نگرانیهای شغلی طبقات فرودست در نمایش « آشپزخانه » به نمایش در آمد
نمایش « آشپزخانه » به کارگردانی و نویسندگی حمیدرضا رادمند در تالار حافظ به روی صحنه رفت.
این نمایش دارای بازیگرانی چون امیر جنانی، نوشین مسعودیان، عطیه ترابی، فاطمه صادقی، پدرام صمدی، محمدرضا رحمتی، صادق برقعی، مهدخت مولایی بود.
داستان نمایش درباره یک کافه رستوران در منطقه تاریخی در شهر تهران است که روز آخر کاری خود را سپری خواهد کرد، در این روز اتفاقاتی میافتد که البته نه چندان دلچسب و با فروز و فرود خاصی همراه است.
وقایع این داستان تنها از یک صبح تا غروب در آشپزخانه کافه و در زمان حال اتفاق میافتد.
صحنه شروع این نمایش در تاریکی است حدود بیست دقیقه از کار در تاریکی میگذرد و بعد مشخص میشود که برقها رفته است، صحنه آشفته از یک آشپزخانهای است که در معرض تعطیلی است، برق رفته، لولههای آب ترکیده و زمین را آب برداشته و شخصیتها همه گیج و مبهوت در انتظار سرنوشتی هستند که مشخص نیست ماندیاند یا رفتنی.
موضوع اصلی کار در واقع بیکاری و نگرانی شخصیتهای داستان برای از دست دادن شغلشان است برخی از آنها به کار علاقه دارند برخی بی هویت و هیچ و پوچ هستند و برای وقت گذرانی در کافه حضور دارند و برخی نیز واقعا به لحاظ مالی احتیاج به کار دارند.
در بین کاراکترها، نقش سارا دختری زبل و البته بی توجه و بی قید وجود دارد که بیشتر تماشاچی را جذب کرده است.
برخی از این کاراکترها ـاز جمله همین سارا مسائلی را از دیگر همکارانش مخفی میکند از جمله اینکه میگوید خانوادهاش در خارج از کشور هستند و وی تصمیم دارد که به آنجا سفر کند درحالیکه چنین چیزهایی صحت ندارد. حتی ارتباطات خاص کاراکترهای آشپزخانه با روسا و مدیرانشان نیز از یکدیگر مخفی میشود.
ژانر نمایش واقعگرا و با کمی طنز همراه است. فضای کلی کار مدرن و البته روایتی ساده دارد، روایتی تک خطی که احتیاج به هیچ دقتی برای فهم آن نیست. پایان داستان نیز همچون آغازش تلخ البته با درون مایهای طنز است.
از ابتدا تا پایان نمایش به طور پیاپی برقها میرود، مسئول حراستی که قرار است کافه را از کارکنان تحویل بگیرد مدام آنها را تحت فشار قرار میدهد، مدیر رستوران به دلیل مشکلات مالی متواری است و بنابراین کارکنان نیز همه بی هدف تلاشی بیهود برای ماندن دارند.
در نهایت هم اتفاقی که نباید بیافتد برای کارکنان کافه میافتد و آنها مجبور به تخلیه کافه میشوند، فردی برای ضبط اموال کافه میآید و ... اما کارکنان کافه در نهایت نگرششان را تغییر داده و با خوش و بش با یکدیگر ساعتهای پایانی کار خود را میگذرانند.
سلام به بازدیدکنندگان محترم :