4 - بهبود شرایط همه مردم ... شرایط اقتصادی و سیاسی .  

 

5 - بله ...

 

6 - من چهارشنبه سوری رو خیلی دوست دارم ، چیدن سفره هفت سین رو خیلی دوست  

دارم . ولی خب الان به خاطر شرایطی که مردم دارند ، متاسفانه دید و باردیدها تبذیل شده  

به حالتی که چون عید هست و باید بریم . من این رو دوست ندارم . مثلا در طول سال هیچ  

کس با هیچ کس کار نداره ، در عرض ده روز یک دفعه همه می خواهند به هم سر بزنند .  

خوبه ها ... عیبی نداره ... اینکه از ته دل نباشه قشنگ نیست !!

  

7 - سلامتی .

 

8 - من... ( فکر می کند ) ... خب یک زمانی که اضافه وزن داشم ، شبیه سنجد بودم . ولی خب  

الان که کم کردم نمی دونم ... بهش فکر نکردم .

 

9 - پارسال بود .

 

10 - سلامتی و صلح برای همه مردم ؛ از جمله خانواده خودم .   

  

11 - بهترین خاطرم که اجرای صحنه ای خیلی خوبی که داشتم و بدترین هم از دست دادن  

دو , سه تا از هنرمندانمون که برایم جالب نبود و یه خرده غمگینم کرد .

 

12 - موفقیت در نمایشم بود که برآورده شد . چون پارسال همه عزمم رو جذب کرده بودم که  

کار به قول معروف بترکون روی صحنه ببرم ، تمام ذهنم معطوف به این بود و خدا رو شکر به  

خواستم رسیدم .  

 

13 - حتما همین طوره ... انرژی باید بدیم . چون به قول معروف می چرخه و برمی گرده سمت 

خود آدم .  

 

  

14 - خیلیا ... تمام کسانی که رفتند ... مرحوم " مرتضی پاشایی " ، خانم " فروزان " که در  

عین غریبی خاک شدند ، " مجید فروغی " و ... خیلیا ؛ نمی شه شخص به خصوصی رو نام  

ببری .

 

15 - آقای " زهتاب " .

 

16 - دید و بازدید عید و اجرامون که با قدرت و انرژی بیشتر باید روی صحنه برم .   

 

17 - سلامتی ... فقط سلامتی .

    

18 - با شما ...

 

19 - متاسفانه چون تایم کاری من یه جوریه که روزها مجبورم استراحت کنم و شب ها هم  

که دائم روی صحنه ام ، واقعا خیلی کم می رسم برم قیلم ها رو ببینم و اگر معدود فیلم  

هایی رو که دیدم نام ببرم ، شاید فیلم های بهتر از این فیلم ها هم بوده باشه . من مثلا فیلم  

" محمد " رو دیدم و خیلی خوشم اومد . موسیقی ... ( فکر می کند ) ... من کارهای " پاشایی  

" رو خیلی دوست دارم .  

 

20 - ...

 

21 - " رضا عطاران " .

 

22 - بی ام و ام پنچر شد ...

 

23 - بهار ... انشاالله دل مردم ایران مثل بهار سبز باشه .

 

24  - دوستون دارم . چون شما هستید که ما روی صحنه هستیم . اگه نباشین ما هیچی  

نیستیم ما رو تنها نذارین ... 

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

4 - " حسین سلیمانی " ( بازیگر ) : عیدی گرفتن رو خیلی دوست دارم 

  

                           

  

 

1 -  دلتون می خواد چند بهار دیگه رو ببینید ؟

2 -  بهترین و بدترین اتفاق تون در سال 94 ؟

3 -  دلتون می خواد اولین تبریک عید رو از کی بشنوید ؟ ( خارج از نزدیکان )؟

4 -  اولین آرزوتون سر سفره ی هفت سین چیه ؟ 

5 -  اهل چیدن سفره هفت سین هستید ؟

6 -  کدوم سنت عید براتون اهمیت بیشتری داره ؟

7 -  اگر قرار بود یک سین به سفره هفت سین اضافه کنین ، چی اضافه می کردید ؟

8 -  فکر می کنید خودتون شبیه کدوم سین هستید ؟

9 -  رویایی ترین سال تحویلی که سپری کردید ؟

10 - دعاتون سر سفره سال تحویل چیست ؟  

11 - بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

12 -  کدوم آرزوتون در سال 94 آورده شد و کدوم نشد ؟ 

13 - فکر می کنید سال 95 سال خوش شانسی تون باشه ؟

14 - جای کدون هنرمند سر سفره هفت سین خالیه ؟

15 -  از کدوم هنرمند تا به حال عیدی گرفتید ؟

16 -  اولین کاری که بعد از تعطیلات نوروز انجام می دهید ؟

17 -  ارزشمندترین دارایی انسان چیست ؟

18 -  بهترین موضوعی که در سال 94 بازی کردین ؟

19 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 94 از نظر شما کدام است ؟

20 -  بهترین کنسرتی که در سال 95 رفتید ؟ 

21 -  شخصیت هنری سال از دید شما کیست ؟  

22 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

23 -  یک جمله درباره بهار بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - اصلا بهش فکر نکردم . فقط کلا دوست دارم زندگی کنم .

  

2 - بهترین اتفاق ... خیلی اتفاق خوب افتاد ... فیلم هام اکران شد ، کارهای خوب بازی کردم ،  

ترانه ام در آلبوم " رضا صادقی " اومد . بدترین اتفاق ... خدا رو شکر نداشتم .

 

3 - بدم نمیومد که بابام زنده بود و از بابام می شنیدم .  

 

4 و 5 - من به هیچ عنوان سفره هفت سین نمی چینم . ولی اولین آرزوم سر سال تحویل  

سلامتی مامانم هست ... بعد سلامتی خودم ، دوستام و مردم عزیزمون . 

 

6 - دید و بازدبدها و عیدی گرفتن دیگه ... عیدی گرفتن رو خیلی دوست دارم . 

  

7 - ( فکر می کند ) ... ثروت ... سین نمی شه ، ولی مردم همه لازم دارند .

 

8 - من شبیه ... ( فکر می کند ) ... قکر می کنم برای بعضی ها بیشتر شبیه سکه ام

 

9 - فکر می کنم دو سال قبل بود که با بچه های پرورشگاه بودم ... خیلی سال تحویل شیرینی  

بود .

 

10 - مامانم سلامت باشه و کارم خوب پیش بره  .   

  

11 - خاطره خوب زیاد داشتم ... ترانه ام که در آلبوم " رضا صادفی " اومد . کارهای خوب کار  

کردم ، فیلم های خوب باری کردم که اکران شدند ، دو تا سریال خوب بازی کردم ، سر سریال  

نوروز هستم . 

بدترین اتفاق رو یادم نمی یاد ... یعنی اتفاق بدی خدا رو شکر زیاد به ذهنم نمی یاد . یکی از  

اتفاقات بد پارسال این بود که فیلم هام در جشنواره فجر نبود . من خیلی دوست داشتم که  

" اروند " در جشنواره فجر باشه ...  

 

12 - ( فکر می کند ) ... آخه من هیچ وقت چیز عجیب و غریبی نمی خوام . اول سلامتی برای  

مادرم می خوام که اونم نمی شه یک دفعه بگم که چشمم رو باز کنم خوب بشه . آدم باید  

منطقی باشه ... ذره ذره خوب می شه . این یکی از آرزوهام هست که داره روز به روز بهتر  

می شه و اتفاق خوب می افته .  

     

 

 

13 - انشاالله که با دعای مردم سال خوبی باشه . خدا رو شکر داره خوب شروع می شه ... 

انشاالله که همین جوری باشه .

  

14 - حای خیلیاشون ... جای " خسرو شکیبایی " ، " جمشید اسماعیل خانی " ، " نادیا  

دلدارگلچین " ، " فردین " ، " نعمت الله گرجی " ، " جهانگیر فروهر " ، " پوپک گلدره " خالیه ...  

فکر کنم جای خیلیا خالیه .

 

15 - خیلیا ... از خیلیا گرفتم ... یادم نمی یاد . ولی برای خانم " معتمدآریا " رو همیشه یادمه .

 

16 - تعطیلات نوروز رو که سر فیلمبرداری سریال نوروز ( " زعفرانی " ) هستم . فکر کنم بعدش  

خونه تکونی کنیم دیگه ... ( با خنده ) ... ما بر عکس همه آدم هاییم .   

 

17 - سلامتی و ثروت با هم .

    

18 - یادم نمی یاد ...

 

19 - من فیلم های جشنواره امسال رو به هیچ عنوان ندیدم ... سر کار بودم و اصلا وقت نشد  

ببینم . برای همین نمی تونم راجب فیلم ها نظر بدم . ولی از بین فیلم های خارجی , فیلمی که  

دیدم ، فیلم " Room " بود . از بین سریال هایی که دیدم ، " تنهایی لیلا " و " دردسرهای عظیم  

2 " سریال های خوبی بودند . موسیقی ... از بین چیزهایی که من دوست داشتم ، تراک " خدا  

شاهده " آلبوم " رضا صادقی " رو خیلی دوست داشتم . آلبوم " فرزاد فرزین " ، خصوصا تراک  

3 و 5 ، رو خیلی دوست داشتم . موسیقی " Adele " Hello رو خیلی دوست داشتم .

 

20 - من همه کنسرت هایی رو که رفتم دوست داشتم ... " فرزاد فرزین " ، " زانیار خسروی " ،  

" رضا صادقی " ، " احسان خق شتاس " ، " علی عبدالمالکی " و " محسن شریفیان " ( گروه  

لیان ) رو رفتم و دوست داشتم .

 

21 - خانم " فاطمه معتمدآریا " .

 

22 - من اصلا دروغ گفتن بلد نیستم ( با خنده ) ... 

 

23 - امیدوارم که زندگی مردم هم سبز بشه ، ولی سرد نشه ... برای همه مردم سالی پر  

سبزی باشه ...

 

24  -کارهام رو ببینند و بهم انرژی بیشتری بدهند . 

  

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

3 - " الهه حصاری " ( بازیگر ) : من در مراسم اسکار 2016 حضور داشتم !!

  

                            

  

 

1 -  دلتون می خواد چند بهار دیگه رو ببینید ؟

2 -  بهترین و بدترین اتفاق تون در سال 94 ؟

3 -  دلتون می خواد اولین تبریک عید رو از کی بشنوید ؟ ( خارج از نزدیکان )؟

4 -  اولین آرزوتون سر سفره ی هفت سین چیه ؟ 

5 -  اهل چیدن سفره هفت سین هستید ؟

6 -  کدوم سنت عید براتون اهمیت بیشتری داره ؟

7 -  اگر قرار بود یک سین به سفره هفت سین اضافه کنین ، چی اضافه می کردید ؟

8 -  فکر می کنید خودتون شبیه کدوم سین هستید ؟

9 -  رویایی ترین سال تحویلی که سپری کردید ؟

10 - دعاتون سر سفره سال تحویل چیست ؟  

11 - بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

12 -  کدوم آرزوتون در سال 94 آورده شد و کدوم نشد ؟ 

13 - فکر می کنید سال 95 سال خوش شانسی تون باشه ؟

14 - جای کدون هنرمند سر سفره هفت سین خالیه ؟

15 -  از کدوم هنرمند تا به حال عیدی گرفتید ؟

16 -  اولین کاری که بعد از تعطیلات نوروز انجام می دهید ؟

17 -  ارزشمندترین دارایی انسان چیست ؟

18 -  بهترین موضوعی که در سال 94 بازی کردین ؟

19 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 94 از نظر شما کدام است ؟

20 -  بهترین کنسرتی که در سال 95 رفتید ؟ 

21 -  شخصیت هنری سال از دید شما کیست ؟  

22 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

23 -  یک جمله درباره بهار بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - خیلی بهار دیگه ... از اونجایی که من از اون دسته آدم ها هستم که دوست دارم جاودانه  

بشم ( با خنده ) ... مزاح کردم . تا اونجایی که تن سالم دارم ، دوست دارم بهارها رو ببینم .

  

2 - خدا رو شکر سال 94 خیلی اتفاق عجیب و غریبی برای من نیفتاد که بگم خیلی خوب بود  

یا خیلی بد بود . ولی پروژه " پولاد کیمیایی " ( " وقتی خوابیدیم " ) یکی از پروژه هایی بود که  

من خیلی دوست داشتم و متاسفانه اون کار به ثمر نرسید ... فکر می کنم این بدترین اتفاق کار  

هنری ام بود . بهترینش هم بازی در یک سکانسی از کار آقای " آرش سنجابی " بود به اسم  

" بازدم " که انشاالله سال بعد اکران می شه .

 

3 - یه دایی دارم که یه مقدار از ما دوره ، دلم براش خیلی تنگ شده و دوست دارم از ایشون  

بشنوم .  

 

4 - به غیر از سلامتی که برای همه آرزو می کنم ، اینه که بلافاصله بعد از تعطیلات عید برم  

سر کار . 

 

5 - بله ... خیلی دوست دارم .

 

6 - سفره چیدن هفت سین رو خیلی دوست دارم . اینکه دید و بازدید اتفاق می افته رو هم  

دوست دارم . مخصوصا الان که متاسفانه آدم ها خیلی دور شدند از هم و یکم کمتر همدیگر  

رو می بینند ، باز عید آدم ها به دیدن همدیگه می روند و همدیگه رو می بینند . از کودکی خونه  

خاله و دایی رفتن رو خیلی دوست داشتم . 

  

7 - سلامتی .

 

8 - شبیه ... ( فکر می کند ) ... شاید شبیه سنجد یا سبزه ( با خنده ) ... نمی دونم . اگه  

فیزیکی بگین ، سنجد منم ، ولی اگه به لحاظ روحی و درونی بگین ، سبزه ام . 

 

9 - ( فکر می کند ) ... فکر می کنم که یک سالی بود که خواب موندم ... ( با خنده ) ... خیلی  

دیر وقت سال تحویل بود ... حدود سه و چهار صبح بود و من خوابیدم ...

 

10 - برای خودم و نزدیکانم و همه مردم ، چون من همیشه دوست دارم برای همه اول دعا کنم ,  

چون اعتقاد دارم وقتی برای همه یک چیز رو بخوای ، مطمئنا برای خودت هم اتفاق می افته . 

به غیر از سلامتی و آرامش که باید باشه حتما ، پول زیاد و پر برکتی بودن را دعا می کنم .  

واقعا در سال جدید هیچ کسی محتاج کسی نباشه و کارها رونق داشته باشه و همه حالشون  

بهتر باشه . 

  

11 - خاطره بد ... ( فکر می کند ) ... خدا رو شکر ندارم . بهترین خاطره 94 هم ... ( فکر می کند ) 

... برای من اکران فیلم " نقش نگار " بود که خوشبختانه بعد از دو سال اکران شد .

 

12 - یه آرزو داشتم و دارم که در 94 برآورده نشد و امیدوارم در 95 برآورده بشه .  

 

  

13 - فکر می کنم . دارم به این دید نگاه می کنم و فکر می کنم و باید مطمئن باشم و یه  

جورایی باور داشته باشم که سال خوش شانسی هست . از اونجایی که عدد 95 یک حس  

خاصی بهم می ده ، فکر می کنم که سال خوب و خوش شانسی هست .

  

14 - هنرمندی که این اواخر از دست دادیم ، آقای " یدالله نجفی " ( صدابردار ) بودند که من با  

ایشون سر فیلم " قاعده تصادف " افتخار همکاری داشتم و فکر می کنم خیلی امسال برای  

خانوادشون سخته ... خیلی هم متاثر و ناراحت شدم از این اتفاق .

 

15 - واقعا از هیچ کس تگرفتم .

 

16 - مطمئنا می رم سر کارم ... من مربی باشگاه هستم و می رم باشگاه و ادامه کار شاگردام  

رو انجام می دهم .   

17 - آرامش .

    

18 - همین الان ... ( با خنده )

 

19 - فیلم خیلی دیدم و دوست داشتم ، اما یکی از بهترین فیلم هایی که دیدم " ابد و یک روز "  

هست و فیلم " نیمه شب اتفاق افتاد " خانم " تینا پاکروان " رو خیلی دوست داشتم . بهترین  

سریال هم بدون هیچ تردیدی " شهرزاد " و بدون هیچ فکر کردنی موسیقی " کجایی " آقای  

" چاوشی " به نظرم بهترین بود .

 

20 - کنسرت " رضا یزدانی " رفتم و خیلی جذاب بود .

 

21 - " علی نصیریان " و " ترانه علیدوستی " در سریال " شهرزاد " .

 

22 - ( فکر می کند ) ... من در مراسم اسکار سال 2016 که برگزار شد ، حضور داشتم . 

23 - بهار که می یاد ، به دلیل اینکه اتفاق زیبایی در چهارمین روز ماه اول بهار می افته ، تولد  

مامانم هست ، به واسطه اون از کودکی بهار برای من خیلی دلچسب ، قشنگ و زیباتر از  

اینکه هست شده . به دنیا آمدنش واقعا خوشحالم کرده و خوشحالم که من رو به دنیا آورده ... 

خودش به دنیا اومده و من رو به دنیا آورده ( با خنده ) ... واقعا خوشحالم .

 

24  - از همین جا بهشون قول می دم که در سال 95 خیلی خیلی کارهای بیشتر ، بهتر و حرفه  

ای تر رو انجام خواهم داد و از ته قلبم براشون آرزوی سلامتی ، آرامش و شادی می کنم .  

مرسی که واقعا هستند ، چون اگه این اتفاق نباشه و کسی ما رو نبینه که بودن و کار کردن  

ما فایده و اهمیتی نداره . خدا رو شکر که ههمیشه هستند . انشاالله پایدار و سلامت باشند .  

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

1 - " شهین تسلیمی " ( بازیگر ) : دلم می خواد این بهار آخریم باشه !

  

                        

    

  

 

1 -  دلتون می خواد چند بهار دیگه رو ببینید ؟

2 -  بهترین و بدترین اتفاق تون در سال 94 ؟

3 -  دلتون می خواد اولین تبریک عید رو از کی بشنوید ؟ ( خارج از نزدیکان )؟

4 -  اولین آرزوتون سر سفره ی هفت سین چیه ؟ 

5 -  اهل چیدن سفره هفت سین هستید ؟

6 -  کدوم سنت عید براتون اهمیت بیشتری داره ؟

7 -  اگر قرار بود یک سین به سفره هفت سین اضافه کنین ، چی اضافه می کردید ؟

8 -  فکر می کنید خودتون شبیه کدوم سین هستید ؟

9 -  رویایی ترین سال تحویلی که سپری کردید ؟

10 - دعاتون سر سفره سال تحویل چیست ؟  

11 - بهترین و بدترین خاطره تون در سال 94 ؟

12 -  کدوم آرزوتون در سال 94 آورده شد و کدوم نشد ؟ 

13 - فکر می کنید سال 95 سال خوش شانسی تون باشه ؟

14 - جای کدون هنرمند سر سفره هفت سین خالیه ؟

15 -  از کدوم هنرمند تا به حال عیدی گرفتید ؟

16 -  اولین کاری که بعد از تعطیلات نوروز انجام می دهید ؟

17 -  ارزشمندترین دارایی انسان چیست ؟

18 -  بهترین موضوعی که در سال 94 در برنامه " رادیو 7 " اجرا کردین ؟

19 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 94 از نظر شما کدام است ؟

20 -  بهترین کنسرتی که در سال 95 رفتید ؟ 

21 -  شخصیت هنری سال از دید شما کیست ؟  

22 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

23 -  یک جمله درباره بهار بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - دلم می خواد این بهار آخریم باشه .انقدر از زندگی سیرم ... دیگه علاقه ای به ادامه  

زندگی ندارم . درسته در ظاهر مردم رو می بینم ، تو فیلم بازی می کنم یا عکس می اندازم  

می خندم . ولی همه محبت ها از بین رفته ... همه چیز عوض شده ... اون موقع ها چقدر به  

بزرگتر احترام می ذاشتند .. تو خانواده ها چه محبتی بود ... همه چی از بین رفته !! 

  

2 - بهترین اتفاق این بود که شنیدیم تحریم ها برداشته شد . انشاالله که از کشورهای دیگه  

بیان و سرمایه گذاری کنند ، جوان های بی کار ما سر کار برند ، انقدر بی کاری نباشه ... به  

خاطر اینکه من کلا برای مردم خیلی دلم می سوزه . بدترینش ... ( فکر می کنند ) ... واالله  

همش بدترین بوده ( با خنده ) ... همه اتفاق ها بدترین بوده ...

 

3 - اون موقع ها که بچه بودم ، عید رو دوست داشتم . اما الان اصلا عید رو دوست ندارم .  

وقتی محبت نباشه ، به نظرم انسان هیچه !! حالا اگر از نظر مادی هم در رفاه کامل به سر  

ببره ، ولی وقتی محبت نباشه ... وقتی همه چی دروغی باشه ... همه قربون صذقه هایی  

که همه به هم دیگه میرن از ته دل نباشه ... دیگه چه عیدی ؟! اصلا من از مراسم عید  

خوشم نمی یاد . دوست دارم عید از کشور برم بیرون ، عید که تموم شد بیام . ولی الان سر  

" دودکش " هستم ، نمی تونم که برم . معمولا بچه ام که خارج هست ، زنگ می زنه و تبریک  

می گه . ولی این ها هیچ خوشحالم نمی کنه .

 

4 - اولین آرزوم اینه که مردم با همدیگه مهربون باشند . در رفاه نسبی باشند . موقعی که  

مردم در رفاه نیستند ، تمام این ناراحتی ها به وجود می یاد ... حسادت ها به وجود می یاد  

... این اتفاق هایی که می افته ، همه به خاطر نداشتن هست . وقتی مردم در رفاه باشند ، 

بدونند تامین هستند ، زندگی هم خوب می شه ... همه با محبت می شن . ولی الان به خاطر  

همین وضعیتی که داریم ، بی کاری ، نداری و ... همه با هم دشمنند . چشم ندارند همدیگه  

رو ببینند

 

5 - بودم ... ولی الان اصلا ! دیگه به این چیزها اعتقادی ندارم . فقط اعتقاد به خداوند و قرآن  

دارم .

 

6 - دید و بازدیدها برایم اهمیت داشت ... لااقل فامیل هایی بودند که نمی دیدیمشون ، ولی  

بالاخره سالی یک دفعه می اومدند خونه مون و تبریک می گفتند ، همدیگه رو می دیدند ،  

دیدارها تازه می شد و از همدیگه با خبر می شدند . الان که الحمدالله با یک پی ام که تو  

تلگرام می دهند با یک تلفن که می زنند ، تبریک هم می گن دیگه ... . 

این تکنولوژی بعضی چیزهاش خیلی خوبه و بعضی چیزهاش انقدر بده ... مثلا اینکه فاصله  

انداخته بین آدم ها ، اصلا خوشم نمی یاد . خیلی چیزهاش خوبه ، ولی استفاده کردن ما  

ایرانی ها از تکنولوژی خیلی خیلی بد و اشتباهه . از تکنولوژی اشتباه استفاده می کنیم .  

من بعضی موقع ها واقعا تو اینستاگرام می رم ، یک هجویاتی مردم می نویسند . یا مثلا از  

فلان هنرپیشه خوششون نمی یاد ... خب نیاد !! چرا عنوان می کنی ؟! خب دلش می شکنه  

... . این انسانیته واقعا ؟! این ها بازیگر رو آزرده خاطر می کنه . مثل اینه که تو یک جمع  

بخواهی آبروی یکی رو ببری . این زشته دیگه . به خاطر اینه که من اصلا بعضی چیزها رو  

نگاه نمی کنم . ممکنه مثلا من هم اون هنرپیشه رو دوست نداشته باشم ، ولی نباید عنوان  

کنم که همه بفهمند ... اونم هنرپیشه است ، اونم انسانه . از آسمون که نیومده ... اونم  

شغلش بازیگریه ، حالا یه عیب هایی هم داره ... همه که پاک و مطهر نیستند .    

7 - ( فکر می کنند ) ... سعادت . 

 

8 - من ... ( فکر می کنند ) شبه سیر . چون سیر 72 خاصیت داره . از خودم تعریف نمی کنم  

، ولی تا اون جایی که از جوونی در توانم بوده و هست ، دوست دارم که تا اونجایی که می  

تونم به دوستام ، دور و بریام ، آشناها کمک کنم . یعنی براشون استفاده داشته باشم ...  

چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی . ولی خب قدرمون رو ندونستند ... حالا که سنمون رفته  

بالا و به قول معروف پیر شدیم . ولی باز دوست دارم هر روز زندگیم که می گذره ، یک کار  

نیک انجام بدم که شب می خوابم راحت باشم . نه اینکه تو این دنیا بدون استفاده باشم .

 

9 - اون موقعی که بچه هام کوچک بودند ... سبزی پلو و ماهی و کوکو درست می کردم ...  

یهو برادرم هم از خارج اومد خونه ما و یک عالم سوغاتی آورد برای شب عید . اون خیلی  

برای من به یاد ماندنی بود .    

 

10 - اینه که انشاالله هیچ کسی ، هیچ پدر و مادری در زندگی احتیاجش به اولاد و کس  

دیگه نرسه . یعنی تا زمان مرگ رو پای خودش باشه . به کسی احتیاج پیدا نکنه . چه از نظر  

مادی و چه از نظر معنوی رو پای خودش باشه . امیدوارم که هیچ کسی خصوصا از نظر  

جسمی محتاج نشه

 

 

11 - بهترین خاطره ام فیلم ها و سریال هایی بود که بازی کردم و در اون جمعی که بودم ،  

خیلی خوب بودند و موج مثبت داشتند . مثلا همین " غیر علنی " ... خیلی بچه ها خوب بودند  

... " مهرداد خوشبخت " کارگردان بسیار مهربونی است . اصلا می رفتیم سر کار انرژی می  

گرفتیم . معمولا کارهایی که من می رم اکثرا بچه ها خوبند . اصلا وقتی می رم اونجا روحیه  

ام عوض می شه . مثلا آقای " برزو نیک نژاد " بسیار کارگردان مهربونی است . دوست  

نداشت کسی ازش آزرده خاطر بشه ... هوای همه رو داشت . 

بدترین خاطره ام مرگ خواهرم ... مرگ بعضی از دوستام ... مرگ آقای " سلحشور " . من  

خیلی آقای " سلحشور " رو دوست داشتم . باهاشون کار نکرده بودم ... ندیده بودمش ، اما  

به خاطر این که قرآن و داستان های قرآنی را می ساخت . من سیاسی نیستم ... از سیاست  

هیچی نمی دونم ... نه سیاست رو می شناسم و نه می دونم سیاست یعنی چی .

 

12 - آرزوم که برآورده شد ، این بود که نوه ام که خارج از کشور هست ، قبول شد و رفت در  

بیمارستان و داره دوران آموزشیش را می گذرونه .  

آرزویی هم که برآورده نشد ... همین صلح و دوستی که دوست دارم بین مردم باشه .. محبت  

باشه ... انسانیت باشه ... برآورده نمی شه و نخواهد شد .

  

13 - احتمالا ... برای شخص خودم نه ! برای همه ... چون سال میمونه . انشاالله کارها رونق  

بگیره . انشاالله برای همه ملت ایران همینطور باشه و هر کاری که بخواهند رو بتونند انجام  

بدند . یک خرده مردم بیشتر محبت کنند . انسانیت فقط با محبته .

 

14 - چون آقای " سلحشور " تازه فوت کرده ، ایشون رو یادمه . واقعا جاش خالیه .

 

15 -  ...

 

16 - انشاالله به امید خدا این کارم که تموم بشه ، می خواهم برم زیارت امام رضا ... می رم  

مشهد . هم خواهرم اونجاست ، خواهرم رو ببینم و هم زیارت امام رضا برم .  

 

17 - انسانیت پر ارزش ترین چیزیه که یک آدم می تونه داشته باشه . وقتی انسانیت داشته  

باشه ، یک آدم کاملیه .

    

18 - همین آخری که دارم با شما انجام می دهم ...

 

19 - راستش چون من اهل سینما نیستم و ویدیوهاشون رو می گیرم نگاه می کنم . بهترین  

سریال به نظر من " دردسرهای عظیم 2 " بود . اهل موسیقی زیاد نیستم . تنها خواننده ای  

که دوست دارم " رضا یزدانی " هست .

 

20 - ....

 

21 - خانم " معتمدآریا " .

 

22 - در سال 95 کشور ما جزء بهترین و در رفاه ترین کشورهای دنیا شناخته می شه ( با  

خنده ) ...

 

23 - بهار , البته برای اون هایی که دلشون خوش هست , ماهیه که همه زنده می شودند .  

موجودات نباتی خداوند زنده می شوند و به انسان ها ، حیوانات و پرنده ها روح می دهند .  

همه احساس شادی می کنند ... احساس زنده بودن می کنند .

 

24  - انشاالله که امسال براشون عید خیلی خوبی باشه . من تا اون جایی که خودم می  

بینم و می شنوم ، مخاطبین رو می بینم یا برام پیام می دهند ، من رو دوست دارند . منم  

دوسشون دارم . امیدوارم امسال از نظر سلامتی ، از نظر معنوی ، از نظر مادی ، سال  

موفقیت براشون باشه ...  

* 15 مصاحبه ی نوروزی با 15 چهره ی هنری *

 

  

15 - " امیرعلی نبویان " ( نویسنده ، مجری و بازیگر ) : همیشه سال خوش  

شانسیه !

 

  

                        

    

  

 

1 -  دلتون می خواد چند بهار دیگه رو ببینید ؟

2 -  بهترین و بدترین اتفاق تون در سال 93 ؟

3 -  دلتون می خواد اولین تبریک عید رو از کی بشنوید ؟ ( خارج از نزدیکان )؟

4 -  اولین آرزوتون سر سفره ی هفت سین چیه ؟ 

5 -  اهل چیدن سفره هفت سین هستید ؟

6 -  کدوم سنت عید براتون اهمیت بیشتری داره ؟

7 -  اگر قرار بود یک سین به سفره هفت سین اضافه کنین ، چی اضافه می کردید ؟

8 -  فکر می کنید خودتون شبیه کدوم سین هستید ؟

9 -  رویایی ترین سال تحویلی که سپری کردید ؟

10 - دعاتون سر سفره سال تحویل چیست ؟  

11 - بهترین و بدترین خاطره تون در سال 93 ؟

12 -  کدوم آرزوتون در سال 93 آورده شد و کدوم نشد ؟ 

13 - فکر می کنید سال 94 سال خوش شانسی تون باشه ؟

14 - جای کدون هنرمند سر سفره هفت سین خالیه ؟

15 -  از کدوم هنرمند تا به حال عیدی گرفتید ؟

16 -  اولین کاری که بعد از تعطیلات نوروز انجام می دهید ؟

17 -  ارزشمندترین دارایی انسان چیست ؟

18 -  بهترین موضوعی که در سال 93 در برنامه " رادیو 7 " اجرا کردین ؟

19 -  بهترین فیلم ، سریال و ترانه سال 93 از نظر شما کدام است ؟

20 -  بهترین کنسرتی که در سال 93 رفتید ؟ 

21 -  شخصیت هنری سال از دید شما کیست ؟  

22 -  یک دروغ سیزده بگید ؟

23 -  یک جمله درباره بهار بگید ؟

24 -  یک جمله عیدانه برای هوادارانتان بگید ؟ 

 

 


 

1 - 150 تا .

 

2 - بهترینش شروعش بود و بدترینش تموم شدنش

 

3 - " وودی آلن " .

 

4 - سلامتی برای همه ... تن سالم داشته باشند . 

 

5 - نه ... ( خنده ) ...  

 

6 - عیدی گرفتن .

 

7 - سرعت . 

 

8 - شبیه سین ... ( فکر می کند ) ... سیب

 

9 - ( فکر می کند ) ... فکر می کنم 2 ، 3 سال پیش بود ... تو جاده تو ترافیک بودیم ،  

خیلی خوش گذشت .    

 

10 - اول سلامتی مردم و بعد اینکه شرایط اقتصادی بهتری داشته باشیم به امید خدا .

 

11 - بهترینش اینکه آدم های مهم و درجه یک اومدن کار تئاترمون رو دیدن . بدترینش  

هم از دست دادن یه عده از هنرمندان به خصوص " مجید بهرامی " و " بهرام ریحانی "  

و " مرتضی پاشایی " و از دست دادن " غلامحسین مظلومی " .

 

12 - واالله راستش آرزو خیلی ندارم . ولی اینکه هدف هام کدومش نشد ، به خاطر  

مقتضیات زمان و وقت بود . اون هایی که برآورده شد ... مثلا برنامه هایی بود که کار  

کردم ، تئاتری بود که روی صحنه رفت و چیزهای شبیه این . اونی که هنوز برآورده نشده  

و امیدوارم سال 94 برآورده شه ، ادامه نوشته " ناگهان پیت حلبی " است .   

  

  

 

  

13 - واالله همیشه سال خوش شانسیه ... چرا نباشه . 

 

14 - " مرتضی احمدی " .

 

15 - از " محمد صوفی " گرفتم ، از " منصور ضابطیان " گرفتم ، از " مسعود فروتن "  

گرفتم .  

 

16 - اولین کار خیلی خیلی مهم اینه که بگیرم بخوابم .

 

 * مگه قبلش نمی خوابین که بعد از تعطیلات دوست دارید بخوابین !!  

 

- نه واقعا می خوابم .

  

17 - سلامتی .

 

18 - انواع و اقسام " بله " در زبان فارسی .

 

19 - بهترین فیلم ایرانی که دیدم ... ( فکر می کند ) ... " طبقه حساس " و بهترین فیلم  

خارجی " مرد پرنده ای " . بهترین ترانه ... ( فکر می کند ) ... اون آهنگ " محسن چاوشی "  

که می گه " تهران که دریا نداره ... "

 

20 - واالله من خیلی کنسرتی نیستم ... کنسرت زیاد نرفتم . همین چند روز پیش کنسرت  

" ایلیا منفرد " رفتم ، حیلی خوشم اومد .

 

21 - شخصیت هنری سال ... ( فکر می کند ) ... به خاطر خرس برلین شخصیت هنری  

سال رو انتخاب می کنم . به خاطر فیلم " تاکسی " ... آقای " پناهی " .

 

22 - بذارین این یه بار رو دروغ نگم ... تمام سال رو داریم دروغ می گیم ( خنده ) ...  

دروغ سیزده ... ازتون دلخورم !

 

23 - ( خنده ) ... نفرت انگیزترین موضوع انشاء تاریخ بشریت این بود که " بهار رو توصیف  

کنید " .

 

24 - عیدشون مبارک . انشاالله که به آرزوهای خوب و درجه یک و مشروحی که دارن ،  

امسال برسن  

 

* کارهای جدید " امیرحسین رستمی "

 

 * طی تماسی که با " امیر حسین رستمی " داشتیم , او در مورد فعالیت های اخیرش

این چنین گفت:

 

1 - نمایش " خانه پاکیزه " کاری از " مانلی حسین‌پور "  به نویسندگی " سارا رول " را

برای جشنواره تئاتر فجر امسال دارم که چهارم اسفند سال جاری روی صحنه می‌رود.

 

2 - در حال حاضر جلوی دوربین " مهرداد غفارزاده " رفته ام و به همراه " هومن برق

نورد " در پروژه سینمایی " دریا، پرنده، ماهی " هستم و بر خلاف دیگر  نقشهایم در

مقابل " هومن برق نورد " کاراکتری ضد قهرمان دارم. 

 

3 - به زودی برای بازی در یک سریال جلوی دوربین  " سجاد شهریاری " می‌رویم که

محوریت آن درباره تعزیه بوده که من هم نقشی در این زمینه ایفا می‌کنم. به زودی نام

این سریال مشخص می‌شود و خوشحالم که با کارگردانی که به خوبی حرف یکدیگر را

می‌فهمیم ، همکاری خواهیم داشت.

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عباس غزالی " ( 6/6 ) *

 

* بخش پایانی : " حرف های خودمونی "

 

 

**  کسی هست که حلالش نکرده باشین؟

 

- نه .

 

** خودتون چی ؟ کسی هست که به حلالیتش نیاز داشته باشین؟

 

- این رو باید توی پیج بنویسین , کسانی که " عباس غزالی " رو حلال نکردن , چند نفرن ؟

نمی دونم وا... ( خنده )

 

** بالاخره آدم خودش متوجه می شه که کسی ازش رنجیده یا نه ؟!

 

- نمی دونم . اینو باید از دیگران بپرسید . ولی امیدوارم کسی نباشه که از دست من

ناراحت باشه .

 

                                   * متن کامل مصاحبه در " ادامه مطلب " *

 

ادامه نوشته

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عباس غزالی " ( 6/5 ) *

 

* بخش پنجم : " پیرامون ' عباس غزالی ' " *

 

    

 

** دوستان پرسیدن که صفحه ای در " Instagram " به نام شما وجود دارد . آیا اون صفحه

متعلق به شماست ؟

 

- بله, بله . من چون که خودم عکاسی رو خیلی دوست دارم , خیلیا شک می کنن که اون

پیج برای من باشه . چون من تو اون پیج , چون مربوط به پیج عکاسیه , فقط کارهای عکاسی

خودم رو می ذارم . یعنی عکس هایی که از وسایل , از منظره و ... اینا می ذارم . یعنی چون

از خود چهره ی خودم نمی ذارم , خیلیا به شک افتادن که چرا پس از خودش عکس نمی ذاره .

پس این پیج , مال خودش نیست . 

 

                                   ** متن کامل مصاحبه در " ادامه مطلب " **

 

ادامه نوشته

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عباس غزالی " ( 6/4 ) *

 

* بخش چهارم : " علایق شخصی ' عباس غزالی ' " *

 

                       

 

** ماجرای زخم روی پیشونیتون چیه ؟

 

- خط روی پیشونیم ؟

 

** بله ... همون زخم روی پیشونی تون .....

 

- آره , یه شکستگی خیلی بزرگه . من توی شکستگی ها بدشانسی آوردم . کلا توی کل

بدنم دو سه تا شکستگی دارم , عین دو سه تاشم توی سر و صورتمه .

 

 

** اون دو تا زخم دیگه کجای صورتتونه ؟ معلوم نیست !!!

 

- یه دونه توی سرمه , وقتی موهامو از ته می تراشم معلوم می شه ... اون پشت و یه

دونم توی ابروی راستمه ... این گوشه . اون که روی پیشونیمه اولین شکستگیه سرم ,

فکر می کنم باشه . یا اونی که پشت سرمه شاید , اولیش بوده . حضور ذهن ندارم . ولی

 این خیلی بزرگه شکستگیش ... خیلیم بخیه خورد و خیلیا هم گفتن حتی جمجمت شاید

 شکسته باشه . اما نه , خدا رو شکر بخیر گذشت . اون زخمی که می گین , بر می گرده

به دوره ی راهنماییه . مدرسه ی سوم راهنمایی , من توی حیاط بودم ... پیشکسوت بازی

های زنگ تفریح بودم. یه بازی داشتیم به اسم " گانیه " اگر اشتباه نکنم که توی یک مربعی ,

همه ی طرفدارا دور تا دور مربع وای می ایستادن و ما دو نفر توی این مربع باید یکی لی لی

دنبال اون یکی می کرد , اون یکی فرار می کرد و من یادمه یک تیم این شکلی بودیم و هر

 سه , چهار نفری , یه دونه , یه دونه کم می شدیم و دو نفر می رسیدن فینال . و من توی این

 بازی " گانیه " همین که من لی لی بازی می کردم , من یادمه که بچه ها , طرفدارام همه می

گفتن که : داری می بازی , اگر نزنی , الان زنگ تفریح تموم می شه و ..... . من یه جایی

رسیدم و خودم رو پرتاب کردم که باید مثلا دستم می خورد بهش , بعد فرار می کردم و پریدم .

ایشون جاخالی داد و من رفتم توی لبه ی دیوار آجری و اون جا دنیا رو سرم چرخید و به شدت

خون اومد و .... . حتی یادمه یه سه تا بیمارستان که من رو بردن , انقدر شدت زخم زیاد بود ,

 می گفتن که ما عکسبرداری به هیچ شکل نداریم و ببرین جای دیگه که رفتیم بیمارستان ...

" سینا " اگر اشتباه نکنم . اون جا کار های سرم رو انجام دادم و این یادگاری از اون موقع

مونده .   

 

** چقدر شانس آوردین .....

 

- آره ... که درواقع خونریزی نکردم .

 

                                   ** متن کامل مصاحبه در " ادامه مطلب " **

 

ادامه نوشته

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عباس غزالی " ( 6/3 ) *

 

* بخش سوم : " درس , بازیگری و شایعات پیرامون ' عباس غزالی ' "  

 

 

** به نظرتون موضوعات اجتماعی هم امکان داره که کلیشه ای بشن ؟

 

- اگر به روز باشه , آپدیت باشه , با زمان حالمون , دست و پنجه نرم کنه , نه ... ببینید ,

مثلا اعتیاد , همیشه در جامعه ی ما دامنگیره و هم در دنیا  و به هرحال خیلیا درگیرش بودن

. این یک معضل اجتماعیه . اگر مثلا بگی که خب یکبار ما نشون دادیم , دیگه نشون ندیم

چون کلیشست , این تفکر اشتباست . شما خب ببینید این چون همیشه بوده , یک زمانی

مثلا یک مواد در کشور ما حضور داشت . ولی امروزه رو ببینید , اسمای مختلفی ازمواد

 هستش و این که گفتم به روز , یعنی این که روز به روز اگر جلو بریم ,نه ,اون موقع

کلیشه نیست . مثلا همین " سعید نعمت ا... " توی سریال ما به معضل اجتماعی " اعتیاد "     

که دامن " رها " رو گرفته و " فرزاد " که در همین قصه می بینید , این که چقدر قصه در

مورد اعتیاد ما داریم ؟ این متفاوته . چرا ؟ چون بیراهه و عوامل اعتیاد رو نشون می ده و این

 که چه چیزی باعث شده که این معتاد بشه . خیلی جالبه این سری اومده " خانواده " رو حتی

مقصر دونسته و این به نظر من , از این نظر می گم که می شه کلیشه نباشه , ولی چرا ....

نویسنده اگه بیاد , همون کاری رو که مثلا ده سال پیش در مورد اعتیاد گفته شده , همون رو

بیاد دوباره قصه کنه , این کلیشست . ببینید , باید به روز باشه , چشماش رو باز کنه و به روز

 نگاه کنه , قطعا مثله اون داستانی که اعتیاد که سال ها بوده , ده تا فیلم و ده تا مجموعه

 دربارش ساخته شده , باز هم می تونه متفاوت انجام  بشه .

 

 

** فکر می کنین چه ویژگی هایی موجب می شه که دو هنرمند رو به عنوان زوج هنری

 بشناسن و خواهان این باشند که آن ها را در کارهای بیشتری با هم ببینند ؟ 

 

- این که توی یک قصه ای خوب قرار بگیرن و اون سریال , اون مجموعه , اون اثر , موفق

بشه , مردم دوست داشته باشن و ارتباط خیلی خوبی باهاشون برقرار کنن و اون مثلا

زوج تو اون فیلم یا تو اون مجموعه , خیلی در واقع , خوب از پس کارشون بر بیان . این

دلایلییه که باعث می شه که کارگردانان و تهیه کننده ها , باز هم بیان سمتشون و

استفاده کنن . ولی صرفا به نظر من توی کار بازیگری , اگه یه بازیگر این کار رو انجام بده ,

همیشه , خودش رو محدود کرده . نباید به این قضایا دامن بزنه . این یه وقتی هستش ,

اون نقش رو تو دوست نداشتی . فقط صرفا به خاطر این که زوج هنری باشین , اون کار

رو انجام دادی و این اشتباهه . باید اون ملاک های اصلیت باشه , اون هایی که تو ذهنت

هست و در راستای هدفت هست , وحالا با زوجتم اگه قرار گرفتی , حالا فرق خاصی نمی

کنه . اما اون هم باز مستلزم اینه که تو ذهن تماشاگر تداعی اون کار قبلی رو نکنه .

یعنی باز باید یک زوج متفاوتی رو بازی کنی . حداقل من این جوری فکر می کنم .مثلا زوج

من و " منیژه " توی سریال " وضعیت سفید " خیلی زوج موفقی بودیم و بارها هم این

اتفاق بهمون پیشنهاد داده شد . ولی انقدر فیلمنامه ها ضعیف بود که این کار رو انجام

ندادیم و برای اینکه یک خاطره ی خوب تو ذهن تماشاگر می مونه و اون از بین نرفته .

 

** فکر می کنم بهترین زوج کاریتونم بود , خیلی زوج خوب و موفقی هم از کار در اومد .... 

 

- آره خدا رو هزار مرتبه شکر . خیلی با نمک و خوب بود .

 

                                                      ** متن کامل مصاحبه در ادامه مطلب **

 

ادامه نوشته

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عباس غزالی " ( 6/2 ) *

 

* بخش دوم : " هنر بازیگری ' عباس غزالی ' "

 

 

** یک عده معتقدند که نقش " بهروز " وضعیت سفید به شما شباهت  دارد . از نظر

خودتان هم همین طوره ؟

 

- نه , اصلا . این بعضی هایی که می گن یا باید در واقع خانواده ی درجه یکم باشن که

انقدر مستقیم می گن , که اگر از خانواده ی درجه یکمم بپرسین , اینو نمی گن . یا اگر

غیر از این باشه , خب از خودشون گفتن . من نه صدام اون طوریه مثل " بهروز " و نه شلوار

کردی تو زندگی اصلیم می پوشم و کلا فکر می کنم همه چیز یک شخصیت ساختگی بود

که من ذهنیتم رو به ذهنیت " حمید نعمت ا... " و " هادی مقدم دوست " نزدیک کردم تا

بتونم از خود واقعیم خارج شم و به شخصیت " بهروز " بخوام نردیک شم . " بهروز " یه

آدمی بود که تو دهه ی66 زندگی می کرد و تو دهه ی 66 , سی سالش بود . اما من ,

" عباس غزالی " ام که تو دهه ی 66 , اون موقع سه سالم بوده . خب خیلی چیزا از

نظر جغرافیایی , خیلی صدا ... اون جا آدم خیلی اغراق آمیزه , عشق آرتیست بازی

داشته , شومنیشه , شلوغ پلوغ کاریه , عشق خیلی چیزای دیگش که تو وجود " عباس

غزالی " اگر هم باشه , در این حد نیست . کاملا به نظر من فرق می کنه و هر کسی که

بهم بگه که کی این جمله رو گفته , خوشحال می شم .

 

** حالا کدوم یک از شخصیت هایی که بازی کردین به خودتون نزدیک بوده ؟

 

- ببینید , اصولا وقتی که شما یک شخصیتی رو می خوای بازی کنی نمی شه گفت که

این شخصیت کاملا شبیه منه , این شخصیت کاملا شبیه من نیست . نه ... به هر حال تو

هر شخصیتی , مثلا شما ببینید یک شخصیت منفی هست , تو یک شخصیت مثبت هستی .

ببینید که تو این شخصیتی که منفی هست , یه چیزی هست که تو وجود تو هم هست . 

می دونی چی می گم , یعنی همه چیز اون چیزی نیست که بگی اگه اون منفیه , منم

شدم منفی . به هرحال تو شخصیت هایی که بازی کردم , یه درصد خیلی کمی بوده که

به خود واقعی من نزدیک باشه . مثلا , مثلا بگم , همین مثلا شخصیت " فرزاد " این 

عشق به خانوادش , توی زندگی خودمه و من این رو درک می کنم که در واقع چقدر

مادرش رو دوست داره , تو قصه راحت تر می تونستم این ژانر رو بازی کنم . یا مثلا توی

" بهروز " خیلی خیلی کم چیزی شبیه من بود . چون آخه من نه " معتادم " , نه چیز دیگه

ای . و توی شخصیت ... فکر می کنم یه سریالی بازی کرده بودم به اسم " رستگاران " ,

اون جا " محسن " بودم , اون جام یه ... عشقی به خانواده داشت , ولی اون جام باز فرق

می کرد . اون جا  " محسن " خودشو مرد خانواده می دونست و خیلی شرایطش فرق می

کرد . من یه تله فیلمی بازی کردم به اسم " نیمه شب " به کارگردانی آقای " سیامک

صرافت " که من با خانم " حدیث میرامینی " نقش " علیرضا " رو بازی می کردم , شخصیت

" علیرضا " هم اون عشق به امام رضا که تو وجودش بود و دوست داشت که در پدرش 

رو در واقع ببره به پابوس امام رضا که هر ساله نذر داشت , منم هر ساله نذر دارم برم

پابوس امام رضا و برای همین اینو خیلی درک می کردم و به خودم نزدیک می دونستم .

اما اون موقع فیلم رو که داشتم بازی می کردم , چون توی قصه پدرم علیل بود و پا نداشت 

و رو ویلچر بود , دقیقا مصادف شده بود با روزهایی که پدرم در بستر بیماری بود و کاملا

این شرایط رو درک می کردم . نکات خیلی شخصی و خیلی ریز و خیلی کم . اصولا خیلی

نقش هایی که بازی کردم خیلی خیلی زیاد شبیه به خود من نیستند . نه خودآگاه و

نه ناخودآگاه , معمولا نقش به من سپرده می شه و من وقتی می خوام نقشی رو

انتخاب کنم , دقت می کنم به این که در راستای هدفم در زندگی هنری و بازیگریم هست

یا نه . یه ملاک هایی دارم که اون ملاک ها کاملا تخصصی و در مورد بازیگریه . نه اینکه

مثلا فکر کنم که کدومش به من نزدیک تره و بازی کنم . ولی سوال قشنگی بود . امیدوارم

که کامل جواب داده باشم .

 

 

 

** چقدر از بازیگری و کارتون در صدا و سیما راضی هستید ؟

 

- بله ... من استخدامی صدا و سیما نیستم . کار بازیگری توی صدا و سیما از این نظر فقط

مربوط می شه که کاری رو انجام می دی که از صدا و سیما پخش می شه . وگرنه ما کارمند

 صدا و سیما نیستیم . ما کاملا قراردادی هستیم . پروژه به پروژه پیشنهاد داده می شه و

درواقع طرف مستقیممون " صدا و سیما " نیست . اما اگه منظورتون از کار بازیگری توی

 تلویزیون , کار بازیگری توی صدا و سیماست , بله , چرا که نه . چون که هدف من بازیگریه .

بازیگری خیلی برای من مقدسه ... خیلی دوسش دارم و این که خدمتگزاری مردم رو می

کنی و مردم به ما نمره و اعتبار و امتیاز می دن , خیلی برام حائز اهمیته و خیلیم راضیم .

خب مشقت هایی داره . ولی به هرحال هر کاری , سختی خاص خودش رو داره . تو باید

سختی زیاد بکشی تا به اون جایگاهی که دوست داری برسی و من توی این دو سال خیلی

 خیلی سختی کشیدم . اگر که کار بازیگری کردم , هر نقشی رو بازی نمی کردم . با توجه

به پیشنهادات زیادی که داشتم , فقط و فقط به این دلیل بود که احترامم به مردم مخاطب

خیلی زیاده . چون اعتقادم بر اینه که مخاطب اگر نباشه , من نیستم و اگر هم به این جایگاه

رسیدم , مخاطب این جایگاه رو به من داده . پس کاملا به عقایدش و انتظاری که از من داره ,

 احترام می ذارم و نمی ذارم نقش های بد بازی کنم . اصلا در وجود خودم نمی بینم که کم

انرژی بزارم که انتظارشون از من برآورده نشه و لکه دار بشه و به خاطر همین سعی می

 کنم آروم آروم نقش هایی رو بازی کنم که با نقش های قبلیم فرق کنه و به همان اندازه

 تاثیر گذار و جذاب باشه و مردمم باید اون رو دوست داشته باشن . من موقعی می فهمم

کارم خوب بوده که مردم به من نمره ی قبولی بدن , نه کس دیگه ای .

 

** برنامه ای هم برای ورود به سینما دارین ؟

 

-  بله خب و جزء اهدافم هستش . ولی می گم چون که مخاطب خیلی برای من مهمه اصولا

به این نگاه نمی کنم که آقا این کار توی تلویزیونیه , پس بازی نمی کنم . این کار توی تئاتره

, بازی نمی کنم . اصولا اثر هنری چون مخاطب داره و امضای تو هستش , تو هر قالبی باید

انرژی خودت رو بذاری , اگر بخوای قبول کنی . ولی من اگر تا الان پا به سینما نذاشتم ,

 پیشنهاد داشتم . اما پیشنهاد ها دندون گیر و چشم گیر نبوده , نپذیرفتم و سعی کردم که

 ... یعنی دوست دارم که با قدمی محکم وارد سینما بشم . ولی این رو از الانم می گم , اگر 

به سینما وارد بشم , هم چنان تلویزیونم رو دارم , هم چنان تئاترم رو دارم , این جوری نیستم

 که بگم , من رفتم سینما , دیگه نمیام تلویزیون و تئاتر . اما اگر پیشنهاد خوبی نداشته باشم ,

 هیچ وقت هم با هر نقشی وارد سینما نخواهم شد .

 

 

 

** به فیلم سازی هم فکر کردید ؟

 

- بله ... فکر کردم ... پیشنهادم داشتم و فکر می کنم تا حدودی توانایی شم داشته باشم .

من فیلم سازی تا حدودی می دونم , تدوین تا حدودی می دونم , عکاسی تا حدودی می

دونم و بازیگری رو به صورت حرفه ای دارم دنبال می کنم و اون ها رو برای دل خودم هم

انجام دادم ,  اما به صورت حرفه ای نه . به خاطر این که اعتقادم اینه که آدم باید یک شاخه

ای رو بگیره و تا انتها بره . بازیگری شاخه ی اصلی منه و اگر روزیم خواستم شاخه های

دیگه رو به صورت حرفه ای دنبال کنم , اگر به شاخه ی اصلی خودم لطمه نزنه , این کار

رو انجام می دم . اگر لطمه بزنه , به هیچ وجه به صورت حرفه ای دنبال نخواهم کرد .

 

** تا کی می خواین بازیگری رو ادامه بدین ؟

 

- تا آخر عمرم . تا موقعی که یه قطره خون بیشتر تو وجودم نباشه . تا موقعی که خون

توی بدنم جریان داشته , من این کار رو انجام می دم . تا موقعی که من زنده باشم و

بتونم نفس بکشم . اما در یک شرایطی , امکانش هست که من بازیگری دیگه نکنم . اونم

اینه که خدا از من بخواد که دیگه بازیگری نکنم .

 

** یعنی به خاطر اعتقاداتتون بازیگری رو کنار می ذارید ؟

 

- به چه منظور ؟

 

              

 

** یعنی به خاطر اینکه مذهبی هستین و خواست خدا براتون ارجحیت داره , در اون صورت

بازیگری رو کنار می ذارین ؟ 

 

- آره ... اون از من بخواد . مثلا در صورتی که می دونم کاملا هدایت من دست خداست .            

بیشتر از هر کس دیگه صلاح خودم رو بهتر از خود من می دونه , پس من هیچ موقع دخالت

نمی کنم . اگه منظورت از نظر مذهبی بودن و ایناست , خب ما الان داریم کار فرهنگی می

 کنیم , توی یک کشوری که جمهوری اسلامیه و قطعا کسی که تو عالم فرهنگ داره فعالیت

 می کنه , اونم توی کشور جمهوری اسلامی , قطعا فعالیتی که می کنه , خارج از این نوع

مسائل نیست , پس چرا بخواد آسیب برسونه ؟ قطعا آسیبی نمی رسونه .

 

** شما در تله فیلم " چهار حرفی " بازی کرده اید . اما سکانس های مربوط به شما پخش

نشد و حتی اسمتون هم در تیتراژ قید نشد ... آیا در میانه ی کار انصراف دادین ؟

 

- انصراف ؟؟؟؟ نه , نه , نه , نه . فیلم " چهار حرفی " یکی از فیلم های موفق زندگیه منه .

اما اون فیلم اتفاقاتی براش افتاد . این فیلم در واقع حاصل اشتراک من و " جمشید

محمودی " عزیز که دوست صمیمی من هستش و کارگردان این کاره , و بعد از فیلم

" می تونه آخریش باشه " , فیلم دوم این کارگردان " چهارحرفی " بود که من به شدت

درگیر " وضعیت سفید " بودم . از اونجایی که با هم رفاقت شدیدی داریم , به من گفتش

 که به صورت افتخاری , دو یا سه سکانس رو توی این فیلم برای من بازی کن . نقش خیلی

خوب به نظر من . هنوز من اون سکانس ها رو خیلی دوست دارم . و بعد من تونستم

توی " وضعیت سفید " یک دو روزی رو در واقع مرخصی بگیرم و بیام این نقش رو بازی

کنم و بازی کردیم . نتیجشم خیلی عالی شد . اما این کار با یک سال و نیم توقیفی رو به

رو شد و سازمان این کار رو برای پخش توقیف کرد و بعد هم که اجازه ی پخش بهش داده

شد , گفتن که شما باید اگر فیلم دو ساعت بود , شما باید یک ساعت فیلم رو سانسور

کنین . بعد تو این سانسور , فکر کنین مثلا من , هشت دقیقه حضور داشتم . هشت

دقیقه ی من افتاد تو همین یک ساعت سانسور و کاملا حذف شد و وقتی که حذف بشه

دیگه اسم من به عنوان بازیگری که توی کاره , قطعا نیازی نیست و کارگردان با تمام

احترامی که من براش قائلم و اونم برا من احترام قائله , گفتش که چه کار کنیم ؟ و من

گفتم که کاملا دیگه اسمم رو در بیارین . این جوری بهتره . و این اتفاق افتاد و متاسفانه

بازیگرای کار و خیلیا ناراحت شدن . از جمله : خود کارگردان و تهیه کننده . ولی خب

دیگه این اتفاق برای این کار افتاد , متاسفانه یا خوشبختانه , و منم دیگه توی پخش

تلویزیونیش نبودم . ولی من فیلمم رو کامل به صورت دو ساعت , بدون سانسور دارم و

همیشه , هر موقع که دوست داشته باشم , می ذارم توی دستگاه و می بینم .

 

                     

 

** شما دوست دارین ژانر طنز هم تجربه کنین ؟

 

- من تا حدودی داشتم . قالب فیلم " می تونه آخریش باشه " , شخصیتی که بازی می

کردم , شخصیت تیپیکالی بود و شیرین کاری و طنازی داشت . شخصیت " بهروز "

وضعیت سفید هم , زیاد جدی نبود ; تیپیکال بود ; تیپ و شخصیت بود و طنازی داشت ;

شیرین کاری داشت ; و تو فضای شیرینی قرار گرفته شده بود و فضای شیرینی رو به

نمایش می ذاشت و هم چنین تا حدودی در فیلم " یه گوشه ی دنج " و تا حدودی توی

فیلم " به صرف شربت و شیرینی " . اینا تا حدودی درواقع در قالب یک کار یه مقدار مفرح

 بودند . ولی ... چرا که نه ... آره . منتها اگر کمتر این کار رو می کنم به خاطر اینه که کارهای

 طنز توی سیستم ما , توی تلویزیون و سینمای ما , متاسفانه , بد تعریف شده و الان , معذرت

 می خوام , لودگی رو کار طنز می نامند و این اشتباهه . مسخره بازی رو کاز طنز می نامند

 و این اشتباهه . اتقاقا " طنز " یک نوع ژانره که در همه جای دنیا اعتبار داره که مثلا در کنار

کارهای درام قرار می گیره و خیلی خوب در میاد . ولی توی این سیستم ما یه خورده بد جا

افتاده . مثلا من یک کار طنز موفق رو مثلا توی سینما " لیلی با من است " می دونم . این یک

کار طنز خوبه و خیلی کارهای دیگه که هستش , من حضور ذهن ندارم . یا مثلا " مارمولک "

 ... اینا کارهای خیلی با عمقی هستند و بازیگری که می خواد کار طنز بکنه , باید بازیگریش

رو به نمایش بذاره . نه این که با یه سری الفاظ و یه سری ادا اصول و یه سری حرکات الکی

 بخواد بگه که درواقع این کار هنره و این الان هنر طنره . نه ... خیلی تعریف ها متاسفانه

 اشتباهه و من تا موقعی که کار طنز اون شکلی به من پیشنهاد بشه , انجام نمی دم . اما

اگر از نوع واقعیش ... طنز موقعیت خوب به من پیشنهاد بشه , هم جای کار خوب برای بازیگر

 داره و در کنار یک فیلمنامه ی خوب , چرا که نه ... حتما انجام می دم .

 

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عباس غزالی " ( 6/1 ) *

 

* بخش اول : " گپ و گفت در سودای ' مادرانه ' "

 

 

* عباس غزالی متولد 1363 در تهران, دیپلم ادبیات و علوم انسانی / پیش دانشگاهی هنر و

مجرد می باشد . شروع بازیگری او در تئاتر به سال 1375 در کانون فرهنگی هنری حر باز می

 گردد و اولین کار تصویری ایشان انتظار سرخ( شبکه 1 سیما ) در سال 1376 بوده است .

" عباس غزالی " همان " فرزاد " سریال «مادرانه» است که وقتی بیرون از خانه است برای

این‌که عقاید خودش را به دختر مورد علاقه‌اش رها ( هستی مهدوی‌فر ) نزدیک کند موهایش

 را از پشت با کش می‌بندد، اما وقتی پایش را به خانه‌‌ای می‌گذارد که مادر و خواهرش

 زندگی می‌کنند به احترام مادر و سنت‌های خانه ، کش مویش را باز می‌کند. او کسی است

که با وجود این‌ که در مقابل دیگران تندی می‌کند، اما وقتی به مادرش می‌رسد به حرمت این

موجود مقدس گردنش را کج نگه می‌دارد. بازی خوب او در سریال رمضانی " مادرانه "

توانسته همچون سریال «وضعیت سفید» با استقبال مردم رو‌به‌رو شود. او برای بار دیگر ثابت

 کرد که در هر اثری که بازی می‌کند، می‌خواهد بخشی از توانمندی هایش را به تصویر بکشد.

او معتقد است باید برای انتخاب نقش خوب صبر و تامل داشت، چون در غیر این صورت فقط

 بازیگر کارنامه‌اش را از آثار کلیشه‌ای پر می‌کند. او با اعتقاد به این مساله تلاش می‌کند

 همیشه مردم را از خودش راضی نگه دارد. با توجه به پخش سریال " مادرانه " با او هم

صحبت شدیم که حاصل آن را در زیر می بینید :

 

** از اینجا شروع می کنیم , نقش " فرزاد " روی زندگیتون تاثیری گذاشته ؟

 

- سوال متفاوتیه . اما بخوام در موردش فکر کنم ..... تاثیر در مورد زندگی شخصی من ...

نه . اصولا یک مقداری کار از این مسائل گذشته . شاید 14, 15 سال پیش که اوایل شروع

 کارم بود , شاید تاثیری روی من می ذاشت . یا نه ... اگر یک نقش خیلی طولانی که

درگیرش باشم , مثل بهروز " وضعیت سفید " که دو سال باهاش بودم , قطعا یه تاثیراتی

 روی زندگی خود شخصی من می ذاره و این  تاثیرات نمی شه گفت منفیه یا مثبت مفیده

یا مضر . تاثیرات این چنینی که مثلا یکباره می بینید مثلا با اون لحظه , با اون شخصیت, با اون

 حس , یا اطرافیانت توی زندگی شخصیت مواجهی . تاثیرات بیشتر از این نه . واقعا نمی

 تونه بذاره . چون تکنیک هایی توی بازیگری هستش که آدم وقتی یه نقشی رو قبول می

 کنه , از اون تکنیک ها استفاده می کنه که از خود شخص " عباس غزالی " خارج بشه و

به اون شخصی که می خواد بازی کنه , مثلا به اونشخص " فرزاد " نزدیک بشه و برعکس

وقتیم که تموم می شه , یه تکنیک هایی هست که بخوام بگم , در واقع شخصیت " فرزاد "

رو  اگه تموم می شه ,  ببندمش که دوباره بشم خودم و دوباره آماده بشم برای خلق

 شخصیت دیگه ای . در همین حد .

 

 

** کدوم یک از خصوصیات اخلاقی " فرزاد " به شما نزدیک تر بوده ؟

 

- به نظر من الان که از بیرون نگاه می کنم فقط یکی از ویژگی های " فرزاد " به خود ویژگی

 های واقعی " عباس غزالی "  نزدیکه , که اون خانواده دوست بودنش و اهمیت حضور مادر

 در زندگیشه . همین . مقدس بودنه مادر در زندگیش و اهدافش . این که هدف اصلی

" فرزاد " , سر و سامون دادن مادرشه اول از همه . این در وجود خود منم , حضور مادر در

زندگی من خیلی با اهمیته . دیگه ما بقیش نه . واقعا به نظرم هیچ چیزی از " فرزاد " شبیه

خود " عباس غزالی " نیست . 

 

** با کدام یک از پارتنرهاتون در سریال " مادرانه " احساس راحتی بیشتری داشتید ؟

 

- من اصولا از جمله بازیگرانی هستم که در هر شرایطی کار خودم رو انجام می دم و سعی

می کنم که هیچ چیزی از انرژیم کم نذارم و کارم رو به نحو احسن انجام بدم . حداقل اون

 چیزی که در توان دارم رو در اختیار اون کار , اون پروژه , اون شخصیت , اون کارگردان می

 ذارم و به خاطر همین دلیل خدا رو شکر می کنم همیشه با هر کسی که کار کردم , ارتباط

خوبی برقرار کردم . ولی در مورد این کار نمی تونم شخص به خصوصی رو نام ببرم . با همه

 راحت بودم , ولی با " مهدی سلطانی " عزیز , با " شهین تسلیمی " عزیز , خانم " لعیا

زنگنه " , خانم " شقایق فراهانی " , آقای " مهرداد ضیایی " و " هستی مهدوی فر  " .

 فکر می کنم همه ی کسانی که باهاشون بازی داشتم , واقعا پارتنر های خوبی بودن .

 

** یعنی همه شون به یک اندازه ؟؟؟

 

- نه . در واقع بستگی به اون سکانسم داره . یه سکانس می بینید خیلی سکانس پیچیده

 و شلوغ پلوغیه . یه سکانسی می بینید که در حد مثلا نیم صفحست یا فقط در حد یک

 جملست . خب اینا همشون فرق داره با هم . ولی من بازی هایی که زیاد داشتم بیشتر

 در خدمت " مهدی سلطانی " و " هستی مهدوی فر " بودم . خب طبیعتا " مهدی سلطانی "

خودش استاد دانشگاه و مدرس بازیگریه . ارتباط خیلی قشنگی داشتیم و من خیلی لذت بردم

 و اون سکانس ها رو خیلی دوست دارم .

 

 

** کدوم سکانس رو بیشتر دوست داشتید ؟

 

- من اصولا همه ی سکانس هایی که بازی کردم رو دوست داشتم , ولی یه سری هاشو

قطعا بیشتر . مثلا من اون سکانسی رو که با " مهدی سلطانی " توی یک بیابان بودیم و من

 رو آورده بود توی بیابون که بترسونتم رو دوست داشتم , یکیم سکانسی رو که توی شرکت

 اومده بودم صورت حسابامو بهش بگم پای تخته خواسته هام رو می کشیدم , رو تخته وایت

 برد می کشیدم رو دوست داشتم . به خصوص سکانسی که چهارشنبه شب پخش شد ,

 سکانس شهر بازی رو به نظرم خیلیا دوست داشن . یک بخشیش دست تو است که بازی

 کنی , یک بخش دیگش دست تصویر برداری , دست کارگردانی , دست تدوین و دست خیلی

چیزای دیگست . ولی سکانس شهر بازی که اون شب دیدم , خدا رو شکر به نظر من از همه

 نظر اوکی بود .

 

** بازیتون که از لحاظ حسی خیلی تاثیر گذار بود ...

 

- شما بزرگوارید . یه سکانس خیلی خوب دیگه هم , در قسمت 21 داشتم , که با " محمد

 جواد " بودم .

 

** اتفاق خاصی در زمان فیلمبرداری " مادرانه " براتون افتاده ؟

 

- اتفاق خاص ... بله . اتفاق خاص ... می تونم اشاره کنم به فوت پدرم که در واقع مصادف

شد با شروع فیلمبرداری من . من موقعی پدرم رو از دست دادم , که قرارداد این سریال رو

 نوشته بودم و قرار بود هفته ی بعد جلوی دوربین بروم و فردای اون روز که این اتفاق برای

من افتاد , من تست گریم داشتم . یعنی یک شرایط کاملا بحرانی از نظر روحی و خیلی

 شرایط خیلی خیلی سختی رو داشتم و شرایط روحی اصلا مناسبی نداشتم , حتی تا این

 حد که به ذهنم خطور کرد که عنوان کنم من این کار رو فسخ می کنم , شروع نمی کنم و

 من توانایی انجام این کار رو ندارم . به خاطر اینکه شرایطم اصلا خوب نیست . اما به یک

 باره ... از پدرم کمک خواستم . چون که همیشه یار و یاورم بوده , مشوقم بوده , کار هنری

 نکرده , اما به نظر من , هنرمند بوده .همیشه منو تشویق می کرده . همیشه منتقد خیلی

خوبی بوده برا کارای من . نظراتی که در مورد کارهام و بازیام می داد همیشه ازشون

 استفاده می کردم و یادمه که همیشه من رو به خوش قولی , تعهد , مهربونی , روراستی

 و صداقت تشویق می کرد و من از خودش کمک حواستم و دیدم که چون قرار داد دارم و

 تعهد دارم و این نقش رو دوست دارم , گفتم که از خودش کمک بگیرم و کار رو شروع کنم

 و بعد رو پای خودم وایسادم , خدا رو شکر کار رو استارت زدم و اتفاق خاص تر این که نقش

پدر خود " فرزاد "  در سریال خود پدرم بود ... قاب عکس پدرم  رو  ... با افتخار , تشکر می

 کنم از کارگردان که پذیرفت , روی طاقچه ی خونمون گذاشتم و به خصوص در سکانس

 های خونه حضورش رو همیشه احساس می کردم و یار و یاورم بود .  

 

 

** به خاطر همین هم در اکثز سکانس های این سریال لباس سیاه به تن داشتید ؟

 

- بله ... من اون روزا , روزهای سیاه پوشی و عزاداری من بود . به نظرم آدمی که عزیزیش

 رو از دست داده نمی تونه زود فراموش کنه .اما وقتی یک نقشی رو بازی می کنی , باید

از شخصیتت خارج بشی و من برای " فرزاد" این کار رو کردم . اما سیاه پوشیدن ها ,

بخشیش به اون دلیل بود و اگر قرار بود به شخصیت " فرزاد " لطمه بزنه , قطعا این کار رو

 نمی کردم . اما چون خود شخصیت " فرزاد " هم , شخصیت خاکستری بود , می شد توی

 طراحی لباس , رنگ مشکی , طوسی , ... این ها رو اضافه کرد و من از این قضیه استفاده

 یا سوء استفاده کردم و به کارم خدا رو شکر به شخصیت " فرزاد "لطمه نزد و این ور دل من

 هم آروم بود .

 

** بدون در نظر گرفتن پایان بندی اصلی سریال , شما دوست دارید که این سریال چگونه

تمام شود ؟

 

 - من اصولا وقتی که فیلم یا سریالی رو تماشا می کنم , اگر همراه بشم , اون فیلم رو

دوست داشته باشم , اون فیلم رو ادامه می دم و تا پایان می بینم . اصولا پایان بندی از

نظر من در هر شرایطی , باید یک پایان بندی واقعی , حقیقی و با روز جامعه و اجتماع

نزدیک باشه . نه اینکه من آرزوهام رو دوست داشته باشم ببینم که مثلا ای کاش این به

 اون برسه , ای کاش همه چیز شیرین تموم شه , ای کاش اون بشه . حقیقته که همیشه

 تلخه و همیشه اصولا اون چیزی رو که انتظار داریم نباید برآورده بشه . بعضی وقت ها آدم

 باید دست رو دلش بذاره و با واقعیت کنار بیاد . با این اتفاقاتی که " اردلان " داره , اتفاقاتی

 که " فرزاد " شکل داده و " رها " داره , اختلاف خانوادگیشون با " رعنا " , حضور " مریم "

دوباره توی قصه , آق مادر " فرزاد " , که در واقع " فرزاد " رو آق کرد . همه ی این ها

اتفاقات کوچکی نیست . این ها اتفاقات بحرانیه . یعنی می شه گفت یه اتفاقیه که باید

روش تامل کرد و باید دید که واقعا این همه اتفاق که توی 20 , 25 قسمت گذشته , واقعا

می شه تو دو قسمت همه ی اینا رو سر و سامون داد ؟؟!! اگر واقعیه که این اتفاق می

 افته . اگر واقعی نیست ..... مطمئنن " سعید نعمت ا... " از اون آدماییه که به نظر من

 قصه های اجتماعی رو خوب می نویسه , دست رو معضلات اجتماع می ذاره و این ویژگی

 اصلی دیده شدن سریال " مادرانه " است و ارتباط برقرار کردن ماجراست با مردم و این که

به نظرم " مادرانه " خوب تموم می شه ... آبرومند تموم می شه . جوری تموم نمی شه که

مردم خیلی وقت ها می شنوم میگن چقدر خوب بود , ولی آخرش بد بود یا چقدر خوب بود ,

چقدر بد تموم شد و همیشه این رو می گن که فیلم های ایرانی , سریال های ایرانی , .....

خب دائما این رو  از خیلی ها شنیدم . ولی , این جا " سعید نعمت ا... " تمام سعی شو می

 کنه تا یه وقتی این اتفاق نیفته . اما من از جانب آقای " نعمت ا... " بگم که سختی های

 خیلی زیادی رو دارن تحمل می کنن , به این دلیل که دورخیز این قصه رو در قالب 50

قسمت در نظر داشت و ما تا یک ماه اول اصلا قرار بود که بعد از ماه رمضون در 50 قسمت

 پخش بشه , اما به یکباره تصمیم گرفته شد که ماه مبارک پخش بشه و این باعث شد که ما

دو ماه زودتر کار رو جمع کنیم . الان که دیگه همزمان داریم فیلمبرداری می کنیم , به این

دلیله که فشار روی همه ی بچه ها هست . قصه هم همین طور . فکرش رو بکنید به یکباره

 به یکی که 20 قسمتش رو نوشته , بهش بگن که آقا تو 30 قسمت تموم کن , تصویر ناخود

 آگاه ذهنش بهم می ریزه . ناخودآگاه باید یه سری چیزهایی  رو که بال و پر داده , اونو

سریع قیچیش کنه و قصه رو دیگه به نتیجه گیری برسونه . خب این خیلی سخته . از دست

 هر نویسنده ای بر نمیاد ... ولی " سعید نعمت ا... " انقدر توانمند هست که بتونه حداقل 

 بدون لطمه و بدون این که به کیفیت آسیبی برسونه , کار رو تموم کنه . همین طور

" جواد افشار " که کار کارگردانی رو به عهده داره .

 

 

** شما هم سابقه ی کار با این دو عزیز رو داشتین ...

 

- من " جواد افشار " بله . " سعید نعمت ا... " هم خیلی . " محمدرضا شفیعی " تهیه کننده هم

 که خیلی خیلی بیشتر .

 

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری  ( 4/4 ) *

 

 

** اگه پیشنهاد بازی تو یک فیلم یا سریال بهتون بشه , قبول می کنید ؟

 

- قبلا در زمینه ی بازی تو تئاتر تجربه کردم و علاقه مند بودم . اولویت الان من اجراست . ولی

اگر فرصت خوبی باشه , حتما درباره اش فکر می کنم . اگر به اولویتم برخورد نکنه .

 

** اولین دستمزدتون یادتونه چقدر بود ؟

 

- یادم نیست ... نمی دونم چقدر !!!

 

                    

 

** چه غذایی رو خودتون می تونین درست کنید ؟

 

- خیلی غذاها رو . من خیلی دمپختک رو می تونم خوب درست کنم . اکثرا بلدم تقریبا . بلدم

نباشم می پرسم , سریع و خوب درست می کنم .

 

** پس آشپز ماهری هستین !!

 

- ماهر نیستم . ولی خوب اجراش می کنم , دقیق اجراش می کنم .

 

         

 

** خطرناک ترین شیطنتی که در دوران نوجوانی انجام دادین , چی بود ؟

 

- من یه دوچرخه داشتم که ترمز نداشت . خونه ی مام رو یک بلندی بود و دوچرخم خیلی 

سخت رکاب می خورد و من چون که سختم بود پا بزنم , می گفتم که منو از بالای بلندی هل 

بدین که دوچرخم بره پایین دم سوپر مارکت . اتفاقی که یک بار برام افتاد , دوچرخم رفت و 

از یک کوچه فرعی , یک ماشین اومد بیرون و .....

 

** تو زندگی از چه چیزی متنفرید ؟

 

- من از " ریا " متنفرم . به قول " فروغ فرخزاد " :

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود       /            بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا   

نام خدا نبردن از آن به که زیر لب            /          بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

 

 

** به کدوم یک از ائمه ارادت خاصی دارین ؟

 

- به همه . فرقی نمی کنه . البته فرق که می کنند . ولی در ارادت من هیج خللی ایجاد نمی

کند .

 

** برنامه ای فعلا بهتون پیشنهاد نشده ؟

 

- خیلی از بزرگواران لطف داشتند و یکسری پشنهاد ها به من دادند . از اونجایی که تازه یه

برنامه ای رو داشتم , خیلی ناراحت نمی شم اگه یه مدت استراحت کنم . بنابراین ازشون

عذرخواهی کردم .

 

              

 

** یه جمله به عنوان یادگاری به هواداراتون بگید ...

 

- باباها رو ببوسن ... فقط باباها رو ببوسن .

 

** خیلی ممنون . در پایان یک یا دو بیت شعر از اشعار خودتونم بگید ...

 

- خیلی سخته برام ... یه شعری که خیلی از بچه ها باهاش خاطره دارن رو می گم :

خدایا , از خودم خستم , دلم از دست من خونه

                                            رهام کن از دست اونی که , کسی جز تو نمی دونه

یه کاری کن که باز عطرت , بپیچه توی این خونه

                                              همونی که می خوای می شم , خدایا قول مردونه

 


** مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری ( 4/1 ) :

 

http://khaharanedarya.blogfa.com/post-29099.aspx

 

** مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری ( 4/2) :

 

http://khaharanedarya.blogfa.com/post-29303.aspx

 

**  مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری ( 4/3 ) :

 

http://khaharanedarya.blogfa.com/post-29936.aspx

 

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری  ( 4/3 ) *

 

** بزرگترین آرزوی شما چیه ؟

 

- من آرزوی بزرگی ندارم . من کلا آدم آرزومندی نیستم . ولی یک سری امید ها دارم , یک

سری دعا ها دارم , یک سری علاقه مندی ها که انقدر بزرگ به نظر نمی رسه . ولی خب

به صورت مقطعی یه چیزایی رو دلم می خواد . منتها برا خودم خیلی نه .... ولی اتفاق بیفته

خوشحال می شم .

 

** تا حالا خواسته ای داشتین که بهش نرسیده باشین ؟

 

- بله . من دلم می خواست فوتبالیست بشم . تو دوران نوجوانی هم بازی می کردم , بازیمم

خوب بود . دوست داشتم یه رشته ی دیگه بخونم تو مقطع کارشناسی ... یه جای دیگه باشم .

اتفاق های خوبی هم تو اون دوران برای من افتاد . به هر حال خوشحالم کرد , ولی خب به اون

علاقه مندیم نرسیدم . حداقل یه اتفاق خوب دیگه ای برام افتاد .  

 

 

**  تا به حالا به خودتون قولی دادین ؟

 

- قول ؟؟؟؟؟ نه ! من خیلی به خودم قول نمی دم . خیلی جدی نمی گیرم .

 

** بهترین و بدترین خصوصیات اخلاقی تون چیه ؟

 

- من فکر کنم حسود نبودنم و خالی بند نبودنم ... اینا خصوصیات خوبم هست . بدترینش هم

اینه که واقعا یه خورده تنبلم . یه جاهایی اگه خوب باشم می گم من خوبم , بعضی ها اینو

حمل بر خود ستایی و تکبر می دونن . ولی من می گم این سادگیه و ساده دلی .

 

 

** مهمترین ثروت دنیا از نظر شما چیه ؟

 

- فکر می کنم سلامتی باشه . بر سر همه ی مردم دنیا تاجی ست که فقط انسان های بیمار

آن را می فهمن . سلامتی خیلی چیز خوبیه .

 

** شما صدای کدام خواننده رو دوست دارین ؟

 

- صدای خیلی از خواننده ها ... واقعا یه دونه ای انتخاب ندارم . خیلیا هستن .

 

                       

 

** میشه چند تا از اونا رو نام ببرید ؟

 

- نه ! آخه ببینید در عین حال که از یه خواننده خوشم میاد از همون خواننده با یه آهنگ دیگه

متنفرم . یعنی صداشو می شنوم , ولی خلق اثر هنری برام مهمه . از نظر من اینطوره .

 

** کار کدام مجری رو می پسندید ؟

 

- کار آقای " حسنی " . خیلی مجریه خوبیه آقا " فرزاد " . خیلیم بهم کمک کرده . الگوی من که

همیشه " منوچهر نوذری " هست . حتی الان که در قید حیات نیستن . خیلی های دیگه هستن

که من یادم نیست . تو همین زمانی که من کار می کنم مثلا آقای " ضیاء " , آقای " علیخانی " ,

آقای " خسروی " و ..... مجری های بزرگ و خوبی هستن .

 

                       

 

** با کدوم هنرمندان رفاقت بیشتری دارید ؟

 

- یک سری هنرمندان هستند که شما ممکنه اونا رو نشناسید . چون تو رشته های هنری

فعالیت می کنند که خیلی تو روزنامه ها و تبلیغات نیستند . یه مقدار کمتر با هنرمندان تلویزیون

دوستم . ولی خوب با همین آقای " جواد زاده " که تهیه کننده و کارگردان " با کی بریم سیزده

بدر " هم بودند و من سال گذشته هم تو برنامه شون بودم , خیلی رفاقت دارم .

 

                           

 

** تکیه کلام شما چیه ؟

 

- یک دوره هایی یه تکیه کلام دارم . فکر نمی کنم تکیه کلام خاص داشته باشم . شاید مثلا

" منتها " رو خیلی بگم .

 

                                                                                   ادامه دارد .....


** مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری ( 4/1 ) :

 

http://khaharanedarya.blogfa.com/post-29099.aspx

 

** مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری ( 4/2) :

 

http://khaharanedarya.blogfa.com/post-29303.aspx

 

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری  ( 4/2) *

 

                   

 

** از دید شما سقف موفقیت یک مجری چیه ؟

 

- یعنی آخرین پله ی موفقیت یک مجری تلویزیونی ؟

 

** بله ....

 

- من واا... اسمی براش نمی ذارم , ولی فکر می کنم آرامش آخر هر کار خوبی باشه . یعنی

اون لحظه که تو از خودت راضی باشی . من مثلا بعضی وقت ها از خدا یا از خودم می خوام

جوری باشم که وقتی مردم , بخندم . یعنی لبخند بزنم . اون لبخندی که خدام از اون لبخنده

راضی باشه , از سر لذت نباشه . تو اجرا هام یک خاطره ی خوبی ازم مونده باشه . اینکه

وقتی از آدم صحبت می شه , به عنوان یک آدمی که دوست داشتنی بوده , بدی به کسی

نکرده , دروغ به کسی نگفته و یک سری از این مسائل یاد بشه . من فکر می کنم اگر از آدم

اینجوری یاد بشه خیلی خوبه .

 

           

 

** تو اجرا از کسی هم الگوبرداری می کنید ؟

 

- الگو .... آره . از همه مجری های خوب . البته الگو نه به این معنی که مقلد کسی باشم ! از

کارهای خوب همه ی آدم ها , نه تنها همه ی مجری ها , الگو می گیرم .

 

** برخوردتون با نظرات مردم چگونه است ؟

 

- مردم خیلی بهم لطف دارن . بعضی وقت ها منو بیشتر از اونی که هستم بیان می کنند و

مسئولیت منو خیلی سنگین تر از آنچه که فکر می کردم می کنند .

 

** آقای روا یکم از خودتون بگید ....

 

- من متولد ۱۳۶۴ هستم . در شهری به نام " بروجن " به دنیا اومدم . مشخصه ی " بروجن "

از نظر علمی اینه که بلندترین شهر ایرانه . پدرم رو تو ۱۱ ماهگی تو جنگ تحمیلی دفاع مقدس

از دست دادم . بعد از اون , مادرم با یکی از هم رزمی های پدرم ازدواج کرد . فرزند اولم , چهار

خواهر و برادر دارم که از پدر خوندم هستن . نوجوانی و برخی از جوانی ام رو به واسطه ی

تحصیل , در اصفهان بودم . بعد از اون یک مدت به همدان رفتم . بعد به واسطه ی ادامه ی

تحصیلاتم به تهران آمدم و از اون موقع در تهران هستم .

 

        

 

** بالاخره فوق لیسانستون به کجا کشید ؟ تمومش کردین ؟

 

- من تو مرحله ی پایان نامه ی ارشد هستم .

 

** موضوع پایان نامتون چیه ؟؟

 

- " حباب در شعر مولوی , صائب و خاقانی "

 

** سرودن شعر را از چند سالگی آغاز کردید ؟

 

- من از سوم ابتدایی شروع کردم . بعد یه فاصله داشتم تا اول راهنمایی که شعر گفتم . بعد

از اون اول دبیرستان شعر گفتم و حدودا از سال 81 به بعد به طور مستمر ادامه دادم .

 

** تا حالا شمردین که چند تا شعر سرودین ؟

 

- نه ... واقعا هیچ وقت فکر نمی کردم که انقدر فراموششون کنم و شعری که قبلا گفتم برام

مهم باشه . ولی اعتراف می کنم که هیچ دفتر شعری هم ندارم و آدم پر کاری هم نیستم .

شعر گفتن , جزء اولویت های چندمم هست . فکر کنم از این به بعد این کارو باید بکنم .

 

 

** برای برنامه ی " با کی بریم سیزده بدر " شما خودتون پیشنهاد دادین که شعرتون به عنوان

تیتراژ پایانی برنامه باشه ؟

 

- " حامد جواد زاده " مثله برنامه های قبلی که با هم کار کرده بودیم , به من لطف داشت و 

بهم اعتماد کرد و پیشنهاد داد که برای تیتراژ شعر بگم . تیتراژ اول رو هم به خواهش من قبول 

کردند که یکی از دوستانم آقای " کامران بهرامی " شعرش رو بگن و اون شعرو " رسول پویان "

خوند . تیتراژ پایانی رو من خودم گفتم و آقای " سینا بهداد " که خواننده ی خیلی خوش صدایی

هستن و حتما حتما حتما یکی از شعرام رو می دم ایشون بخونن , خوندن . خدا رو شکر مورد 

توجه مردم و خیلی از سایت ها هم قرار گرفته و یکی از بهترین آهنگ های نوروز بود و متوجه

هم شدم که خیلیا درخواست دادن که تو برنامه های زنده هم پخش کنن . 

 

** از کدام یک از برنامه هایی که خودتون اجرا کردین بیشتر خوشتون میاد ؟

 

- فکر کنم " شیش تاییا " برنامه ی خوبی بود . همین " با کی بریم سیزده بدر " هم با این که تو

تایم خوبی نبود , ولی خیلی مورد توجه و استقبال قرار گرفت . ولی " شیش تاییا " اتفاق جالب

و باحالی بود . 

 

    

 

** " با کی بریم سیزده بدر " قرار نیست دوباره پخش بشه ؟

 

- چرااااا ... یه سری صحبت ها با تهیه کننده های این برنامه کردند که من نمی تونم اسم اون 

شبکه ها رو بگم . 

 

                                                                          ادامه دارد ....


** مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری ( 4/1 ) :

 

http://khaharanedarya.blogfa.com/post-29099.aspx

     

* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عبدا... روا " / مجری  ( 4/1 ) *

 

" عبدا... روا " ..... شاید خیلیا اونو با برنامه ی " شیش تاییا " که یه برنامه برای نوجوونا بود

بشناسنش .... یا بعضیام که دیر تر با اون آشنا شدن مصاحبه های اون با هنرمندای دیگه رو

در برنامه ی " فرش سپید " به خاطر بیارن . خیلی درخواست داشتیم که با ایشون مصاحبه

ای داشته باشیم . ما هم به بهانه ی پخش برنامه ی " با کی بریم سیزده بدر " که در ایام

نوروز از شبکه ی یک سیما پخش شد با او به گفت و گو نشستیم که حاصل آن را در چهار

بخش تقدیم هواداران و دوستدارانش می کنیم :

 

                      

 

** از این جا شروع می کنیم که چی شد شما مجری برنامه ی " با کی بریم سیزده بدر "

شدید ؟

 

- من با تهیه کننده ی این برنامه قبلا هم همکاری کرده بودم . من از همکاری با آقای

" جواد زاده " راضی بودم که البته ایشون در کنار آقای " ارغوانی " تهیه کننده ی این برنامه

بودند . ولی چون به هر حال کارگردان این برنامه هم خود آقای " جواد زاده " بودند و من

خاطرات خوبی باهاشون داشتم و ایشون هم از کار من راضی بودند , توافق کردیم که این

برنامه رو من اجرا کنم .

 

** آن طور که واکنش هایی که نسبت به برنامه ی شما هم داشتند و عکس العمل های مردم

نشان داده , ظاهرا نتیجه ی خوبی هم داشته .... آقای " روا " شما در این برنامه از سوالات

فی البداهه هم استفاده می کردید ؟

 

- بعضی از سوالات فی البداهه بود , ولی اکثر سوالات از قبل نوشته شده بود .

 

 

** شما در دعوت از مهمانان یا انتخاب لوکیشن ها هم پیشنهاد می دادید ؟

 

- لوکیشن ها , لوکیشن های از قبل انتخاب شده بود . منتها من تو خود محیط لوکیشن بعضی

وقت ها برای خیلی از دوستان پیشنهاد می دادم که کجا و چه جوری تصویر بگیریم که بعضی

وقت ها قبول می شد و بعضی وقت ها هم نه ! در انتخاب مهمان ها هم ... نه . دخالتی

نداشتم . ولی خدا رو شکر که هر کس تصمیم گیرنده بوده , خیلی مهمونای باصفا و باحالی

رو انتخاب کرده بود .

 

** از کدوم برنامه خودتون بیشتر خوشتون اومد ؟

 

- من از برنامه ی آقای " یوسف کرمی " , چون خودمم اون موقع بیننده ی برنامه به صورت

ضبط شده بودم , خیلی خوشم اومد . از برنامه ی همه ی بازیگران عزیز مثل : " پوریا پورسرخ "

, " امین حیایی " و ..... هم خوشم اومد . هر کدوم قشنگی خودشون رو داشتن . خیلی خیلی

هم ذوق زده و خوشحال بودم و صحبت های خوبی هم شد .

 

                             

 

** از دید شما یک مجری خوب باید چه مشخصاتی داشته باشه ؟

 

- مردم بدشون نیاد دیگه ... حال مردم رو بد نکنه . فکر می کنم مهمترین خصوصیت اینا باشه و

این که در کنار مردم صحبت کنه و از مسائل مردم بگه .

 

** تا به حال سر برنامه ای استرس داشتین ؟؟؟؟

 

- یک بار برای من اتفاق افتاد . اون هم اولین باری بود که برنامه اجرا می کردم . بعد از اون

یادم نمیاد دیگه همچنین اتفاقی افتاده باشه . ولی خب یک سری مسائل تو یه برنامه پیش میاد

,  مثلا ممکنه آدم اوایل کارش یک تپقی بزنه و یا آدم یه چیزی رو بگه که نباید بگه ! این ها یک

چیزای آنیه , ولی مستمر نیست .

 

                      

 

 ** این همه انرژی رو شما سر برنامه از کجا میارین ؟

 

- نمی دونم ! از این که به نظر شما آدم پر انرژی ام , خیلی خوشحالم . ولی من سر اجرا خودم

رو خیلی کنترل می کنم . ولی خوب بعضی برنامه ها پر انرژی بودم . اگه خود تیم بی انرژی

باشن , منم بی انرژی می شم . مطمئن باشین این انرژی ساخته و پرداخته ی ذهن همه ی

عوامله . یعنی آقای " جواد زاده " هم موثر بودن .

 

** شما اعتماد به نفستون رو موقع اجرای برنامه از کجا میارین ؟

 

- من فکر نمی کنم زیاد اعتماد به نفس داشته باشم . کارایی که نیاز به حوصله ی زیاد داره

برام خیلی سخت بوده . ولی صحبت کردن , درد و دل کردن , خاطره تعریف کردن , گفتن و

خندیدن برام خیلی سخت نبوده و شاید این ها از دید شما اعتماد به نفس بوده . من تو برنامه

ها حرف , صحبت , بگو و بخند داشتم . ولی به اون صورت زیاد اعتماد به نفس ندارم . اتفاقا

باید اعتماد به نفسم رو تقویت کنم .

 

          

 

** شما چقدر آدم روراستی هستین ؟

 

- خیلی هم آدم روراستی نیستم . روراست منظورتون اینه که چیزی رو پنهان نمی کنم ؟؟

 

** بله ...

 

- خب من کلا تو فرهنگ و خانواده ای بزرگ شدم که دروغ عادی نبوده . یعنی خانواده هیچ وقت

با اعمال خودشون من رو از راست گویی دور نکردن . یعنی دروغ گویی به قدری پلید بوده که

ما همیشه راست گفتیم . بدون این که فکر کنیم داریم کار بزرگی می کنیم . به نظرم باید بگردیم

به دنبال آدمی که روراست نیست و بگیم چرا آدم روراستی نیستی ؟ فرهنگ اشتباه ماست

متاسفانه ... من همیشه آدم روراستیم . اینو باید از کسی بپرسین که روراست نیست !!

 

** برنامه های زنده ی خودتون رو ضبط می کنین که خودتون رو نقد کنین ؟

 

- ببینین , من معمولا تنها زندگی می کنم و یه مقدار برام سخته که برنامه رو از تلویزیون ضبط

کنم و اون ساعت تلویزیون روشن باشه . کلا خونه ی مادرمم که باشم با این که همه ی

امکانات فراهم هست ... نه !! حقیقتش تا حالا نکردم . ازین به بعد شاید این کار رو انجام بدم .

فکر خوبیه ...   

 

                                                                                        ادامه دارد .....