* مصاحبه ی اختصاصی " خواهران دریا " با " عباس غزالی " ( 6/6 ) *
* بخش پایانی : " حرف های خودمونی "

** کسی هست که حلالش نکرده باشین؟
- نه .
** خودتون چی ؟ کسی هست که به حلالیتش نیاز داشته باشین؟
- این رو باید توی پیج بنویسین , کسانی که " عباس غزالی " رو حلال نکردن , چند نفرن ؟
نمی دونم وا... ( خنده )
** بالاخره آدم خودش متوجه می شه که کسی ازش رنجیده یا نه ؟!
- نمی دونم . اینو باید از دیگران بپرسید . ولی امیدوارم کسی نباشه که از دست من
ناراحت باشه .

** تا حالا شده که برا خودتون دلتون بسوزه ؟
- دلم واسه خودم بسوزه ؟! ... ( مکث می کند ) نمی دونم ... خیلی سوال سختیه . فکر
کنم , دو روز باید دربارش فکر کنم .
** تو زندگیتون بیشتر آسیب دیدین یا آسیب زدین ؟
- وا... بازم این ازون سوالای سخته ... اما , سعی کردم که آسیب نزنم . اگر زدم , باید بذارین
رو حساب این که انسان جایزالخطاست و منم امیدوارم دیگه هیچ موقع این کار رو نکنم و اگر
آسیب خوردم , ... آسیبم خوردم , ولی همیشه سعی کردم , از شکست ها و آسیب هایی که
می خورم , نهایت استفاده رو ببرم و می دونم که بعد از هر شکستی , پیروزیه , نا امید نشدم
, پشتکارم رو ادامه دادم . اصولا چون آدمیم که اعتقاد به حکمت و صلاح و قسمت دارم , هر
آسیبی می خوردم , می گفتم قسمت بوده و سعی کردم خودم رو جمع و جور کنم .

** دوست داشتین چه اتفاقی تو زندگیتون بیفته که نیفتاده ؟
- توی زندگی هنریم , همین تجربه ی سینماست ... توی اون نقش و اون فیلمی که خیلی
دوست دارم .
** صفحه ای تو زندگی تون هست که دوست داشته باشین پارش کنین یا حذف بشه ؟
- قطعا هستش . اما زیاد صفحات سیاه خیلی ناجور نیست که در موردش فکر کنم , دو
ساعت به خاطرش تب کنم . نه , ولی ... قطعا بوده . اگر صفحه ای رو که می گین صفحه
ی بزرگه ... نه , نه , نه . از نظر من اندازه ی یک دفترچه یادداشته کوچولوئه .

** تا حالا به شعورتون توهین شده ؟
- وا... یه وقتایی , یه برداشت هایی آدم می کنه , بعد می ذاره رو حساب این که من اشتباه
برداشت کردم . ولی واقعیت , یه وقت هایی آدم یه همچین حس هایی داره .... منم توی این
29 سالی که از عمرم می گذره , یه وقت هایی هم چین احساسی کردم . ولی بخشیش
برداشت من اشتباه بوده , بخشیش اون طرفه که تقصیر نداشته , بخشیشم اتفاقا شاید از
قصد این کار رو کرده که من فقط به خدا می سپارم دیگه . کار دیگه ای نمی شه بکنم .
** جایی بوده که خواست خدا رو بر خواست خودتون ارجح بدونین ؟
- من تا چند سال پیش , شاید اعتقادم این نبود . صرفا اون اتفاقی که دوست داشتم تو
زندگیم بیفته و نمی افتاد , خیلی شاید دلخور و از دست خدا ناراحت بودم . اما الان چندین
ساله که می گم بزرگترین هدف زندگی من , آرزوی من , بازیگریه و این چیزا برای من ارزش
داره .اما کسی که با این عشق , درباره ی بازیگری حرف برنه و بگه اگه خدا نخواد , من دیگه
بازیگری نمی کنم , یعنی این که همه چیزم رو سپردم به خودش . واقعا نشونه هایی دیدم
و اتفاقاتی در زندگی من افتاده که همه چیزم رو سپردم به خدا و از خودش می خوام که دیگه
من رو به حال خودم رها نکنه , حتی به اندازه ی یه پلک زدن , هر چیزی رو برای من رقم بزنه
هم , با عشق قبول می کنم و بهش احترام می ذارم . من هر چی دارم , از خدا دارم .
** رنگ زنذگی از دیدتون چیه ؟
- رنگ زندگی ... رنگ و وارنگ . مثله یک مداد رنگی . همه ی رنگ ها توشه . تو روزای مختلف
, تو آدمای مختلف اتفاق می افته . رنگ و وارنگه ... رنگین کمانه .
** یه جمله ی یادگاری برای هوادارانتون بگید .....
- یک جمله ی یادگاری .....
" عجب حکایتیست , حکایت باران پاییزی ... تنها را تنها تر می کند , عاشق را عاشق تر . "

** متن ادبی زیبایی بود ...خیلی لطف کردین از این که وقتتون رو در اختیار ما قرار دادین ...
- سلامت باشید . ایشاا... که هر جا که هستید موفق باشید و ممنونم از این که این گفت و
گو رو انجام دادین .

سلام به بازدیدکنندگان محترم :