* بخش دوم : " هنر بازیگری ' عباس غزالی ' "

 

 

** یک عده معتقدند که نقش " بهروز " وضعیت سفید به شما شباهت  دارد . از نظر

خودتان هم همین طوره ؟

 

- نه , اصلا . این بعضی هایی که می گن یا باید در واقع خانواده ی درجه یکم باشن که

انقدر مستقیم می گن , که اگر از خانواده ی درجه یکمم بپرسین , اینو نمی گن . یا اگر

غیر از این باشه , خب از خودشون گفتن . من نه صدام اون طوریه مثل " بهروز " و نه شلوار

کردی تو زندگی اصلیم می پوشم و کلا فکر می کنم همه چیز یک شخصیت ساختگی بود

که من ذهنیتم رو به ذهنیت " حمید نعمت ا... " و " هادی مقدم دوست " نزدیک کردم تا

بتونم از خود واقعیم خارج شم و به شخصیت " بهروز " بخوام نردیک شم . " بهروز " یه

آدمی بود که تو دهه ی66 زندگی می کرد و تو دهه ی 66 , سی سالش بود . اما من ,

" عباس غزالی " ام که تو دهه ی 66 , اون موقع سه سالم بوده . خب خیلی چیزا از

نظر جغرافیایی , خیلی صدا ... اون جا آدم خیلی اغراق آمیزه , عشق آرتیست بازی

داشته , شومنیشه , شلوغ پلوغ کاریه , عشق خیلی چیزای دیگش که تو وجود " عباس

غزالی " اگر هم باشه , در این حد نیست . کاملا به نظر من فرق می کنه و هر کسی که

بهم بگه که کی این جمله رو گفته , خوشحال می شم .

 

** حالا کدوم یک از شخصیت هایی که بازی کردین به خودتون نزدیک بوده ؟

 

- ببینید , اصولا وقتی که شما یک شخصیتی رو می خوای بازی کنی نمی شه گفت که

این شخصیت کاملا شبیه منه , این شخصیت کاملا شبیه من نیست . نه ... به هر حال تو

هر شخصیتی , مثلا شما ببینید یک شخصیت منفی هست , تو یک شخصیت مثبت هستی .

ببینید که تو این شخصیتی که منفی هست , یه چیزی هست که تو وجود تو هم هست . 

می دونی چی می گم , یعنی همه چیز اون چیزی نیست که بگی اگه اون منفیه , منم

شدم منفی . به هرحال تو شخصیت هایی که بازی کردم , یه درصد خیلی کمی بوده که

به خود واقعی من نزدیک باشه . مثلا , مثلا بگم , همین مثلا شخصیت " فرزاد " این 

عشق به خانوادش , توی زندگی خودمه و من این رو درک می کنم که در واقع چقدر

مادرش رو دوست داره , تو قصه راحت تر می تونستم این ژانر رو بازی کنم . یا مثلا توی

" بهروز " خیلی خیلی کم چیزی شبیه من بود . چون آخه من نه " معتادم " , نه چیز دیگه

ای . و توی شخصیت ... فکر می کنم یه سریالی بازی کرده بودم به اسم " رستگاران " ,

اون جا " محسن " بودم , اون جام یه ... عشقی به خانواده داشت , ولی اون جام باز فرق

می کرد . اون جا  " محسن " خودشو مرد خانواده می دونست و خیلی شرایطش فرق می

کرد . من یه تله فیلمی بازی کردم به اسم " نیمه شب " به کارگردانی آقای " سیامک

صرافت " که من با خانم " حدیث میرامینی " نقش " علیرضا " رو بازی می کردم , شخصیت

" علیرضا " هم اون عشق به امام رضا که تو وجودش بود و دوست داشت که در پدرش 

رو در واقع ببره به پابوس امام رضا که هر ساله نذر داشت , منم هر ساله نذر دارم برم

پابوس امام رضا و برای همین اینو خیلی درک می کردم و به خودم نزدیک می دونستم .

اما اون موقع فیلم رو که داشتم بازی می کردم , چون توی قصه پدرم علیل بود و پا نداشت 

و رو ویلچر بود , دقیقا مصادف شده بود با روزهایی که پدرم در بستر بیماری بود و کاملا

این شرایط رو درک می کردم . نکات خیلی شخصی و خیلی ریز و خیلی کم . اصولا خیلی

نقش هایی که بازی کردم خیلی خیلی زیاد شبیه به خود من نیستند . نه خودآگاه و

نه ناخودآگاه , معمولا نقش به من سپرده می شه و من وقتی می خوام نقشی رو

انتخاب کنم , دقت می کنم به این که در راستای هدفم در زندگی هنری و بازیگریم هست

یا نه . یه ملاک هایی دارم که اون ملاک ها کاملا تخصصی و در مورد بازیگریه . نه اینکه

مثلا فکر کنم که کدومش به من نزدیک تره و بازی کنم . ولی سوال قشنگی بود . امیدوارم

که کامل جواب داده باشم .

 

 

 

** چقدر از بازیگری و کارتون در صدا و سیما راضی هستید ؟

 

- بله ... من استخدامی صدا و سیما نیستم . کار بازیگری توی صدا و سیما از این نظر فقط

مربوط می شه که کاری رو انجام می دی که از صدا و سیما پخش می شه . وگرنه ما کارمند

 صدا و سیما نیستیم . ما کاملا قراردادی هستیم . پروژه به پروژه پیشنهاد داده می شه و

درواقع طرف مستقیممون " صدا و سیما " نیست . اما اگه منظورتون از کار بازیگری توی

 تلویزیون , کار بازیگری توی صدا و سیماست , بله , چرا که نه . چون که هدف من بازیگریه .

بازیگری خیلی برای من مقدسه ... خیلی دوسش دارم و این که خدمتگزاری مردم رو می

کنی و مردم به ما نمره و اعتبار و امتیاز می دن , خیلی برام حائز اهمیته و خیلیم راضیم .

خب مشقت هایی داره . ولی به هرحال هر کاری , سختی خاص خودش رو داره . تو باید

سختی زیاد بکشی تا به اون جایگاهی که دوست داری برسی و من توی این دو سال خیلی

 خیلی سختی کشیدم . اگر که کار بازیگری کردم , هر نقشی رو بازی نمی کردم . با توجه

به پیشنهادات زیادی که داشتم , فقط و فقط به این دلیل بود که احترامم به مردم مخاطب

خیلی زیاده . چون اعتقادم بر اینه که مخاطب اگر نباشه , من نیستم و اگر هم به این جایگاه

رسیدم , مخاطب این جایگاه رو به من داده . پس کاملا به عقایدش و انتظاری که از من داره ,

 احترام می ذارم و نمی ذارم نقش های بد بازی کنم . اصلا در وجود خودم نمی بینم که کم

انرژی بزارم که انتظارشون از من برآورده نشه و لکه دار بشه و به خاطر همین سعی می

 کنم آروم آروم نقش هایی رو بازی کنم که با نقش های قبلیم فرق کنه و به همان اندازه

 تاثیر گذار و جذاب باشه و مردمم باید اون رو دوست داشته باشن . من موقعی می فهمم

کارم خوب بوده که مردم به من نمره ی قبولی بدن , نه کس دیگه ای .

 

** برنامه ای هم برای ورود به سینما دارین ؟

 

-  بله خب و جزء اهدافم هستش . ولی می گم چون که مخاطب خیلی برای من مهمه اصولا

به این نگاه نمی کنم که آقا این کار توی تلویزیونیه , پس بازی نمی کنم . این کار توی تئاتره

, بازی نمی کنم . اصولا اثر هنری چون مخاطب داره و امضای تو هستش , تو هر قالبی باید

انرژی خودت رو بذاری , اگر بخوای قبول کنی . ولی من اگر تا الان پا به سینما نذاشتم ,

 پیشنهاد داشتم . اما پیشنهاد ها دندون گیر و چشم گیر نبوده , نپذیرفتم و سعی کردم که

 ... یعنی دوست دارم که با قدمی محکم وارد سینما بشم . ولی این رو از الانم می گم , اگر 

به سینما وارد بشم , هم چنان تلویزیونم رو دارم , هم چنان تئاترم رو دارم , این جوری نیستم

 که بگم , من رفتم سینما , دیگه نمیام تلویزیون و تئاتر . اما اگر پیشنهاد خوبی نداشته باشم ,

 هیچ وقت هم با هر نقشی وارد سینما نخواهم شد .

 

 

 

** به فیلم سازی هم فکر کردید ؟

 

- بله ... فکر کردم ... پیشنهادم داشتم و فکر می کنم تا حدودی توانایی شم داشته باشم .

من فیلم سازی تا حدودی می دونم , تدوین تا حدودی می دونم , عکاسی تا حدودی می

دونم و بازیگری رو به صورت حرفه ای دارم دنبال می کنم و اون ها رو برای دل خودم هم

انجام دادم ,  اما به صورت حرفه ای نه . به خاطر این که اعتقادم اینه که آدم باید یک شاخه

ای رو بگیره و تا انتها بره . بازیگری شاخه ی اصلی منه و اگر روزیم خواستم شاخه های

دیگه رو به صورت حرفه ای دنبال کنم , اگر به شاخه ی اصلی خودم لطمه نزنه , این کار

رو انجام می دم . اگر لطمه بزنه , به هیچ وجه به صورت حرفه ای دنبال نخواهم کرد .

 

** تا کی می خواین بازیگری رو ادامه بدین ؟

 

- تا آخر عمرم . تا موقعی که یه قطره خون بیشتر تو وجودم نباشه . تا موقعی که خون

توی بدنم جریان داشته , من این کار رو انجام می دم . تا موقعی که من زنده باشم و

بتونم نفس بکشم . اما در یک شرایطی , امکانش هست که من بازیگری دیگه نکنم . اونم

اینه که خدا از من بخواد که دیگه بازیگری نکنم .

 

** یعنی به خاطر اعتقاداتتون بازیگری رو کنار می ذارید ؟

 

- به چه منظور ؟

 

              

 

** یعنی به خاطر اینکه مذهبی هستین و خواست خدا براتون ارجحیت داره , در اون صورت

بازیگری رو کنار می ذارین ؟ 

 

- آره ... اون از من بخواد . مثلا در صورتی که می دونم کاملا هدایت من دست خداست .            

بیشتر از هر کس دیگه صلاح خودم رو بهتر از خود من می دونه , پس من هیچ موقع دخالت

نمی کنم . اگه منظورت از نظر مذهبی بودن و ایناست , خب ما الان داریم کار فرهنگی می

 کنیم , توی یک کشوری که جمهوری اسلامیه و قطعا کسی که تو عالم فرهنگ داره فعالیت

 می کنه , اونم توی کشور جمهوری اسلامی , قطعا فعالیتی که می کنه , خارج از این نوع

مسائل نیست , پس چرا بخواد آسیب برسونه ؟ قطعا آسیبی نمی رسونه .

 

** شما در تله فیلم " چهار حرفی " بازی کرده اید . اما سکانس های مربوط به شما پخش

نشد و حتی اسمتون هم در تیتراژ قید نشد ... آیا در میانه ی کار انصراف دادین ؟

 

- انصراف ؟؟؟؟ نه , نه , نه , نه . فیلم " چهار حرفی " یکی از فیلم های موفق زندگیه منه .

اما اون فیلم اتفاقاتی براش افتاد . این فیلم در واقع حاصل اشتراک من و " جمشید

محمودی " عزیز که دوست صمیمی من هستش و کارگردان این کاره , و بعد از فیلم

" می تونه آخریش باشه " , فیلم دوم این کارگردان " چهارحرفی " بود که من به شدت

درگیر " وضعیت سفید " بودم . از اونجایی که با هم رفاقت شدیدی داریم , به من گفتش

 که به صورت افتخاری , دو یا سه سکانس رو توی این فیلم برای من بازی کن . نقش خیلی

خوب به نظر من . هنوز من اون سکانس ها رو خیلی دوست دارم . و بعد من تونستم

توی " وضعیت سفید " یک دو روزی رو در واقع مرخصی بگیرم و بیام این نقش رو بازی

کنم و بازی کردیم . نتیجشم خیلی عالی شد . اما این کار با یک سال و نیم توقیفی رو به

رو شد و سازمان این کار رو برای پخش توقیف کرد و بعد هم که اجازه ی پخش بهش داده

شد , گفتن که شما باید اگر فیلم دو ساعت بود , شما باید یک ساعت فیلم رو سانسور

کنین . بعد تو این سانسور , فکر کنین مثلا من , هشت دقیقه حضور داشتم . هشت

دقیقه ی من افتاد تو همین یک ساعت سانسور و کاملا حذف شد و وقتی که حذف بشه

دیگه اسم من به عنوان بازیگری که توی کاره , قطعا نیازی نیست و کارگردان با تمام

احترامی که من براش قائلم و اونم برا من احترام قائله , گفتش که چه کار کنیم ؟ و من

گفتم که کاملا دیگه اسمم رو در بیارین . این جوری بهتره . و این اتفاق افتاد و متاسفانه

بازیگرای کار و خیلیا ناراحت شدن . از جمله : خود کارگردان و تهیه کننده . ولی خب

دیگه این اتفاق برای این کار افتاد , متاسفانه یا خوشبختانه , و منم دیگه توی پخش

تلویزیونیش نبودم . ولی من فیلمم رو کامل به صورت دو ساعت , بدون سانسور دارم و

همیشه , هر موقع که دوست داشته باشم , می ذارم توی دستگاه و می بینم .

 

                     

 

** شما دوست دارین ژانر طنز هم تجربه کنین ؟

 

- من تا حدودی داشتم . قالب فیلم " می تونه آخریش باشه " , شخصیتی که بازی می

کردم , شخصیت تیپیکالی بود و شیرین کاری و طنازی داشت . شخصیت " بهروز "

وضعیت سفید هم , زیاد جدی نبود ; تیپیکال بود ; تیپ و شخصیت بود و طنازی داشت ;

شیرین کاری داشت ; و تو فضای شیرینی قرار گرفته شده بود و فضای شیرینی رو به

نمایش می ذاشت و هم چنین تا حدودی در فیلم " یه گوشه ی دنج " و تا حدودی توی

فیلم " به صرف شربت و شیرینی " . اینا تا حدودی درواقع در قالب یک کار یه مقدار مفرح

 بودند . ولی ... چرا که نه ... آره . منتها اگر کمتر این کار رو می کنم به خاطر اینه که کارهای

 طنز توی سیستم ما , توی تلویزیون و سینمای ما , متاسفانه , بد تعریف شده و الان , معذرت

 می خوام , لودگی رو کار طنز می نامند و این اشتباهه . مسخره بازی رو کاز طنز می نامند

 و این اشتباهه . اتقاقا " طنز " یک نوع ژانره که در همه جای دنیا اعتبار داره که مثلا در کنار

کارهای درام قرار می گیره و خیلی خوب در میاد . ولی توی این سیستم ما یه خورده بد جا

افتاده . مثلا من یک کار طنز موفق رو مثلا توی سینما " لیلی با من است " می دونم . این یک

کار طنز خوبه و خیلی کارهای دیگه که هستش , من حضور ذهن ندارم . یا مثلا " مارمولک "

 ... اینا کارهای خیلی با عمقی هستند و بازیگری که می خواد کار طنز بکنه , باید بازیگریش

رو به نمایش بذاره . نه این که با یه سری الفاظ و یه سری ادا اصول و یه سری حرکات الکی

 بخواد بگه که درواقع این کار هنره و این الان هنر طنره . نه ... خیلی تعریف ها متاسفانه

 اشتباهه و من تا موقعی که کار طنز اون شکلی به من پیشنهاد بشه , انجام نمی دم . اما

اگر از نوع واقعیش ... طنز موقعیت خوب به من پیشنهاد بشه , هم جای کار خوب برای بازیگر

 داره و در کنار یک فیلمنامه ی خوب , چرا که نه ... حتما انجام می دم .